X
تبلیغات
تحقیقات دانشجویان - فلسفه حجاب

تحقیقات دانشجویان

تحقیقات ارائه شده به استاد محمد علی محسن زاده

فلسفه حجاب

مقدمه:

ريشه بيشتر انحرافات ديني و اخلاقي نسل جوان را در لابلاي افكار و عقايد آن بايد جستجو كرد، فكر اين نسل، از نظر مذهبي،‌آن چنان كه بايد راهنمايي نشده است و از اين نظر فوق العاده نيازمند است.

اگر مشكلي در رهنمايي اين نسل باشد،‌بيشتر در فهميدن زبان و منطق او و روبرو شدن با او با منطق و زبان خوش است و در اين وقت است كه هر كسي احساس مي كند اين نسل، بر خلاف آنچه ابتدا به نظر مي رسيد لجوج نيست، آمادگي زيادي براي دريافت حقايق ديني دارد.

هدف از طرح و بحث و نشر «مساله ي حجاب» اين است كه احساس شد گذشته از انحرافات عملي فراوان كه در زمينه حجاب به وجود آمده اين مساله و ساير مسائل مربوط به زن وسيله اي شده در دست يك عده افراد ناپاك و مزدور صفت كه از اين پايگاه عليه دين مقدس اسلام جار و وجنجال تبليغاتي راه بيندازند. بديهي است در شرايط موجود كه نسل جوان از جنبه مذهبي به قدر كافي راهنمايي نمي شود، اين تبليغات آثار شوم خود را مي بخشد.

بدون شك پديده ي «برهنگي» بيماري عصر ماست و دير يا زود اين پديده به عنوان يك «بيماري» شناخته خواهد شد. فرضاً ما كوركورانه از غرب تقليد كنيم، خود پيشتازان غربي ماهيت اين پديده را اعلام خواهند كرد ولي اگر ما به انتظار اعلام آنها بنشينيم مي ترسم خيلي دير شده باشد اگر مي خواهيد ببينيد كار برهنگي در غرب به كجا رسيده و فرياد چه كساني را بلند كرده است، اين قسمت از نامه ي يكي از هنرپيشگان معروف جهان را به دخترش به قول خودش چهل سال مردم روي زمين را خندانده است بخوانيد، اين نامه مثل معروف عاميانه خودمان را به ياد مي آورد:« عزا چه عزايي است كه در مرده شوري هم گريه مي كنند.» او از پس آنكه به دخترش اجازه مي دهد « فقط به خاطر هنر نمي توان لخت و عريان به روي صحنه رفت.» و تأكيد مي كند اين لختي منحصراً در روي صحنه براي ضرورت هنر باشد، مي نويسد:

« ... برهنگي بيماري عصر ماست. من به پير مردم و شايد حرف هاي خنده آور بينم. اما به گمان من تن عريان تو بايد از آن كسي باشد كه روح عريانش را دوست مي داري. بد نيست اگر انديشه تو در اين را مال ده سال پيش باشد، مال دوران پوشيدگي، نترس اين ده سال تو را پيرتر نخواهد كرد. به هر حال اميدوارم تو آخرين كسي باشي كه تبعه ي جزيره لختي ها بشوي ...»

نويسنده اين نامه به داشتن بعضي افكار انساني معروف است. اين سخنان وي نشانه ي ديگري است از بهره مند بودن او از برخي افكار انساني.

لزوم پوشيدگي زن در برابر مرد بيگانه يكي از مسائل مهم اسلامي است. در خود قرآن كريم درباره ي اين مطلب تصريح شده است. عليهذا در اصل مطلب از جنبه ي اسلامي نمي توان ترديد كرد. پوشيدن زن خود را از مرد بيگانه يكي از مظاهر لزوم حريم ميان مردان و زنان اجنبي است، و همچنان كه عدم جواز خلوت ميان اجنبي و اجنبيه يكي ديگر از مظاهر آن است. 

بخش اوّل:

«تاريخچه حجاب» 

v   آيا در ملل ديگر قبل از اسلام حجاب بوده است؟

v   وضع حجاب در حاهليت عرب

v   حجاب در قوم يهود

v   حجاب در ايران باستان

v   حجاب در هند 

تاريخچه حجاب:

          اطلاع ما از جنبه تاريخي كامل نيست. اطلاع تاريخي ما آنگاه كامل است كه بتوانيم درباره ي همه ي مللي كه قبل از اسلام بوده اند اظهار نظر كنيم. قدر مسلم اين است كه قبل از اسلام در ميان بعضي ملل حجاب وجود داشته است.

در ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالاً در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است، اما در جاهليت وجود نداشته و به وسيله ي اسلام در عرب پيدا شده است.

حجاب سخت و شديدي در ايرام باستان حكمفرما بوده، حتي پدران و برادران نسبت به زن و شوهردار نامحرم مي شده اند. حجاب و خواجه داري در ايام وليد دوم (126-127 هجري) معمول شد. گوشه گيري زنان از آنجا پديد آمد كه در ايام حيض و نفاس بر مردان حرام بودند.

به هر حال آنچه مسلم است اين است كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتكر آن نيست، اما اينكه حدود حجاب اسلامي با حجابي كه در ملل باستاني بوده يكي است يا نه، و ديگر اينكه علت و فلسفه اي كه از نظر اسلام حجاب را لازم مي سازد همان علت و فلسفه است كه در جاهاي ديگر جهان منشا پديد آمدن حجاب شده است يا نه مطالبي است كه در قسمت هاي بعدي به تفصيل درباره ي آن سخن خواهيم گفت. 

بخش دوّم:

«علت پيدايش حجاب» 

v   ريشه فلسفي

v   ريشه اجتماعي

v   ريشه اقتصادي

v   ريشه اخلاقي

v   ريشه رواني

v   تدبير غريزي شگفت انگيز زن 

علت پيدا شدن حجاب:

     علت و فلسفه پيدا شدن حجاب چيست؟ چطور شد كه در ميان همه يا بعضي ملل باستاني پديد آمد؟ اسلام كه ديني است كه در همه ي دستورهاي خويش فلسفه و منظوري دارد چرا و روي چه مصلحتي حجاب را تائيد و يا تاسيس كرد؟

مخالفان حجاب سعي كرده اند جزئيات ظالمانه اي را به عنوان پيدا شدن حجاب ذكر كنند و در اين جهت ميان حجاب اسلامي و غير اسلامي فرق نمي گذارند، چنين وانمود مي كنند كه حجاب اسلامي نيز از ميان جريانات ظالمانه سرچشمه مي گيرد.

در باب علت پيدايش حجاب نظريات گوناگون ابراز شده است و غالباً اين علت ها براي ظالمانه يا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است ما در مجموع آن ها را دكر مي كنيم. نظرياتي كه بدست آورده ايم يعني فلسفي و بعضي اجتماع و بعضي اخلاقي و بعضي اقتصادي و بعضي رواني است كه ذيلاً ذكر مي شود:

1-   ميل به رياضت و رهبانيت (ريشه فلسفي)

2-   عدم امنيت و عدالت اجتماعي (ريشه اجتماعي)

3- پدر شاهي و تسلط مرد بر زن و استثمار نيروي وي در جهت منافع اقتصادي مرد (ريشه اقتصادي)

4-   حسادت و خود خواهي مرد(ريشه اخلاقي)

5- عادت زنانگي و احساس او به اينكه در خلقت از مرد چيزي كم دارد، به علاوه ي مقررات خشني كه در زمينه پليدي او و ترك معاشرت با او در ايام عادت و منع شده است. (ريشه رواني)

علل نامبرده يا به هيچ وجه تاثيري در پيدا شدن جاب در هيچ نقطه اي از جهان نداشته است ولي جهت آن ها را به نام علل حجاب ذكر كرده اند و يا فرضاً در پديد آمدن بعضي از سيستم هاي غير اسلامي تاثير داشته است در حجاب اسلامي تاثير نداشته است يعني حكمت و فلسفه اي كه در اسلام سبب تشريع حجاب شده است نبوده است.

همان طور كه ملاحظه مي شود مخالفان حجاب گاهي آن را از ايده ي يك طرز تفكر فلسفي خاص درباره ي جهان و لذات جهان معرفي مي كنند و گاهي ريشه ي سياسي و اجتماعي براي آن ذكر مي كنند و گاهي آن را معلول علل اقتصادي مي دانند و گاهي جنبه هاي خاص اخلاقي يا رواني در پديد آمدن دخالت مي دهند.

رهبانيت و رياضت:

          ارتباط مساله پوشش با فلسفه رياضت و رهبانيت از اين جهت است كه چون زن بزرگترين موضوع خوشي و كامراني بشر است، اگر زن و مرد معاشر و محشور با يكديگر باشند، خواه و ناخواه دنبال لذت جويي و كاميابي مي روند. پيروان فلسفه رهبانيت و ترك لذت براي اينكه محيط را كاملاً با زهد و رياضت سازگار كنند بين زن و مرد حريم قائل شده پوشش را وضع كرده اند، كما اينكه با چيزهاي ديگري هم كه نظير زن محرك لذت و بهجت بوده است مبارزه كرده اند. پديد آمدن پوشش طبق اين نظريه دنباله و نتيجه پليد دانستن ازدواج و مقدس شمردن عز و بت است.

ايده ي رياضت و ترك دنيا همان طوري كه در موضوع مال فلسفه فقر طلبي و پشت پا زدن به همه ي وسائل مادي را به وجود آورده است، در مورد زن فلسفه تجردطلبي و مخالفت با جمال را ايجاد كرده است.

بررسي:

          ما منكر نيستيم كه رهبانيت و ترك لذت در نقاطي از جهان وجود داشته است و شايد بتوان پوشش زن را در جاهايي كه چنين فكري حكومت مي كرده است از ثمرات آن دانست، ولي اسلام كه پوشش را تعيين كردند در هيچ جا به چنين علتي استناد جسته است و نه چنين فلسفه اي با روح اسلام و با ساير دستورهاي آن قابل تطبيق است.

اصولاً اسلام با فكر رياضت و رهبانيت سخت مبارزه كرده است و اين مطلب را مستشرقين اروپائي هم قبول دارند، اسلام به نظافت تشويق كرده و به جاي اينكه شپش را مرواريد خدا را بشناسد گفته است:

«النظافه من الايمان»

اسلام به كوتاه كردن و شانه كردن مو و به كار بردن بوي خوش و روغن زدن به سر سفارش هاي اكيد كرده است.

عدم امنيت:

          ريشه ديگري كه براي به وجود آمد پوشش ذكر كرده اند ناامني است در زمان هاي قديم بي عدالتي و ناامني بسيار بوده است دست تجاوز زورمندان و قلدران به مال و ناموس مردم بيگانه دراز بوده است مردم اگر پول . ثروتي داشتند ناچار بودند به صورت دفينه در زير خاك پنهان كنند.

همان طور كه در مورد ثروت امنيت نبود، راجع به زن هم امنيت وجود نداشت، هر كس زن زيبايي داشت ناچار بود او را از نظر زورمندان مخفي نگه دارد، زيرا اگر آنها اطلاع پيدا مي كردند، او ديگر مالك زن خود نبود.

بررسي:

          مسلماً علت دستور پوشش در اسلام عدم امنيت نبوده است، لااقل علت منحصر و اساسي عدم امنيت نبوده است، زيرا اين نه در آثار اسلامي به علت پوشش معرفي شده است و نه چنين چيزي با تاريخ تطبيق مي كند. پوشش براي جلوگيري از تجاوز كساني است كه در يك جا زندگي مي كنند بر حسب خوي و عادت قبيله اي بين افراد يك قبيله اين جور تجاوزها وجود نداشته است.

لهذا نمي توانيم بگوئيم كه اسلام صرفاً به خاطر برقرار ساختن امنيت دستور پوشش را وضع كرده است.

استثمار زن:

          بعضي ها براي پوشش زن ريشه اقتصادي قائل شده گفته اند حريم و پوشش يادگار عهد مالكيت و تسلط مرد است، مردان به خاطر اينكه از وجود زنان بهره ي اقتصادي ببرند و آن ها را مانند بردگان استثمار كنند، آن ها را در خانه ها نگه مي داشته اند. براي اينكه فكر زن را قانع كنند كه خود به خود از بيرون نرو رو بيرون رفتن را كار بدي بداند فكر حجاب و خانه نشيني را خلق كردند.

گويندگان اين سخن سعي كرده اند مسائل ديگري از قبيل نفقه و مهر را نيز بر اساس مالكيت مرد نسبت به زن توجيه كنند.

بررسي:

          مرد در گذشته، هم به زن ظلم كرده و هم به فرزند، و از هر دوي اين ها بهره كشي اقتصادي كرده است، همچنان به خود نيز ستم كرده است. مرد به علت جهالت و تعصب هاي بيجا(نه به قصد استثمار و بهره كشي) هم به خود ظلم كرده و هم به زن و فرزند. مرد در گذشته از لحاظ اقتصادي، هم در خدمت زن بوده و هم از او بهره كشي اقتصادي كرده است. هر وقت طبيعت مرد به سوي خشونت گراييده عشق و عاطفه در وجودش ضعيف بوده، از زن به صورت يك ابزار اقتصادي استفاده كرده است. ولي اين را به صورت يك اصل كلي حاكم بر تمام جوامع ماقبل(قرن) نوزدهم نمي توان ذكر كرد.

تجاوز به حقوق واقعي زن، استثمار نسبت به او منحصر به ماقبل قرن 19 نيست.

در قرن نوزدهم و بيستم حقوق واقعي زن كمتر از گذشته پايمال نشده است. منتها چنان كه مي دانيم از مشخصات اين قرن اين است كه روي مقاصد استثمارگرانه سرپوشي از مفاهيم انساني گذاشته مي شود. سخن ما درباره ي اسلام است. آيا اسلام در دستورات خود درباره ي پوشش و حريم ميان زن و مرد چه هدف و منظوري داشته است؟ آيا خواسته زن را لحاظ اقتصادي در خدمت مرد قرار دهد؟

قدر مسلم اين است كه حجاب اسلام در بدين منظور نيست. اسلام هرگز نخواسته مرد از زن بهره كشي اقتصادي كند، بلكه سخت با آن مبارزه كرده است. اسلام با قطعيت تامي كه به هيچ وجه قابل مناقشه نيست، اگر اعلام كرده است كه مرد هيچ گونه حق استفاده اقتصادي از زن ندارد. اين مساله كه زن استقلال اقتصادي دارد از مسلمات قطعي اسلام است. كار زن از نظر اسلان متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كاري كه در خانه به وي واگذار مي شود مجاناً و تبرياً انجام مي دهد و اگر نخواهد مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتي در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست. يعني اگر زن بخواهد فرزند خود را در مقابل مبلغي فرضاً يك هزار ريال در ماه شير بدهد و زن بيگانه اي هم به همين مبلغ حاضر است شير بدهد پدر بايد اولويّت زن را رعايت كند و فقط در صورتي كه زن مبالغ بيشتري مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اي كه اجرت كمتري مي گيرد بسپارد. زن مي تواند هر نوع كاري همين قدر كه فاسد كننده ي خانواده و مزاحم حقوق ازدواج نباشد براي خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود اوست.

اگر اسلام در حجاب نظر به استثمار اقتصادي زن داشت بيگاري زن براي مرد را تجويز مي كرد. معقول نيست كه از يك طرف براي زن استقلال اقتصادي قائل شود و از طرف ديگر حجاب را به منظور استقلال و استمثار زن وضع كند.

حسادت

          ريشه ديگري كه براي پيدا شدن حجاب ذكر كرده اند و جنبه اخلاقي دارد در اينجا نيز مانند نظريه ي سابق علت پيدا آمدن حجاب را تسلط مرد و اسارت زن معرفي كرده اند، با اين فرق كه در اينجا براي تسلط جويي مرد به جاي ريشه ي اقتصادي ريشه ي اخلاقي ذكر شده است، گفته اند علت ديگر اينكه مرد زن را بدين شكل اسير نگه مي دارد حس خودپرستي و حسادت وي نسبت به مردان ديگر است. مرد نمي خواهد و رشك مي برد كه مردان ديگر ولو با نگاه كردن يا هم سخن شدن از زني كه تحت اختيار اوست استفاده كنند.

به عقيده ي اسن دسته، قوانين ديني و مذهبي با اينكه در جاهاي ديگر با خودخواهي ها و هودپرستي مبارزه كرده است در اينجا برعكس عمل كرده روي اين خودخواهي مردان صحه گذاشته منظور آنها را تامين كرده است.

برتراند راسل مي گويد: «بشر توانسته است تا حدي در مورد مال و ثروت بر خودخواهي و بخل غالب گردد ولي در مورد زن نتوانسته است بر اين خودخواهي تسلط پيدا كند.» از نظر راسل «غيرت» صفت ممدوحي نيست و ريشه آن نوعي بخل و امساك است. 

بررسي

          از نظر ما در مورد مرد تمايل به عفاف و پاكي زن وجود دارد، يعني مرد رغبت خاصي دارد كه همسرش پاك و دست نخورده باشد، همچنان كه ردر خود زن نيز تمايل خاصي به عفاف وجود دارد.

اين تمايل به عقيده ي ما ريشه ديگري دارد مغاير با ريشه تمايل مشابهي كه در مرد است. آنچه در مرد وجود دارد غيرت است و آميخته اي است از حسادت و غيرت، ولي آنچه در زن وجود دارد صرفاً حسادت است.

ما معتقديم كه حسادت و غيرت دو صفت كاملاً متفاوت و هر كدام ريشه جداگانه دارد، ريشه حسادت خودخواهي و از غرايز و احساسات شخصي مي باشد ولي غيرت يك حس اجتماعي و نوعي است و فايده و هدفش متوجه ديگران است.

غيرت، نوعي پاسباني است كه آفرينش براي مشخص بودن و مختلط نشدن نسله ها در وجود بشر نهاده است. اگر حس غيرت هم در مرد نمي بود كه محل بذر را هميشه حفاظت و پاسباني كند رابطه ي نسل ها با يكديگر به كلي قطع مي شد، هيچ پدري فرزند خود را نمي شناخت و هيچ فرزندي پدر خود را نمي دانست كيست. قطع اين رابطه اساس اجتماعي بودن بشر را متزلزل مي سازند. علاقه ي به حفظ نسل در زن هم وجود دارد، ولي در آنجا احتياج به پاسبان نيست، زيرا انتساب فرزند به مادر هميشه محفوظ است و اشتباه پذير نيست احساس زن را مي توان ناشي از خودخواهي و انحصار طلبي دانست ولي احساس مرد چنان كه گفتيم جنبه نوعي و اجتماعي دارد ما منكر حس حسادت و انحصار طلبي مرد نيستيم.

اما اينكه آيا نظر اسلام درباره حجاب و پوشش احترما گزاردن به حس غيرت مرد است يا نه؟ جواب اين است كه بدون شك اسلام همان فلسفه اي كه در حس غيرت هست يعني حفاظت پاكي نسل و عدم اختلاط انساب را منظور نظر دارد، ولي علت حجاب اسلامي منحصر به اين نيست.

بالا بودن ارزش

          علتي كه قبلاً ذكر كرديم كم و بيش مورد استفاده ي مخالفان پوشيدگي زن قرار گرفته است. به عقيده ما يك علت اساسي در كار است مورد غفلت واقع شده است. به عقيده ي ما ريشه ي اجتماعي پديده آمدن حريم حائل ميان زن و مرد را در ميل به رياضت، يا ميل مرد به استثمار زن، يا حسادت مرد، با عدم امنيت اجتماعي نبايد جستجو كرد و لااقل بايد كمتر در اينجا جستجو كرد. ريشه ي اين پديده را در يك تدبير ماهرانه ي غريزي خود زن بايد جستجو كرد.

به طور كلي بحثي است دربازه ريشه اخلاق جنسي زن از قبيل حياء و عفاف. و از آن جمله است تمايل به ستر و پوشش خود از مرد در اينجا نظرياتي ابراز شده است.

دقيق ترين آنها اين است كه حياء و عفاف و ستر و پوشش تدبيري است كه خود زن با يك نوع الهام براي گرانبها كردن خود و حفظ موقعيت خود در برابر مرد به كار برده است.

زن، با هوش فطري و با يك حس مخصوص به خود دريافته است كه از لحاظ جسمي نمي تواند با مرد برابري كند و اگر بخواهد در ميدان زندگي با مرد پنجه نرم كند از عهده ي زور بازوي مرد بر نمي آيد و از طرف ديگر نقطه ي ضعف مرد را در همان نيازي يافته است كه خلقت در وجود مرد نهاده است كه او را مظهر عشق و طلب زن را مظهر معشوقيت و مطلوبيت قرار داده است. در طبيعت جنس نر گيرنده و دنبال كننده آفريده شده است. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 23:2  توسط دانشجویان  |