تحقیقات دانشجویان

تحقیقات ارائه شده به استاد محمد علی محسن زاده

نو آوري و شکوفايي در دين و قرآن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نام پروژه

نو آوري و شکوفايي  در دين و قرآن

استاد:

جناب آقاي محسن زاده

تهيه کنندگان:

بتول متين مه

 

مريم تهامي

 

سال تحصيلي:

1387

فهرست مطالب

مقدمه..............................................

نو آوري و شکوفايي ازمهمترين عوامل موفقيت درتبليغ است     

نوآوري و شکوفايي به راهبرد و سياست گذاري نياز دارد .

 

نوآوري ديني پاسخي به نيازهاي روز است................

نوآوري در کلام معصوم................................

نوآوري در کلام رهبري.................................

موانع نوآوري در عرصه دين پژوهي.....................

نوآوري‏هاي قرآن در شيوه تاليف.......................

واژه‏هاي غير عربي....................................

 

ابزار تحقق نوآوري و شکوفايي استفاده از روش‌هاي نو و افراد فرهيخته است...................................................

فرهنگ و تمدن، مأموريت راهبردي بشر....................

جايگاه ارزش ها و اصول در بازسازي تمدني..............

اصول ارزشي، جانمايه تمدن ها..........................

نوآوري در محور ارزش ها..............................

بدعت يا نوآوري زيانبار و ضدارزشي...................

ماموريت تمدن سازي بشر...............................

راهكار براي نوآوري و شكوفايي در فعاليت هاي قرآني آموزش و پرورش  

منابع..............................................

 

 

 

 

 

مقدمه

 

سال 87 از طرف رهبر معظم انقلاب  سال نوآوري و شکوفايي نامگذاري شده است، سالي که ربيع در ربيع است بهار طبيعت با بهار معنويت و ميلاد رحمت و برکت پيامبر عظيم الشان اسلام حضرت محمد مصطفي (ص) و امام جعفر صادق (ع) متقارن گشته است. پيامبر اکرم (ص) مي‌فرمايند" ابنا الاربعين زرع قد­­دناحصاده" فرزندان چهل ساله من شما محصولي هستيد که رو به سوي ثمردهي و بهره دهي مي‌رويد لذا بايد در اين دهه نو آوري نمود و آنچه در سالهاي گذشته کاشته‌ايم به شکوفايي رساند تا بهره‌برداري خوبي براي نسلهاي آينده داشته باشيم .

هم انديشي : در سال نوآوري و شکوفايي بايد محاسن و معايب گذشته‌ بررسي شده و با بسط محاسن و زيباييها و رفع نواقص و زشتي ها به شکوفايي برسيم و کام ملت را شيرين کنيم.

نوآوري  و شكوفايي براي بهره گيري از امكانات و منابع و به فعليت  درآوردن استعدادهاي بالقوه  لازمه و پيش درآمدي براي توسعه و تعالي افراد ، سازمانها و كشورها  محسوب مي شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نو آوري و شکوفايي ازمهمترين عوامل موفقيت درتبليغ است

به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان يزد : معاون فرهنگي اداره کل تبليغات اسلامي استان يزد در اولين همايش روحانيون و طلاب شهرستان مهريز در سال جاري که با عنوان مبلغان ديني ، نوآوري و شکوفايي برگزار شده بود گفت : روحانيون اکر بخواهند حرفهايشان در ديگران اثر داشته باشد بايد بيش از گذشته ابتکار و نو آوري داشته باشند .

حجت الاسلام علي کارگر با اشاره به اينکه مخاطب شناسي ، بهره گيري از روش هاي نوين علمي و روز آمد و جذاب از مصاديق عيني نوآوري يک مبلغ موفق است افزود : نو آوري و شکوفايي از مهمترين عوامل موفقيت در امر تبليغ و جذب جوانان است و مبلغان ديني به عنوان مدافعان اسلام و مروجان دين بايد در خط مقدم نوآوري و شکوفايي باشند .

امام جمعه شهرستان مهريز نيز در اين مراسم منابر را مکان مقدس و جايگاه بيان رسالت الهي توسط پيامبر اعظم (ص) و روحانيون را مناديان دين و پرچمداران تعالي و کمال جامعه از طريق احياي معنويت دانست .

حجت‌الاسلام والمسلمين علي برهان خواستار تجليل و تکريم و بهره مندي هرچه بيشتر از بزرگان علوم ديني شهرستان مهريز شد .

فرماندار شهرستان مهريز هم در اين همايش ضمن بيان گزارش کوتاهي از فعاليت هاي سه ماهه دوران مسئوليت خود ، استقبال باشکوه مردم اين شهرستان از مقام معظم رهبري و نماينده ايشان ،به برگزاري برنامه هاي مختلف در ايام ا... دهه فجر انقلاب اسلامي و همچنين حضور گسترده در انتخابات مجلس شوراي اسلامي توسط مردم متدين اين شهرستان اشاره و آن را نشانه توجه روحانيون و مبلغان ديني به مسائل روز جهان و کشور اسلامي و نيازسنجي و آگاهي از مقتضيات زمان و توانايي آنها در بسيج نيروهاي انقلابي دانست .

احمد علي زارع زاده گفت : تا زماني که مردم پيرو روحانيت متعهد وولايت مدار هستند ، دشمنان مأيوس وزبون بوده و نمي توانند کوچک ترين ضربه اي به اين نظام مقدس و الهي برسانند .

در ادامه همايش مبلغان ديني شهرستان مهريز ، کارشناس جذب و گزينش روحانيون مستقرکشور به استقرار 1800 روحاني در روستاها و مناطق مختلف کشور در قالب طرح روحاني مستقر اشاره کرد و تبليغ دين و نشر فرهنگ اسلام ناب محمدي (ص) را از اهداف اين طرح عنوان کرد و اقامه نماز جماعت ، سخنراني ، پاسخ به سوالات شرعي ، برگزاري جلسات ادعيه و زيارات ، برگزاري کلاسهاي ديني و قرآني و همچنين اجراي مسابقات فرهنگي و راه اندازي کتابخانه علوم ديني را از برنامه ها و مأموريت هاي مبلغان ديني ذکر کرد.

حجه الاسلام دخيل عباس زارع زاده با توجه به سکونت اين مبلغان در روستاهاي محروم خواستار رسيدگي به مشکلات آنها نظيرعدم وجود خانه عالم ووسايل ارتباطي توسط دستگاه هاي ذيربط شد .

وي از اختصاص هفت سهميه جديد روحاني مستقر به استان يزد خبر داد و از طلاب واجد شرايط که سطح دوم تحصيلات حوزوي را به پايان رسانيده اند خواست براي طي مراحل گزينش اقدام نمايند .

در آغاز اين همايش ، مدير اداره تبليغات اسلامي مهريز ضمن تبريک سال جديد خواستار توجه به رهنمودها و منويات مقام معظم رهبري در پيام نوروزي و سخنراني ايشان در مشهد مقدس شد .

حجت الاسلام مجيد جعفر پور به نامگذاري شايسته امسال به عنوان سال نو آوري و شکوفايي اشاره کرد و گفت : مبلغان ديني مي بايست در روش هاي تبليغ دين مبين اسلام نو آوري نموده و برنامه هاي فرهنگي مذهبي نويني را ابداع کنند .

جعفر پور آمادگي اداره تبليغات اسلامي مهريز را جهت پذيرش و اجراي طرح هاي مختلف فرهنگي و ديني اعلام کرد و با اشاره به گسترش علوم و نيازها و شبهات جديد از مبلغان خواست با مطالعه بيشترو فراگيري و استفاده از فن آوري اطلاعات ، تعامل بيشتر با يکديگر و ارتباط با حوزه هاي علميه سلاح خود را در مقابل دشمنان عزت مسلمين قوي و مستحکم نگه دارند .

 گفتني است همايش مبلغان ديني ، نو آوري و شکوفايي با هدف تحقق منويات مقام معظم رهبري در خصوص سال نو آوري و شکوفايي به همت اداره تبليغات اسلامي شهرستان مهريز و با حضور يکصد نفر از مبلغان اين شهرستان در محل باغ تاريخي اکبر آباد مهريز برگزار شد

 

نوآوري از جمله موضوعات  مهمي است  كه از ابعاد مختلف به آن پرداخته شده  و هر روز كاربرد و اهميت آن بيش از پيش ، روشن مي شود. سالها است  كه خلاقيت و نوآوري  براي همه كشورها و سازمانها به عنوان اصلي ترين  موضوع مطرح مي باشد.

بسيار خشنود و خرسنديم كه موضوع مهم نوآوري و شكوفايي به عنوان شعار سال جديد نامگذاري گرديد.

لازمه گرامي داشت اين سال بر اين است  كه نوآوري بايد به عنوان رويكرد اصلي و استراتژيك قواي سه گانه، دولت ، مجلس و كليه  دستگاههاي اجرايي ملي ، استاني و شهرستاني مورد توجه قرار گيرد.

و به يك عزم عمومي و جنبش و حركت ملي تبديل شودتا قله هاي پيشرفت و ترقي ازروشهاي كوتاه و ميان بر فتح شوند  زيرا قدرت اول خاورميانه براساس چشم انداز بيست ساله با حركت ها و تلاشهاي معمولي و آهسته  قابل تحقق نيست.به همين منظور نوآوري سريعترين راه براي عبور از گردنه هاي سخت  و دشوار توسعه  يافتگي است .

بايد قبول كنيم  كه رويكرد هاي موفقيت آميز  گذشته  نمي تواند موفقيتهاي امروز  و آينده  را رقم بزند . براي اينكه  هر روز قواعد  گذشته  منسوخ مي شوند، آينده يافتني نست، بلكه ساختني است  و از جنس گذشته و  استمرار آن نيزنمي باشد.

بايد قبول كنيم  كه منابع انساني  در سازمانها به عنوان  با ارزشترين دارايي و مهمترين  سرمايه  سازمانها است  براي اينكه هيچ سازماني نمي تواند  فراتر از كاركنانش برود.

خلاقيت و نوآوري  تنها حاصل انديشه و افكار كاركنان در سازمانها است . سازمانهاي  خلاق و نوآوري  نيازمند  كاركنان و مديران خلاق و نوآورند.كه به وضع موجود رضايت نداده  و خوب  بودن  را آفت بهتر شدن  بدانند.

اگر چه تكنيك  هاي زيادي براي خلاقيت و نوآوري  مطرح  مي باشد  اما ،  خلاقيت  و نوآوري قبل ازاينكه يك تكنيك  باشد يك تفكر است ( تفكر واگر در مقابل تفكر همگرا )  كه براساس آن بايد:

1- موضوع نوآوري وشكوفايي بايد درسال جاري به عنوان اصلي ترين  موضوع سازمانها تلقي شود.

2- نوآوري ، شكوفايي بايد به يك عزم جدي ، عمومي و حركت فراگير در سازمانها تبديل شود.

3- عدم رضايت به وضع موجودنظام اداري و برنامه ريزي براي بهبودآن « خوب بودن آفت بهتر شدن »

4- اعمال مديريت مشاركتي با استقرار نظام پذيرش و بررسي پيشنهادات در سازمانها

5- برگزاري و تشكيل  كلاسها و كار گاههاي آموزشي براي  تبيين  تكنيك هاي خلاقيت ، نوآوري و شكوفايي

6- هدف گذاري و برنامه ريزي  جهت نوآوري  و شكوفايي(نوآوري، شانسي وتصادفي ايجادنمي شود)

7- افزايش مشاركت وهمكاري مردم درزمينه هاي مختلف

8- براي نوآوري ،كليه فرايند و رويه هاي ارائه خدمات بازنگري ،اصلاح و مهندسي مجدد شوند.

9- وظيفه گرايي و فرايند گرايي به نتيجه گرايي تبديل شود.

10- شعارهاي نوآوري ، خلاقيت و شكوفايي  براي فرهنگ سازي در سربرگ نامه هاي اداري درج گردد.

11- نگاه عادتمندانه به نگاه هوشمندانه  جهت رهايي از عادتها و قالب هاي ذهني گذشته تبديل شود.

12- شناسايي، معرفي و تقدير از كاركنان ، مديران  و سازمانهاي نوآور وخلاق جهت فرهنگ سازي

13- ايجاد فضا و محيط نوآور وخلاق براي شكوفايي استعدادهاي افراد  و سازمانها

14- شناسايي وحذف موانع نوآوري  و شكوفايي درسازمانها

15-  تشكيل اطاق  فكر و انديشه  جهت نوآوري و شكوفايي  فكرها و انديشه ها

16- ارتقاي يادگيريهاي فردي ( آموزشي و توانمدسازي ) و يادگيري هاي سازماني

17- براي نوآوري  ، خلاقيت و شكوفايي نيروي انساني در سازمانها  مورد توجه بيشتري قرار گيرند.

18- بهره گيري از فن آوريهاي روز براي نوآوري سازمانها

19- انتخاب و انتصاب مديران خلاق  و نوآور براي واحدهاي سازماني

20- درگير نمودن  همه كاركنان  و واحدهاي سازماني  براي نوآوري

21- مدريت بهينه نوآوري براي شكوفايي سازمانها

22- مديريت تعارض  به جاي  سركوب آن و پذيرش  اختلاف سليقه ها براي شكوفايي انديشه ها

23- بهره گيري  از تكنيك هاي  خلاقيت  و نوآوري

24- همسويي بين  اهداف فردي و سازماني

25- ارتقاء  و بهبود فرهنگ  كارگروهي

26- رويكرد اصلي كليه  كارگروههاي ذيل شوراي برنامه ريزي توسعه  استان  قرار گيرد.

27- ايجادفضاي نوآوري و شكوفايي بايد جزء دستور كار كميسيون  هاي تحول اداري دستگاهها  قرار گيرد.

28- پرهيز از محافظه  كاري

29- افزايش خودباوري واعتماد به نفس مديران و كاركنان

30- تلاش وحركت بيشتر و مجدانه 

 

 

 

 

نوآوري و شکوفايي به راهبرد و سياست گذاري نياز دارد

 

  با توجه به بيانات رهبر معظم انقلاب  در نوروز 87 و با الهام از آيات و روايات مطالب ذيل از راجع به نوآوري و شکوفايي برداشت مي‌شوند.

1- سال نوآوري يعني تجديد نظر در روشها و منشها. بايد فکر کنيم بهترين، آسانترين، سريعترين راه و روش براي رسيدن به هدف و مقصد  کدام است تا آن طريق و مسيرو جهت را طي نماييم و زودتر و سريعتر و آسانتر به مقصد برسيم .

2- سال برنامه ريزي صحيح و اندازه گيري دقيق. حضرت علي (ع) مي‌فرمايند: " قد رثم اقطع و فکر ثم انطق و تبيين ثم اعمل" يعني اندازه‌گيري دقيق سپس بردن و قطع کردن، انديشيدن و فکر صحيح کردن سپس سخن گفتن و طراحي و آمادگي کامل داشتن، سپس اجرا نمودن. بيشتر عقب‌ماندگيهاي ما از اين جهت است که اول برش مي‌زنيم بعد از آن اندازه‌گيري مي‌کنيم و حرف مي‌زنيم بعد فکر و انديشه مي‌نماييم و جوانب را بررسي ننموده و وارد عمل و اجرامي‌شويم. لذا هميشه گرفتار مشکلات هستيم و گاهي يک گفتار بدون فکر با بازتاب  جهاني بر روي  اقتصاد کشور تأثيرگذار است. در سال 87 بايد به اين فرمايش علي (ع) جامه عمل بپوشانيم .

3- سال شتاب منظم و منضبط. در سال 87 بايد در ميدانهاي مختلف، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و بين‌المللي و مبارزه با استکبار جهاني از حالت پدافندي به آفندي برسيم و اين نکته‌اي است که رهبر معظم انقلاب مدظله العالي فرمودند: " ما نمي‌توانيم آرام و معمولي حرکت کنيم، بايد با تلاش مضاعف،  جدي‌تر و با نهايت شتاب اما حساب شده، منظم و منضبط به جلو برويم".

4- سال بررسي و تکميل طرحهاي گذشته. ما معتقدان به انبياء الهي و ابراهيم خليل (ع)  "و اتبع مله ابراهيم حفيظا " و پيروان دين محمدي (ص) براي شکوفايي بيشتر و بهتر بايد به سيره و منش و روش پيامبر اکرم (ص) اقتدا کنيم زيرا که آن حضرت (ص) بهترين اسوه و الگوي ماست.

"و لقد کان لکم فجا رسول الله اسوه حسنه " و مي‌بينم که انبياي الهي هر يک کامل‌کننده کارهاي انبياء و اوليا قبل از خويش بوده‌اند. به‌ عنوان مثال، حضرت ابراهيم (ع) پايه‌هاي بناي کعبه را که حضرت آدم (ع) قرار داده است بالا مي‌برد و کامل مي‌نمايد. " و اذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسماعيل..." . لذا قرآن لفظ " يرفع" به کار مي‌برد تا بهفماند که ابراهيم  بالا برنده و تکميل‌کننده کار حضرت آدم (ع) است نه تخريب‌گرا.

رهبر فرزانه هم فرمودند: انتظار دوم در سال جاري اين است که فعاليتهايي که در سالهاي گذشته انجام شده و کارهايي که دولت در سالهاي اخير انجام داده به نتيجه و شکوفايي  برسند و کام مردم از نتيجه اين فعاليتها و تلاشها شيرين شود...".

يکي از علل عقب‌ماندگي و عدم شکوفايي ما اين است که هر مسئولي بر سر کار مي‌آيد، عملکرد و کار مسئول قبلي را خراب مي‌کند و از نو مي‌خواهد بنا بسازد، لذا مصالح و امکانات را به کار مي‌گيرد وهنوز بناي خويش را تکميل نکرده و به شکوفايي و ثمردهي نرسانده است چه بسا که مدت مسئوليتش پايان پذيرد.در نتيجه از امکانات و نيروي مردم بهره‌مند گشته است اما کام مردم را شيرين ننموده است.

امسال سالي است که بايد محاسن، معايب و نواقص گذشته‌ها بررسي شود و در جهت بسط محاسن و زيباييها و رفع نواقص  و زشتيها و پيگيري معايب وکاستيها کوشش کنيم تا به شکوفايي برسيم و کام ملت را شيرين نماييم و به پيام پدرانه و دلسوزانه رهبر عزيز پاسخ مثبت داده و به کتب آسماني عمل کرده و به انبيا الهي اقتدا کنيم زيرا که قرآن مي فرمايد:" ... مصدقا لما بين يديه من الکتاب و مهيمنا عليه" يعني اصول کتب پيشين را تصديق و نگهباني مي‌کند، در عين حال برنامه‌هاي جامعتري را پيشنهاد مي‌کند و لفظ مهيمن بعد از مصدقا دال بر همين معنا و مفهوم است.

5- سال نوآوري و شکوفايي اقتصادي . امسال دولت بايد ورودي و خروجي خزانه دولت را تنظيم نمايد، صادرات نفت و صادرات غيرنفتي و ماليات و عوارض هر سه به تناسب بايد داوري شوند و خروجي و حقوق کارکنان دولت نبايد فقط متکي به نفت باشند تا خداي نکرده استبداد نفتي مقطعي از رژيم ستمشاهي پيش آيد. اگر اين امر تنظيم شود دولت تلاش خواهد نمود تا بخش خصوصي و توليد رابالا ببرد و در نتيجه صادرات غيرنفتي افزايش و بخش خصوصي تقويت واصل 44 قانون اساسي تحقق مي‌يابد و اشتغال‌زايي زياد و بيکاري کم مي‌ شود و در نتيجه توان مردم در پرداخت ماليات و  عوارض آسانتر مي‌شود.

رهبر معظم انقلاب فرمودند : " سرمايه‌گذاري ثروتمندان در بخشهاي توليدي و توليد ثروت در جامعه يک عبادت و ثواب است که اين فرهنگ بايد بيش از پيش در جامعه عموميت يابد، ضمن آنکه مديريت کشور نيز بايد به‌گونه اي باشد که همه طبقات و قشرهاي مختلف از نتايج اين سرمايه‌گذاري‌ها بهره‌مند شوند". تحقق اين عمل باعث مي‌شود که سرمايه‌گذار با طيب نفس و اطمينان خاطر سرمايه‌گذاري نمايد و شکوفائي اقتصادي حاصل شود.

6- سال علم ، فرهنگ و گسترش قرآن . امسال بايد سال تحقيق، تعميق و گسترش فرهنگ مطلوب باشد، به‌گونه‌اي که در مسير توليد علم و جنبش نرم‌افزاري و رساندن استعدادهاي بالقوه به فعليت و ... گوي سبقت را در جهان ببريم .

7- سالي که بايد منابع انساني و ابتکارات و خلاقيت جوانان وصل به مخازن طبيعي و مادي کشور شود .

8- سال نو آوري و شکوفايي يعني باور کردن اين مسئله که ما مي‌توانيم در عرصه جهاني مصداق آيه " فاستوي علي سوقه ..." باشيم .

9- سال به ثمر رسيدن اتحاد ملي وانسجام اسلامي و خنثي نمودن همه توطئه‌ها و تهديدهاي دشمن .

10- سال نوآوري و شکوفايي مجلس هشتم براي تقويت و به ثمر رساندن برنامه‌هاي دولت نهم و برنامه‌ريزي دقيق و حساب‌شده‌تر براي دولت دهم.

11-سال نوآوري و شکوفائي يعني از بين بردن بروکراسي اداري و جلوگيري از فراز مغزهاي کشور.

12- سال نوآوري يعني سال گردش نخبگان در هرم مديريتي کشور.

13- سال نوآوري يعني سال اميد، اطمينان، بروز استعدادهاي نهفته و استفاده از خلاقيتهاي خفته.

14- سال شکوفايي يعني خط بطلان کشيدن به نظامهاي سلطه‌گر و سلطه‌جو و تحقق بخشيدن به اين نداي قرآني که " لاتظلمون ولا تظلمون " نه ظلم کن به کسي و نه به زير بار ظلم برو ، ما نه به کسي تعدي        مي کنيم و نه اجازه مي‌دهيم کشوري و ظالمي به ما تعدي و تجاوز نمايد و با چنگ و دندان از دين و آئين و ميهن و مملکت و ملت و نواميس خويش دفاع خواهيم کرد.

راهکارهاي تحقق نوآوري وشکوفايي نيز بدين قرارند : 1- پرهيز از افراط و تفريط در منشها و روشها؛2- احترام متقابل همديگر و پرهيز از تحقير و طرد نمودن يکديگر؛3-بررسي محاسن، معايب و نواقص گذشته و تلاش در جهت بسط محاسن و رفع معايب و پيگيري نواقص؛4- استفاده نمودن از همه استعدادها و پتانسيلها به‌ويژه از جوانان چون همه چيز را همگان دانند؛5- قواي سه گانه کشور به‌ويژه مجلس و دولت مقدم و تقويت‌کننده يکديگر باشند نه تضعيف‌کننده همديگر ؛6-همگان نوآوري و شکوفائي را وظيفه ديني ، اسلامي ، ميهني و انساني خود بدانند و خود را سهيم بدانند؛7-همگان پيشنهادات وانتقادات سازنده خود را به مسئولان مربوطه ارائه داده و مسئولان اجرايي، قانونگذاري و قضايي کشور به خواسته‌هاي مردم بيشتر اهميت داده و پيشنهادات وانتقادات سازنده آنها را جمع‌آوري و جمع‌بندي نموده و به‌کارگيري نمايند.

نوآوري ديني پاسخي به نيازهاي روز است

 

عضو هيئت علمي مرکز پژوهش اديان با تبيين مفهوم بدعت و نوآوري گفت: نوآوري امکان تعامل و تضارب آرا را فراهم کرده و در سايه قواعد ديني مي تواند به ارائه راهکارها و روشهاي نو برحسب شرايط و نيازمنديهاي روز منتهي شود.

سيد عبدالمجيد ميردامادي عضو هيئت علمي مرکز پژوهش اديان در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: سنت اديان الهي سنتي مبتني بر نشاط و تجديد حيات در عرصه گفتمان تخصصي خود است . نگاهي به سنت تجديد نبوتها که در حقيقت آن پيام آسماني را به صورت عميق و گسترده تر با عنايت به نيازمنديهاي انسان متمدن بيان مي دارد، حکايت از روح نوآوري و زمينه اي براي شکوفايي استعدادهاي پنهان آدمي است.

وي افزود: در اين جا بايد به مفهوم نوآوري و بدعت نگاهي کاملاً متفاوت داشت. زيرا نوآوري  بازشناسي و بازنگري انديشه ها و آموخته و اصلاح آنها براساس اصول و مباني مکتب و براي ورود به فضايي جديد است به گونه اي که بتوان با رويکرد جديد به بسياري از سؤالات و مسائل در قالب سليقه هاي روز و براساس اصول مذهب پاسخ دهيد در حالي که بدعت گونه اي نوآوري بدون مبنا براي دين است که نتيجه آن مي تواند خلل در ارزشهاي ديني باشد.

ميردامادي با تأکيد بر اينکه نوآوري در دين بايد تابع قواعد دقيق ديني باشد استدلال کرد: نوآوري همانگونه که از مفهوم آن قابل استنباط است امري متغير و تابع نيازمندي و سليقه روز است در حالي که دين امري ثابت تلقي مي شود. از اين رو نمي توان بدعت را پذيرفت اما نوآوري همواره مورد استقبال قرار مي گيرد. زيرا نوآوري براي باز شناسي انديشه ها، اصلاح آموخته ها ، دعوت به تعامل و تضارب آرا و ارائه راهکارها و روشهاي جديد براي حاکميت ارزشها مي دانيم.

وي تصريح کرد: اسلام به ويژه مکتب تشيع در سايه اجتهاد وعقلانيت بستري بسيار مناسب براي ارائه نوآوري ها و شکوفايي استعدادهاي اسلامي در حوزه سرزمينهاي اسلامي است ولي گاه شاهد آن هستيم که در سايه انديشه نوآوري، دچار بدعت گذاري مي شويم که در نهايت شاهد بروز و ظهور فتنه ها، فرقه ها، جمعيت­ها و گاه حتي قرائتهايي مي شويم که در دراز مدت با اساس و مبناي اسلامي مغايرت دارند.

عبدالمجيد ميردامادي گفت: همانگونه که مسائل نو در جوامع مدرن ظهور و بروز مي يابند، ضرورت نگاه نو به آنها نيز مطرح مي شود و چنانچه بخواهيم به سؤال انسان مدرن پاسخ دهيم بايد اين پاسخ  تمامي ابعاد زندگي و ويژگي هاي دنياي مدرن را در برگيرد در غير اين صورت نمي توان پاسخ جامع و کاملي براي آن داشت و ضرورت اين امر عنايت به امر نو آوري و حتي نوآوري در بيان و تبليغ ديني است. توسعه و گسترش دامنه پيام دين يا به عبارتي تبليغ ديني در اديان جهان به ويژه دراديان ابراهيمي در سايه قواعد ديني و نوآوري ديني انجام پذيرفت.

وي به عنوان شاهد مثال به برگزاري شوراي دوم واتيکان اشاره کرد که طي سالهاي 1962 تا 1965 برگزار شد و  توانست کليسا را متقاعد کند تا خط بطلاني بر انديشه هاي تاريخي و دگماتيسم خود کشيده و پيروان ديگر اديان را نيز اهل نجات بداند. اين امکان در سايه نوآوري ديني براي خود فراهم آورد که با ديگر اديان نيز به گفتگو بپردازد و حتي در سايه اين گفتگوي ديني تبليغ و تبشير کند.

ميردامادي همچنين اظهار داشت: آنچه در درون جامعه اسلامي نيز به عنوان تقريب مذاهب اسلامي صورت گرفته، باعث شده  فرق اسلامي فارغ از بعضي اختلافات فرعي نوعي انسجام در ميان خود ايجاد کرده و در سايه اين نوآوري ها نه تنها هيچگونه تعارضي نيز با اصول اسلامي ندارد بلکه مي توان به نتايج مثبتي در ميان جامعه اسلام بدست آورد.

وي نتيجه گيري کرد: شعار نوآوري و شکوفايي مي تواند براي انديشمندان و متفکران و حتي کارگزاران و سياستمداران امري حقيقي و واقعي بوده و با تدابير ملموس و محسوس آنها چون ساير شعارها در قالب نظري به فراموشي سپرده نشود.

نوآوري در کلام معصوم


پيامبر اکرم (ص) مي‌فرمايد: «خداوند سبحان در هر صد سال يک نفر را براي اين امت برمي‌گزيند تا دينش را تجديد نمايد».
اين بدان معنا است که نوآوري يک سنت واجب الهي و اسلامي بوده که مي‌کوشد دين را از حصار زمان و مکان خارج ساخته و آن را پويا و به روز نمايد.

نوآوري در کلام رهبري


مقام معظم رهبري در پيام نوروزي سال 1387 فرمودند:
مسئولان دولتي در روشهاي اقتصادي، در روشهاي سياسي و ديپلماسي، در پيشبرد كشور به سمت علم و تحقيق، در گسترش فرهنگ مطلوب در ميان كشور، در ارائه‌ي خدمات به همه‌ي قشرها بخصوص قشرهاي محروم و مظلوم، در آباداني كشور، آحاد مردم در دانشگاهها، در بنگاههاي اقتصادي، در دستگاههاي گوناگون اجتماعي و خدماتي، هر كدامي نياز دارند در كار خود و در عرصه‌ي فعاليت خود نوآوري كنند.

موانع نوآوري در عرصه دين پژوهي

الف- موانع فرهنگي
ـ فقدان سنت تضارب آرا، يا عدم رونق و رواج تضارب علمي
ـ فقدان آداب و ادبيات نقد
ـ سيطره شخصيت و ابهت‌زدگي
ـ مشهورات‌زدگي، که موجب تنگناهايي در مسير فعاليتهاي علمي مي گردد
ـ فقدان سنت ترابط و تعامل علمي ميان قله‌هاي هم عصر و عدم برپايي جلسات متناوب مباحثه و مشاوره علمي
ـ حجاب معاصرت و عدم قدرشناسي به موقع که موجب شکوفايي علم و عالم مي‌شود.
ـ خصلت فرافکني شخصي و صنفي مثل خودتبرئه‌گري
ـ افراط و تفريط
ـ يکي‌انگاشتن اصول‌گرايي و تحجر، تصلب و تقدس
ـ عوام زدگي

ب. موانع اخلاقي


يکي از موانع اخلاقي، آفات اخلاقي است که بايد به صورت مستقل و گسترده تبيين و تنسيق شود؛ مانند پرداختن به سهم رذايلي چون خوض در باطل (هرزه درايي)، عيب‌جويي، مسخريه و استهزا، کينه‌توزي، بخل، حسد، کبر، عجب، غرور، تکبر، ريا، لجاج، مراء، مجادله، خودخواهي، آوازه‌گري، دنياطلبي. اينها موانع نقد و نوآوري در دين‌پژوهي به شمار مي آيند.

ج. موانع اجتماعي


ـ از خود بيگانگي علمي و قبول و اقبال عام يافتن علوم و آراي وارداتي.
ـ سياست زدگي و برخورد جناحي با نظريات علمي و پسيني شدن نقد و نظرها.
ـ مدرک‌زدگي که دامنگير دانشگاهها و نظام آموزش حوزه‌ها شده است.
ـ «عصري‌سازي افراطي» که به صورت «زمانه‌زدگي» و تجددطلبي در همه چيز جلوه‌گر شده است.
ـ آوازه‌گري و شهرت‌طلبي.
ـ وجود جريانهاي متشابه و مشتبه موازي با جريان نواندمشي؛ مثل نوآوري در دين‌شناسي معاصر.
ـ محدود کردن گفتمانهاي علمي ـ فکري در دو تقسيم کليشه‌اي سنتي و مدرن.
ـ آفت‌زدگي ادبيات ديني و اجتماعي معاصر و کاربرد کلمات چند پهلو و عبارات ايهام آميز.

 

 

نوآوري‏هاي قرآن در شيوه تاليف

آيا در قرآن لغات غريبه وجود دارد؟مقصود از لغات غريبه،الفاظ و کلمات‏نامانوسي است که شنيدن آن بر طبع گران مي‏آيد و وجود آن در کلام موجب خلل‏در فصاحت مي‏گردد.چنين الفاظ غريبي هرگز در قرآن نبوده و در شان قرآن‏نمي‏باشد،زيرا قرآن در بالاترين مرتبه فصاحت قرار دارد و هيچ گاه کلمات غريبه درآن به کار نرفته است.آري،غرابت معناي ديگري نيز دارد که در قرآن به کاررفته است:غرابت در عرف محلي.قرآن-احيانا-الفاظ و کلماتي را مورد استعمال‏قرار داده که براي بيش‏تر عرف محلي تازگي داشته،معناي آن بر آنان چندان روشن‏نبوده است،زيرا قرآن از لغات تمامي قبايل عرب استفاده کرده،و حتي برخي‏کلمات را که ريشه‏هاي آن از غير عرب گرفته شده به کار برده است،که بعضا معاني‏آن‏ها براي فرد فرد عرب روشن نبوده است.

قرآن گاه برخي کلمات شيوا را که مورد استعمال قبايل مختلف عرب بوده به کاربرده است،گر چه اين کلمات احيانا براي ديگر قبايل تازگي داشته و نامانوس‏مي‏نموده است.غريب بدين معنا در قرآن وجود دارد و به فصاحت آن خللي‏نمي‏رساند.

قبايل عرب همان گونه که در امور سياسي و نظامي و اجتماعي و نيز اقتصادي وفرهنگي از هم پراکنده بودند،از لحاظ زبان و لغت نيز از هم جدا بودند و در حالت‏پراکندگي به سر مي‏بردند.و بسياري از کلمات و اصطلاحات در ميان برخي قبايل‏رواج داشته که قبايل ديگر از آن بي‏خبر بودند.قرآن از تمامي اين لغات بهره جسته ومناسب‏ترين کلمات را از هر قبيله انتخاب کرده و به کار برده است و از اين راه يک نوع‏آگاهي عمومي در دست رس تمامي عرب قرار داده و خود خدمت فرهنگي،ادبي ولغوي به عرب نموده، وحدت لغت در ميان عرب ايجاد نموده است.لذا نه فقط ‏استعمال اين گونه الفاظ به فصاحت قرآن خللي نمي‏رساند،بلکه يک گونه شيوه ادبي و فرهنگي فراگير ايجاد کرده که عرب از ايجاد آن عاجز بوده است.اينک به‏نمونه‏هايي از اين گونه لغات قبايلي مي‏پردازيم. لغات قبايل در اين زمينه،ابو القاسم محمد بن عبد الله رساله‏اي نوشته به نام‏«اللغات‏»و لغات‏قبايل عربي را که در قرآن آمده،بر حسب ترتيب سوره‏ها ياد آور شده است.در اين‏رساله لغاتي از 30 قبيله معروف عرب که در قرآن به کار رفته، آورده است و نيز لغاتي‏از شهرهاي مختلف عربي و ديگر ملت‏هاي مجاور عرب،که مجموعا رساله لطيفي‏است و در نوع خود بي‏نظير.

قبايلي را که از آن‏ها ياد مي‏کند عبارتند از:1.ازد شنوءة،2.اشعريون،3.انمار،4.اوس،5.بنو حنيفة،6.بنو عامر 7.تغلب،8.تميم،9.ثقيف، 10.جذام،11.جرهم،12.حمير،13.خثعم،14.خزاعة،15.سعد العشيرة،16.سليم،17.طي،18.عذرة،19.عمارة،20.عسان،21.قريش،22. قيس،23.کنانة،24.کندة،25.لخم،26.مزينة،27.هذيل،28.همدان،29.هوازن،30.يمامة.

از شهرهايي که نام مي‏برد:1.حجاز،2.حضر موت،3.سبا،4.عمان،5.مدين،6.يمامة،7.يمن.

از ملتهاي مجاور:1.احباش،2.فرس،3.روم،4.قبط،5.انباط،6.سريان،7.عبرانيون،8.بربر.

 

 

جلال الدين سيوطي اين رساله را در کتاب الاتقان خود خلاصه نموده که‏نمونه‏هايي از آن نقل مي‏گردد:

از لغت کنانه:1.شطره:تلقاءه(بقره 2:144)،2.خلاق:نصيب(آل عمران 3:77)،3.يعزب:يعيب(يونس 10:61)،4.دحورا:طردا(صافات‏37: 9)،5.کنود:کفور(عاديات 100:6)،

از لغت هذيل:1.رجز:عذاب(مدثر 74:5)،2.صلدا:نقيا(بقره 2:264)،3.

مدرارا:متتابعا(انعام 6:6)،4.فرقانا:مخرجا(انبيا 21:48)،5.عيلة:فاقة(توبه‏9:28)،6.وليجة:بطانة(توبه 9:16)،7.اجداث:قبور(يس 36:51)،8.ذنوبا:

عذابا(ذاريات 51:59)،9.دسر:مسامير(قمر 54:13)،10.واجفه:خائفه(نازعات 79:8)،11.مسغبة:مجاعه(بلد 90:14)،از لغت‏حمير:1. سقاية:اناء(يوسف 12:70)،2.مسنون:منتن(حجر 15:26)،3.صرح:بيت(نمل 27:43)،4.وبيلا:شديدا(مزمل 73:16)،از لغت جرهم:1. محسور:منقطع(اسراء 17:29)،2.حدب:جانب(انبيا21:96)،3.ودق:مطر(نور 24:43)،4.ينسلون:يخرجون(انبيا 21:96)،5.حبک:

طرائق(ذاريات 51:7)

واژه‏هاي غير عربي

در لغت عرب واژه‏هايي وجود دارد که ريشه عربي ندارند و از لغت‏هاي مجاورگرفته شده است،و اين يک امر طبيعي به شمار مي‏رود و در تمامي زبان‏هاي زنده وگذشته بر اثر مجاورت و رفت و آمدها،لغات نيز داد و ستد مي‏شدند.

البته شکل واژه‏هاي اجنبي هم واره با تغييراتي مواجه مي‏شده است و به مرورزمان رنگ و بوي لغت ميزبان را به خود مي‏گرفته و هم ساز آن لغت‏مي‏گرديده است .به اين گونه تغييرات در واژه‏هاي بي‏گانه اصطلاحا«معرب‏»عربي شده-مي‏گويند.در اين زمينه کتاب‏هاي فراواني نوشته شده،از جمله به‏کتاب‏«المعرب‏»نوشته ابو منصور جواليقي،موهوب بن احمد بن محمد(متوفاي 540مي‏توان اشاره کرد.اين کتاب بيش‏تر به واژه‏هاي فارسي تعريب شده‏پرداخته و اين گونه کلمات را در اشعار اصيل عربي آورده است. اخيرا اين گونه‏واژه‏هاي وارد شده را«دخيل‏»-داخل شده-گويند و در المنجد،اين اصطلاح زيادبه کار رفته است.در اين مورد گفته مي‏شود:« و الکلمة من الدخيل،اين کلمه از کلمات‏»داخل شده در زبان عرب است‏».

وارد شدن واژه‏هاي ديگر در هر لغت و در هر زباني يک امر طبيعي است و هرگزبه عنوان عيب يا نقص شمرده نمي‏شود.وجود اين گونه لغات به خالص بودن آن‏زبان يا آن لغت نيز صدمه‏اي وارد نمي‏سازد،يعني زبان عربي،عربي است گرچه‏برخي لغات غير عربي-که رنگ و بوي عربي به خود گرفته-در آن يافت‏شود،زيرالغت تازه وارد تا خلق و خوي آن زبان را به خود نگيرد،امکان کاربرد نمي‏يابد.لذااستعمال چنين الفاظ و کلمات غير عربي،به عربي بودن کلام،چه شعر و چه نثر،خللي وارد نمي‏آورد و اين شيوه-استفاده از کلمات اجنبي-در اشعار قديم عربي وگفته‏هاي اصيل پيش از اسلام،متعارف بوده و عيب و نقصي شمرده نمي‏شده‏است ،

بلکه در هيچ لغتي به کار نگرفتن لغات غير شرط نيست.حتي در اثري مانندشاه نامه فردوسي که سعي بر آن بوده تا صرفا واژه‏هاي فارسي به کار رود،بسياري ازواژه‏هاي آن ريشه فارسي ندارند،بلکه ريشه عربي و ترکي و غيره داشته و در عين‏حال فارسي کامل به شمار مي‏روند.

قرآن نيز که يک سخن عربي کامل است،از اين جهت جدا نيست.واژه‏هاي غيرعربي-که ريشه عربي ندارند ولي شکل عربي به خود گرفته و معرب گرديده-در آن‏وجود دارد. در اين زمينه بالخصوص نيز کتاب‏هايي نوشته شده،از جمله کتاب‏«المهذب فيما وقع في القرآن من المعرب‏» نوشته جلال الدين سيوطي،که‏خلاصه‏اي از آن را در«الاتقان‏»آورده است.لذا جاي ترديد نيست که قرآن کلام‏عربي است و از جهت عربي بودن در سر حد کمال است و هرگز کسي يا گروهي درعربيت آن شک نبرده است.قرآن تصريح دارد:

انا انزلناه قرآنا عربيا لعلکم تعقلون. و کذلک انزلناه قرآنا عربيا. کتاب فصلت‏آياته قرآنا عربيا لقوم يعلمون       . و کذلک اوحينا اليک قرآنا عربيا لتنذر ام القري و من‏حولها . نزل به الروح الامين علي قلبک لتکون من المنذرين بلسان عربي مبين. و هذا لسان عربي مبين  و آيات ديگر که صراحتا قرآن را عربي معرفي مي‏کند.

برخي بر اين باورند که هرگز در قرآن کلمات غير عربي-گرچه معرب شده باشدبه کار نرفته است.ابو عبيده گويد:«هر کس گمان برد در قرآن الفاظ غير عربي آمده،سخن سنگيني گفته است‏».ابن جرير طبري گويد:    « آن چه گمان مي‏رود از ديگرزبان‏ها در قرآن آمده،از باب‏«توارد لغتين‏»مي‏باشد که هر دو لغت‏يک لفظ را وضع‏کرده‏اند،آن گاه گمان برده شده که يکي از دو زبان از ديگري گرفته است‏».

برخي ميانه رفته گويند:عرب قديم را پيش از اسلام،رفت و آمدهايي با ملت‏هابوده،آن گاه برخي واژه‏ها را با خود آورده،مختصر تغييري در آن داده‏اند و در اشعارو سخنان خود به کار برده‏اند،لذا رنگ و بوي عربي کامل به خود گرفته است و اگر درقرآن افت‏شود،عربي محض و اصيل شمرده مي‏شود.ابو عبيده قاسم بن سلام برهمين عقيده است.خلاصه اين گونه کلمات که در قرآن يافت مي‏شود و گمان‏برده‏اند غير عربي است،در واقع اصالت عربي دارد و عرب قديم آن را به کار برده ورنگ عربي بدان داده است.

ديگران گويند:اساسا وجود برخي کلمات غير عربي-گرچه تغييري نيافته باشد-زياني به عربي بودن کلام نمي‏رساند،زيرا مقصود شيوه و اسلوب کلام عربي است‏و همين اندازه در عربي بودن کلام کفايت مي‏کند و ناگزير هر زباني از برخي واژه‏هاي‏وارده به کار مي‏برد.جلال الدين سيوطي گويد:« قول صحيح همين است و ابو ميسره‏تابعي بر اين باور بوده که در قرآن از همه زبان‏هاي مجاوز وجود دارد.اين مطلب ازسعيد بن جبير و وهب بن منبه نيز نقل شده است‏».

اينک برخي واژه‏هاي غير عربي که با دگرگوني معرب شده و در قرآن آمده است:

اباريق،جمع ابريق،معرب:آب ريز.

اکواب،جمع کوب:فنجان،کوزه: يطوف عليهم ولدان مخلدون باکواب و اباري.

ارائک،جمع اريکه:تخت. هم و ازواجهم في ظلال علي الارائک منکئون.

تنور،جواليقي و ثعالبي گفته‏اند:فارسي معرب است. و فار التنور .

جناح،معرب گناه. فمن حج البيت او اعتمر فلا جناح عليه ان يطوف بهما .

سجيل،اصل آن:سنگ گل کلوخ. ترميهم بحجارة من سجيل .

سرادق،معرب:سرادر،در سرا،سرا پرده. احاط بهم سرادقها.

سرابيل،جمع سربال:شلوار. و جعل لکم سرابيل تقيکم الحر.

مسجد که برخي آن را معرب مزگت دانسته‏اند که به معناي معبد يا عبادت گاه‏است.

 

 

ابزار تحقق نوآوري و شکوفايي استفاده از روش‌هاي نو و افراد فرهيخته است

 

مشاور فرهنگي رئيس‌جمهور مهمترين ابزار براي تحقق "نوآوري و شکوفايي" در کشور را استفاده از روش ها و متدهاي جديد و بهره گيري از افراد فرهيخته عنوان کرد.

حجت الاسلام علي ثمري در گفتگو با خبرنگار مهر درباره الزامات تحقق "نوآوري و شکوفايي" که از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي به عنوان نام سال 87 برگزيده شده است گفت: همه کساني که مسئوليتي برعهده دارند بايد در همه عرصه هاي علمي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي بسترسازي مناسب انجام دهند تا زمينه هاي تحقق اين شعار فراهم شود.

وي يکي از الزامات تحقق شعار "نوآوري و شکوفايي" را اطلاع رساني درباره کارهاي انجام شده عنوان کرد و گفت: کارها و پيروزي هايي که ظرف چند سال گذشته و با روي کارآمدن دولت کريمه نهم به دست آمده است همگي مصداق شکوفايي است، لذا اين پيروزي ها و دستاوردها بايد به درستي تدوين و تبيين شود و سپس به اطلاع عموم مردم برسد.

مشاور فرهنگي رئيس جمهور ادامه داد: مردم بايد بدانند که کشور در سال هاي گذشته در چه وضعيتي قرار داشت و امروز در چه وضعيتي قرار دارد.

ثمري در پاسخ به اين سئوال که با توجه به فشارها و تحريم هاي غرب و آمريکا عليه ايران ، عملکرد مسئولان کشور در تحقق شعار "نوآوري و شکوفايي" چگونه بايد باشد؟ گفت: ما بايد اعتقادمان به قرآن و وعده هاي الهي را بيشتر کنيم، اگر اين وعده ها و اعتقادات را به باور تبديل کنيم در همه عرصه ها پيروز خواهيم شد.

وي تصريح کرد: مثالي که قرآن براي امثال آمريکا دارد و خانه هاي آنها را به خانه هاي عنکبوت تشبيه کرده است ، مثال روشني است که ما را متوجه توخالي بودن طبل دولت هايي مثل آمريکا مي کند.

وي در اين راستا ياد آور شد : در قضيه هسته اي هرچقدر که ملت ما در برابر فشارهاي غرب و آمريکا ايستادگي کرد آنها عقب نشيني کردند و امروز روسياه و مفتضح شده اند.

مشاور فرهنگي رئيس جمهور با تأکيد بر اينکه براي تحقق شعار "نوآوري و شکوفايي" نبايد مرعوب دنيا شويم، گفت: تاريخ نشان داده است هر دولتي که در برابر بيگانه مرعوب شود ، شکست سختي را تحمل خواهد کرد.

ثمري بااشاره به پيام نوروزي رهبر معظم انقلاب و سخنراني ايشان در مشهد مقدس، گفت: رهبر معظم انقلاب فصل الخطاب همه مسائل است، ايشان سکاندار کشتي انقلاب است و حرکت و مسير کشور را ايشان تعيين مي کنند، تجربه نشان داده است که هر جا ما در تحقق فرمايشات مقام عظماي ولايت سستي کرديم ضربه خورده ايم.

 

فرهنگ و تمدن، مأموريت راهبردي بشر

بازسازي تمدن از وظايف دايمي جوامع بشري است. قرآن از بشر مي خواهد تا در آباداني زمين و بهره گيري از همه مواهب زميني تلاش كنند. آباداني به عنوان وظيفه شرعي و تكليف الهي براي انسان ها معرفي شده و به عنوان يكي از راهبردهاي اساسي در دستور كار آنها قرارگرفته است.

انسان به عنوان خليفه الهي در زمين مأموريت يافته تا زمين را مديريت كرده و با عناصر وجودي خويش، آن را به سوي هدف اصلي آفرينشش هدايت كند. عناصر وجودي كه در ذات انسان سرشته شده به گونه اي است كه مي تواند همه اهداف مورد نظر خداوند را برآورده سازد و برخلاف تحليل و پيش بيني ديگراني چون فرشتگان، از اين توان برخوردار مي باشد كه به عنوان ربوبيت طولي عمل كرده و هر موجود و عنصر زميني را به درست ترين شكل بهره برداري كنند و به كمال شايسته و بايسته خود برساند.

اين مأموريت راهبردي بشر به شكل فرهنگ و تمدن بروز و ظهور مي يابد. آن چه را كه ما در اصطلاح زباني خود از آن به فرهنگ و تمدن ياد مي كنيم در حقيقت همان مأموريت بشري است. تمدن شكل تجسمي همان فرهنگ متعالي است كه بشر در زمان دست يابي به شكوفايي و رشد به دست مي آورد و به صورت عناصر عيني و تجسمي آشكار مي سازد. از اين جوامع با فرهنگ، داراي تمدن هاي پيشرفته و متعالي هستند كه نمود عيني آباداني زمين مي باشد.

 

زمين با عناصر تمدني، آباد مي شود و هر يك از عناصر و موجودات آن به دست آدمي می پرورانده  نوآوري به معناي ايجاد چيزهاي نوين براي پاسخ گويي به نيازهاي جديد و يا قديمي در شكل نو و ابتكاري است.

به كمال شايسته خويش دست مي يابند. بر اين اساس بازسازي تمدني و فرهنگ، مأموريت دايمي و هميشگي بشر دانسته شده است. بازسازي فرهنگي و تمدني به معناي آن است كه بشر در شكل جوامع و ملت هاي همسو و همدل و همگرا مي بايست همواره مواردي را كه مطلوب نيست و يا مطلوبيت خود را در شرايط خاص از دست داده بازنگري و بازسازي كند و آن را متناسب با شرايط، سامان دهي نمايد.

 

بازسازي فرهنگي و تمدني همانند فرهنگ سازي و تمدن سازي، امري دشوار است، اما به جهاتي اين دشواري كم تر مي باشد؛ زيرا در طول تاريخ تمدني بشر، مجموعه هاي مهم و پشتوانه هاي بسياري فراهم آمده كه  مي تواند براي هر ملتي مفيد و سازنده باشد و با بهره گيري از آن، متناسب با شرايط نوشونده و نيازهاي تازه و جديد عمل كرده و پاسخ هاي درخور و شايسته به مأموريت راهبردي خود در قبال هستي و زمين و زمان دهد.

 

جايگاه ارزش ها و اصول در بازسازي تمدني

نوآوري به معناي ايجاد چيزهاي نوين براي پاسخ گويي به نيازهاي جديد و يا قديمي در شكل نو و ابتكاري است. نوآوري زماني مي تواند مفهوم و معناي درستي يابد كه ارتباط صحيح و كاملي ميان نوآوري ها و اهداف و راهبردهاي هر جامعه و يا شخص وجود داشته باشد. به اين معنا كه هر نوآوري نمي تواند مفيد و سازنده باشد بلكه حتي اگر در راستاي اهداف اصلي و راهبردي نباشد مي تواند بسيار زيانبار و خطرناك باشد. از اين رو گفته اند مطلق نوآوري، امري مفيد و سازنده نيست.

اين در حالي است كه مطلق شكوفايي، امري پسنديده ومفيد ارزيابي مي شود؛ زيرا شكوفايي به معناي آزادسازي و بهره گيري از همه سرمايه ها و نيروها و توان هاي فردي و يا جمعي است. اگر به گياهان توجه شود به خوبي اين معنا درك مي شود كه آنها از توان و نيرويي كه ذخيره ساخته اند به خوبي بهره مي گيرند و به شكل غنچه هاي زيبا آن را شكوفا ساخته و در نهايت گل ها و ميوه هاي زيبا و مفيدي را به هستي و جهان ارايه مي دهند. بنابراين مي توان گفت كه ارتباط تنگاتنگي ميان سرمايه هاي فرهنگي و تمدني و شكوفايي وجود دارد. اين بدان معنا خواهد بود كه شخص و يا جامعه اگر بخواهد معناي شكوفايي را در خود و جامعه بروز و ظهور دهد مي بايست از عناصر و سرمايه هاي وجودي خود بهره گيرد. اين گونه است كه هرگونه گسست فرهنگي و تمدني مي تواند بسيار آسيب زا باشد و جلوي شكوفايي را بگيرد. عناصر فرهنگي و تمدني هر ملتي سرمايه هاي آن ملت است كه با استفاده از آن مي تواند در مسير تعالي و تكامل گام بردارد. هرگاه ملت و جامعه اي به خوبي و درستي از سرمايه هاي اندوخته در طول تاريخ خويش بهره گيرد به سادگي مي تواند بسياري از پرسش ها و نيازهاي خود را پاسخي در خور دهد.

از اين جاست كه نقش سازنده ارزش ها و اصول در بازسازي فرهنگي و تمدني آشكار مي شود. به اين معنا كه هر جامعه و ملتي براي دست يابي به اهدافي كلان گرد آمده و بر اساس اصول ارزشي خاصي شكل يافته اند، اين اصول ارزشي هستند كه ملت را در كنار هم قرارداده و انگيزه اصلي همدلي و همگرايي و همسويي مردم شده است. بنابراين عناصر فرهنگي در حقيقت به معناي عناصر رواني و روحي هر جامعه است و بي آن جامعه و ملت همانند جسدي مي شود كه روح از آن بيرون رفته است. عناصر فرهنگي و اصول هاي ارزشي هر جامعه اي در حقيقت روح و جان كالبد ملت و تمدن هاي ملي و يا فراملي است. عناصر فرهنگي و اصول ارزشي است كه به سازه هاي بشري معنا و مفهوم مي دهد. هر ابزار و سازه تمدني چون تلويزيون و يا راديو و رايانه، زماني معنا و مفهوم مي يابد كه عناصر فرهنگي و بهره گيري از آن شناسايي شده و به درستي به كار گرفته شود؛ وگرنه چيزي بي ارزش و بي معنا خواهد بود.

 

اصول ارزشي، جانمايه تمدن ها

جوامع در پناه عناصر فرهنگي معنا و مفهوم مي يابند و اصول ارزشي و فرهنگي در حقيقت جان تمدن هستند.

از اين رو در بازسازي تمدني مي بايست اين مسئله مورد توجه قرارگيرد كه اين بازسازي به دور از اصول ارزشي انجام نشود تا گسست فرهنگي پديدار نگردد.

بازسازي فرهنگي نيز مي بايست اين گونه باشد و عناصر فرهنگي كه مورد بررسي و تحليل و تغيير قرارمي گيرد مي بايست با توجه به اصول اساسي و اصلي فرهنگي انجام شود و از هرگونه تضادي با آن در امان ماند وگرنه هرگونه بازسازي فرهنگي در بيرون از چارچوب هاي اصول اساسي مي تواند به گسست فرهنگي همانند گسست نسلي بيانجامد كه پيامد آن چيزي جز فروپاشي تمدني نخواهد بود.

همان گونه كه در شكوفايي نياز است تا شخص و جامعه از همه سرمايه هاي وجودي و دارايي هاي خود بهره گيرد و آن را به منصه ظهور برساند و از آثار و پيامدهاي سازنده آن بهره مند شود همينطور مي بايست در نوآوري ها عناصر اصلي و اصول ارزشي را حفظ كند تا جلوي هرگونه گسست تمدني و فرهنگي گرفته شود و ارتباط ميان گذشته با آينده گردد.

 

نوآوري در محور ارزش ها

مي توان گفت تنها آن نوآوري براي تمدن ها و ملت ها مفيد و سازنده است كه براساس اصول ارزشي و فرهنگي باشد؛ زيرا جوامع براساس اصول اساسي شكل گرفته كه خاستگاه آن عقل مستقل، عقلانيت جمعي و اصول ارزشي وحياني است كه از آن به دين تعبير مي كنند. در حقيقت جوامع بشري براساس نيازهاي جمعي شكل گرفته و براي دست يابي به اهدافي عقلاني و عقلايي چون عدالت، آرامش، امنيت، آسايش، آزادي و قانون گرايي و مانند آن ايجاد شده است.

بشر داراي تفاوت هايي در روش هاي دست يابي و تنظيم اهداف ابتدايي، مياني و غايي است كه اين امر تفاوت هاي فرهنگي را سبب مي شود. اين تفاوت هاي فرهنگي البته متاثر از عوامل مختلفي چون شرايط محيطي و جغرافيايي و نيازهاي زماني و مكاني است، بنابراين، برخي از ويژگي هايي از اين دست خود را بر فرهنگ و ارزش هاي فرهنگي تحميل مي كند كه ناديدن آن ها يا ناديده گرفتن آن ها مي تواند بسيار خطرناك و زيانبار باشد.

آن چه ملتي را از ديگر ملت ها و جوامع متمايز مي كند همين تفاوت هاي فرهنگي است. به عنوان نمونه در مناطقي كه چهار فصل وجود ندارد و آب و هواي آن دو فصلي است نمي توان از اين مسئله سخن گفت و متأثر از آن بود. در حالي كه در مناطقي كه آب و هواي آن چهار فصلي است فرهنگ هايي براساس اين اختلاف آب و هوائي پديد مي آيد و نيازهاي خاصي را مي طلبد كه تمدن به آن ها به شكل تجسمي پاسخ مي دهد.

از اين رو برخي از ارزش هاي فرهنگي خاص و نيازهاي تمدني خاص پديد مي آيد و اين در حالي است كه در جوامع ديگر و يا مناطق فرهنگي و تمدني ديگر نمي تواند معنا و مفهوم درستي يابد و امري لغو و بيهوده است.

اين دسته از ارزش ها هر چند كه نمي تواند به عنوان ارزش هاي فرهنگي و تمدني بشري قلمداد گردد ولي تمدن و فرهنگ ها را تحت تأثير خود قرار مي دهد و نمي توان به سادگي از كنار آن ها گذشت. اين گونه است كه مي بايست به اين دسته از ارزش هاي تمدني و فرهنگي نيز توجه كافي مبذول داشت و در بازسازي تمدني و فرهنگي از آن غافل نشد.

هر نوآوري و بازسازي فرهنگي و تمدني مي بايست در چارچوب و محوريت اصول ارزشي جامعه و ملت باشد تا بتواند افزون بر مفيد بودن، تأثير كاملي را به جا گذارد و موجبات شكوفايي و پيشرفت تمدني جامعه را فراهم سازد.

قرآن حتي يكي ازماموريت ها و وظايف پيامبران و به تبع آن دولت اسلامي را مبارزه با هرگونه بدعت هايي برمي شمارد كه با عناصر عقلاني و عقلايي و وحياني در تضاد است و برخاسته از اوهام و خيالات و خرافات مي باشد و يا موجب مي شود تا آدمي نتواند ازمواهب طبيعت بهره گيرد و يا از ماموريت آبادسازي و تمدن سازي زمين باز ماند.

بدعت يا نوآوري زيانبار و ضدارزشي

در آيات قرآني از مسئله نوآوري به دو شكل سخن به ميان آمده است. قرآن با آن كه مردم را به رشد و تعالي از طريق بهره گيري ازهمه دانش ها و علوم اكتسابي و علوم تجربي و حسي دعوت مي كند و حتي خود در حوزه قوانين همواره از قوانين تازه و متناسب با شرايط زماني و مكاني جوامع سخن مي گويد و قوانين را به دو دسته ثابت و متغير بخش كرده و حتي منطقه فراغي را براي برخي از قوانين و يا در حوزه شكلي و روشي ارايه مي دهد، با اين همه از هرگونه بدعت و نوآوري در بيرون ازچارچوب هاي اصول و ارزش هاي راهبردي باز مي دارد.

اين بدان معناست كه هر نوآوري تمدني نيز مي بايست در حوزه ارزش هاي راهبردي جامعه و ملت باشد تا بتواند از هرگونه گسست ميان عناصر تمدني با عناصر فرهنگي جلوگيري نمايد.

به اين معنا كه نوآوري ها در حوزه فناوري ها و عناصر تمدني مي بايست در چارچوب عناصر فرهنگي پذيرفته شده عقلي و عقلايي و شرعي باشد تا بتواند رشد و تعالي انساني را به دنبال داشته باشد؛ زيرا هرگونه گسست ميان عناصر فرهنگي و نوآوري تمدني مي تواند تمدن را بي روح گرداند و آن را به كالبدي بي جان تبديل كند كه نتواند نيازهاي واقعي بشر و يا جامعه و ملتي را برآورده سازد. فرهنگ مي بايست در همه سازه هاي تمدني و نوآوري هاي فيزيكي، خود را نشان دهد تا ارتباط كامل ميان عناصر فرهنگي و فن آوري ها و نوآوري هاي تمدني كمال بشري را رقم زند.

قرآن در آيات بسياري بدعت و نوآوري هايي را كه بيرون از چارچوب و محور اصول ارزشي و فرهنگي باشد به عنوان نوآوري هاي زيانبار قلمداد كرده و از امت اسلام خواسته است تا از آن پرهيز كنند.

قرآن حتي يكي ازماموريت ها و وظايف پيامبران و به تبع آن دولت اسلامي را مبارزه با هرگونه بدعت هايي برمي شمارد كه با عناصر عقلاني و عقلايي و وحياني در تضاد است و برخاسته از اوهام و خيالات و خرافات مي باشد و يا موجب مي شود تا آدمي نتواند ازمواهب طبيعت بهره گيرد و يا از ماموريت آبادسازي و تمدن سازي زمين باز ماند. (اعراف آيه 32 و نيز انعام، آيات 143- 145 و 148 و 150)

قرآن از بشر مي خواهد كه نوآوري هايش در چارچوب اصول ارزشي و فرهنگي درست باشد و در هر زمينه چه روشي و يا شكلي و حتي در برخي ازمحتوا اگر نوآوري دارد مي بايست از اصول كلي ارزشي بيرون نباشد تا بتواند براي شخص و جامعه و زمين مفيد و سازنده باشد.

ماموريت تمدن سازي بشر

ماموريت بشر در زمين آباداني است و خداوند به صراحت مي فرمايد: هو الذي انشاكم من الارض و استعمركم فيها (هود آيه 61) او خداوندي است كه شما را از زمين ايجاد كرد و براي آباداني در زمين به كارگرفت. اين حقيقت به معناي آن است كه ماموريت بشر در زمين و هدف از آفرينش انسان در آن ماموريت، تمدن سازي است. به عبارت ديگر يكي از ماموريت هاي بشري آن است كه زادگاه خويش را كه زمين است آباد گرداند و آباداني زمين به اشكال مختلف انجام مي شود كه يكي از آن ها تمدن سازي و بهره گيري از عناصر زميني براي سازه هاي خلاقانه و ابتكاري بشر است.

از آن جايي كه ماموريت بشر از سوي خداوند تمدن سازي بيان شده مي بايست همه عناصر و مولفه هاي مورد نياز براي اين ماموريت در وي نهادينه شده باشد و آدمي طوري سرشته شود كه بتواند اين ماموريت را با ابزارها و توانايي هاي ذاتي خويش به سرانجام خوش برساند. از اين رو در آدمي همه عناصر مورد نياز و در زمين همه ابزارها و مواد خام براي اين كار فراهم آمده است. آن چه در آدمي به صورت فردي و جمعي سرشته شده، به عنوان اسما و نام هاي الهي، خوانده شده است. اين گونه است كه آدمي، خلاق و مبتكر و معلم و مبدع و مانند آن مي باشد.

اين توانمندي ها در يك فرآيند زماني و هم چنين رشدي به بلوغ و كمال مي رسد و شخص مي تواند از آن ها براي دست يابي به نيازهاي فردي و جمعي بهره گيرد. از اين مسئله در روان شناسي به شكوفايي ياد مي شود و خودشكوفايي اصطلاحي است كه به معناي بهره گيري شخص از همه سرمايه هاي ذاتي مي باشد.

در حوزه اجتماعي و تمدني نيز مي بايست هر جامعه اي از همه عوامل دروني و بيروني و سرمايه هاي ذاتي و جمعي و عناصر موجود در محيط زيست خويش بهره گيرد تا بتواند به تمدني با روح فرهنگ سازنده دست يابد.

اين ها بخشي از مسئله است كه در اين نوشتار بدان اشاره شده است. مباحث زيادي در اين حوزه مطرح است كه در فرصتهاي ديگر قابل طرح مي باشد.

 

راهكار براي نوآوري و شكوفايي در فعاليت هاي قرآني آموزش و پرورش

در آستانه هفته بزرگداشت مقام و منزلت معلم، مناسب است كه متوليان و مسئولان آموزش و پرورش به اين سؤال پاسخ دهند كه: با گذشت دو سال از رهنمودهاي مقام معظم رهبري درباره مهجوريت قرآن در آموزش و پرورش، آيا مطالبات معظم له مورد توجه لازم قرار گرفته است؟ در طول اين دو سال، چه برنامه ريزي هايي صورت گرفته و چه اقداماتي انجام شده و كدام يك از نوآوري ها امسال بايد به شكوفايي برسد
 رهبر معظم انقلاب در روز معلم سال 1385 فرمودند: «قرآن حقيقتا در آموزش و پرورش مهجور است. انتظار اين بود كه پس از انقلاب كار كارستاني در اين زمينه صورت پذيرد. كارهايي هم شده است، اما قرآن بايد در آموزش و پرورش نهادينه شود. ما در اين زمينه نيازمند تحول اساسي هستيم.»



 مهجوريت قرآن در آموزش و پرورش را مي توان از ابعاد مختلف مورد نقد و بررسي قرار داد. از جايگاه قرآن در برنامه ريزي استراتژيك و كلان آموزش و پرورش و فلسفه تعليم و تربيت، سند ملي آموزش و پرورش و سند برنامه درسي ملي گرفته تا مسائل مربوطه به حوزه اجرا، نظارت و ارزشيابي.
    در اينجا تنها به بيان برخي از راهكارهاي عمده و اساسي و در عين حال اثربخشي در فرآيند نوآوري و شكوفايي و رفع مهجوريت از قرآن در آموزش و پرورش اشاره مي شود.


    1- بازنگري در اهداف كلي


    اغلب اوقات اصول، اهداف، رويكردها وكليات آموزش ها و فعاليت هاي قرآني مفروض گرفته مي شوند و در نتيجه نوآوري ها صرفا معطوف عوامل و اجزاي فرعي مي شود.


    به عنوان مثال:

 
    شناخت كامل اهداف آموزش قرآن در هر يك از دوره هاي تحصيلي و يا هدف از تشكيل دار القرآن ها در آموزش و پرورش و... مثلاهدف از آموزش قرآن در كلاس اول تا سوم ابتدايي آموزش مهارت روخواني و در كلاس هاي چهارم و پنجم آموزش روان خواني آيات كتاب درسي است و يا در دوره راهنمايي هدف از آموزش قرآن، علاوه بر ارتقاء مهارت روان خواني قرآن كامل، آموزش درك عبارات و آيات ساده و پركار برد قرآن كريم و انس و ارتباط دائمي دانش آموزان با قرآن است.


    2- توجه به فرهنگ آموزش قرآن


    امروزه در دنيا و مخصوصا كشورهاي پيشرو به مقوله آموزش به عنوان يك رويداد فرهنگي نگاه مي شود. آموزش و پرورش كشور ژاپن نمونه بارز اين مطلب است. توجه به فرهنگ آموزش قرآن در كشورهاي مشرق زمين يك نياز اساسي است زيرا كه اين كشورها از جمله ايران، بسياري از رفتار و حتي افكار خود را از فرهنگ، ادبيات، عرفان و اديان خود به دست مي آورند بي توجه به فرهنگ سازي در امر آموزش و يادگيري باعث مي شود كه تعليم و تربيت از عمق لازم برخوردار نباشد. اساس موفقيت پيامبر اعظم(ص) و بزرگان ديني و همچنين آيات روح بخش قرآن توجه ويژه به عامل فرهنگ سازي است.


    3- قرآن خواني مقدم بر قرآن داني


    به اين مثال توجه كنيد، شما كودك خود را براي يادگيري نماز به مسجد يا كانون فرهنگي مي فرستيد. او در مدت كوتاهي با صحيح خواني، فصيح خواني، تلفظ حروف خاص عربي، ترجمه عبارات نماز، آداب و شرايط و احكام عملي نماز آشنا مي شود، اما اين كودك در اين آموزش ها به اين مسئله نمي رسد كه بايد در طول زندگي خود نماز بخواند.


    هر ساله اعتبارات زيادي صرف آموزش قرآن به افراد بزرگسال، معلمان و... مي شود. اين آموزش ها نه تنها در آموزش و پرورش بلكه توسط ساير نهادها مانند سازمان تبليغات اسلامي (نهضت قرآن آموزي) آموزش عالي و... هزينه مي شود، اما با كمي دقت و توجه متوجه مي شويم كه اين نوع آموزش ها از اساس زائد و موجب حيف و ميل اعتبارات دولتي مي شود،

 زيرا شما نمي توانيد يك دانش آموز كلاس سوم راهنمايي را پيدا كنيد كه با قواعد و آنچه در اين كلاس ها گفته مي شود آشنايي نداشته باشد، چه رسد به معلمين و كارمندان دولت و دانشجويان.


    آموزش روخواني قرآن هدف كلاس اول تا سوم ابتدايي است، در حالي كه آموزش عالي براي دانشجويان دوره هاي كارداني، كارشناسي و كارشناسي ارشد يك واحد پيش نياز آموزش روخواني برگزار مي كند و يا آموزش و پرورش همه ساله دوره هاي متعددي را براي فرهنگيان برگزار مي كند اما كماكان مشكل به قوت خود باقي است. علت اصلي اين است كه مشكل در نداشتن قواعد قرآني نيست، بلكه مشكل در اين است كه افراد اصولاقرآن نمي خوانند و اين كه آنها در طول زندگي به صورت روزانه قرآن بخوانند به صورت فرهنگ و رفتار درنيامده است.


    همه ما نماز مي خوانيم زيرا كه از همان دوره طفوليت چشم خود را باز كرديم و پدر و مادرمان را مشغول نماز ديديم و در نتيجه نماز خوان شديم و يا پدر و مادر خود را مشغول خوردن سحري ديديم در حالي كه راديو دعاي سحر را زمزمه مي كرد، پس همه ما روزه گير شديم. اما كودكان ما چند بار ما را مشغول خواندن قرآن ديده اند؟ آنچه بايد مورد توجه متوليان اعم از برنامه ريزان و مجريان قرار گيرد همين مطلب است.
  اجراي طرح تلاوت نور در مساجد كشور يكي از طرح هاي موفق است كه بايد مورد توجه و تعميم قرار گيرد.


    4- از خودمان شروع كنيم


    «اگر فرهيختگان كشور روزي يك صفحه قرآن بخوانند و در فهم آيات ساده و پركاربرد آن كوشش كنند و تدبر نمايند، اين كار مي تواند غوغايي برپا كند.»


    مقام معظم رهبري


    قرآن را نه براي ختم كردن و به اتمام رساندن و نه براي نكته برداري و استفاده از آن در سخنراني ها، بلكه براي دل خود بخوانيم و مانند كسي كه براي يافتن داروي درد خود به داروخانه مي رود، دنبال دواي دردهايمان در قرآن باشيم. هدايت ثمره قرآن است.


    5- به آموزش قرآن با نگاه جامع بنگريم


    آموزش روخواني و روان خواني صرف و يا كلاس حفظ قرآن يا آموزش قرائت هر يك به تنهايي نمي تواند پاسخگوي نيازهاي مختلف دانش آموزان و فراگيران باشد. امروزه نظريه «هوش هاي متكثر» ثابت مي كند كه «هر كس از ظن خود شد يار من». شايد يكي از رموز جاودانگي و جذابيت مجالس عزاداري حضرت سيدالشهدا يا مراسم شب هاي احياء همين تنوع برنامه ها و فعاليت ها باشد كه در آموزش قرآن نيز مدنظر است، اما فراموش نمي شود كه اهداف براساس اهميت بايد مورد توجه قرار گيرد و هدف اصلي به وسيله اهداف فرعي تقويت شود.

 

6- فعاليت هاي فوق برنامه بايد مكمل برنامه درسي قرآن باشد


    دانش آموزان در حالي در مسابقات قرآني و معارف اسلامي شركت مي كند كه محتواي پيش بيني شده مسابقه را در مدرسه آموزش نمي بينند. در مقابل محتواي كتاب هاي درسي قرآن و ديني و ساير كتب كه با دقت هاي فراوان از سوي پژوهش گران دفتر برنامه ريزي و تاليف كتب درسي طراحي و متناسب با نيازها و علائق دانش آموزان در كتب درسي قرار مي گيرند، كمتر مورد مسابقه هستند.


    به عنوان مثال: مسابقات قرائت و حفظ قرآن كه يك فعاليت قرآني از نوع تخصصي است هيچگاه جزء اهداف كلان آموزش و پرورش نبوده و نيست و در مقابل كسب مهارت روخواني و روان خواني قرآن به عنوان اهداف اصلي آموزش قرآن در دوره ابتدايي است. چه خوب است مدير و مربي مدرسه به جاي برگزاري مسابقه قرائت و حفظ مسابقه روخواني قرآن كامل (براي كلاس هاي اول تا سوم) و روان خواني (براي كلاس هاي چهارم و پنجم) قرآن كامل برگزار كنند و يا در دوره راهنمايي به مسابقه روان خواني (ترتيل آموزشي) و درك و فهم آيات و عبارات قرآني آن هم به صورت توامان اهميت داده شود.


    7- مهارت آموزي به جاي قاعده آموزش


    همان طور كه در بند سوم گفته شد علت مهجوريت قرآن در جامعه اين نيست كه افراد با قواعد روخواني و روان خواني آشنا نيستند، بلكه اشكال در اين است كه اصولا افراد با قرآن مانوس نيستند و بايد براي اين مسئله فكري كرد. يكي از راهكارهاي مهم در اين زمينه توجه به مهارت آموزي به جاي قاعده آموزي است.
    در جلسات موفق و معتبر قرآن كشور روش حاكم مهارت آموزي است.

 


    استاد در صدر جلسه مي نشيند و افرادي كه به حلقه انس با قرآن نشسته اند هر يك چند آيه مي خوانند و استاد اشكالات آنان را به صورت موردي و تلگرافي برطرف مي كند تذكر مي دهد. اما در مدارس و كلاس هاي قرآن اين قواعد قرآن هستند كه محور آموزش هستند، معلم ارتباط يك سويه داشته و معمولامتكلم وحده است. و آنچه كه بيش از همه مورد غفلت قرار مي گيرد اين است كه قرآن كمتر خوانده مي شود.


    8- اجراي كامل برنامه درسي قرآن


    مهمترين عامل عدم موفقيت برنامه ها و طرح ها از جمله برنامه درسي قرآن در آموزش و پرورش و به ويژه در دوره ابتدايي، عدم اجراي كامل برنامه هاي پيش بيني شده است.


    در برنامه درسي قرآن چهار عامل مهم زير بايد در عرض هم اجرا شوند تا اهداف محقق شود.
    1-8  معلمان و مربيان مدارس بايد با ابعاد و اجزاء برنامه درسي قرآن آشنا شوند و مهارت لازم را در آموزش قرآن به دست آورند.


    2-8  وسايل آموزش از قبيل لوح آموزشي، نوار آموزش قرآن معلم و دانش آموز، كتاب راهنماي تدريس معلم، ضبط صوت بايستي فراهم شود تا آموزش با اختلال روبرو نشود.


    3-8  به نقش خانواده در آموزش توجه شود. بيش از يك پنجم آموزش بر عهده خانواده است. مواردي كه بايد خانواده ها درباره فراهم آوردن زمينه هاي لازم آموزش قرآن به آن ها توجه كنند، در مقدمه هر يك از كتاب هاي درسي دانش آموزان آمده است. خوب است معلمان در آموزش خانواده به شيوه زير عمل كنند:


    الف-  به صورت كلاسي از والدين دعوت به عمل آيد

    ب-  نمونه اي از روش آموزش قرآن با حضور دانش آموزان براي خانواده ها اجرا شوند تا آنها با حلاوت و همچنين ريزه كاري هاي آموزش آشنا شوند.


    ج-  موارد گفته شده در مقدمه كتاب براي ايشان بازگو گردد.


    د-  با خانواده ها ميثاق شفاهي بسته شود كه آنها هم روزي يك صفحه قرآن بخوانند تا اين فرهنگ به كودكان منتقل شود.


   

 4-8  مديران مدارس توجيه لازم را در زمينه آشنايي با برنامه درسي قرآن شده باشند و همچنين با روش هاي ارزشيابي نظارت و پشتيباني مستمر از برنامه درسي قرآن آشنا باشند، از عوامل موثر در رفع مهجوريت، استمرار در بازديد و حمايت از كلاس هاي قرآن است.


    9- بين فعاليت ها و آموزش هاي عمومي قرآن و فعاليت هاي تخصصي و فوق برنامه تفكيك قائل شويم.


    حوزه هاي علميه، سازمان، صدا و سيما، نهضت قرآن آموزي، سازمان تبليغات اسلامي مركز توسعه و ترويج فعاليت هاي قرآني و وزارت آموزش و پرورش بايد به اين نكته توجه كنند كه متاسفانه روند فعاليت هاي قرآني به جاي عمومي شدن به سوي تخصصي شدن حركت مي كند و روز به روز شاهد اين مساله هستيم كه ارتباط عموم مردم با قرآن كم تر و كم تر مي شود.


    البته اين مطلب به معناي آن نيست كه نبايد فعاليت ها تخصصي شود بلكه بايد توجه شود كه فعاليت هاي تخصصي هم بايد روز به روز ساده تر و عمومي تر شود. مخصوصا مراكزي كه در اين زمينه مسئوليت اصلي و مستقيم را دارند بايد در اهداف و روش ها تجديدنظر نمائيد.
  

 

 

 

 

 

منابع

     

 

 

علوم قرآني، معرفت، محمد هادي

بانک اطلاعات نشريات کشور

نشريات و مجلات

کتب ديني و قرآني

سخنان همايش " مبلغان ديني و نوآوري و شكوفايي " در استان يزد

گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان يزد

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 11:43  توسط دانشجویان  |