تحقیقات دانشجویان

تحقیقات ارائه شده به استاد محمد علی محسن زاده

امام زمان علیه السلام

 

 بسم الله الرحمن الرحیم                    

             دانشگاه رشد سوره     

     عنوان تحقیق :                 امام زمان                 

                استاد :                  آقای محسن زاده    

              محقق :                         آزاده   برنا   

مشخصات امام زمان

آخرين وصي پيامبر خدا ، دوازدهمين امام شيعه و چهاردهمين معصوم از خاندان رسالت ، حضرت مهدي (عجل اللله تعالي فرجه) در سپيده دم نيمهً شعبان سال 255 هجري در سامرا ديده به جهان گشود و انتظار مژده اي كه پيامبر خدا و امامان از دو قرن پيش داده بودند ، سر آمد.

نام آن حضرت ، نام پيامبر خدا و كنيهً او كنيهً رسول خداست (محمد ، ابوالقاسم) و توصيه شده كه در عصر غيبت ، از او به نامش ياد نشود، بلكه با القاب متعددي كه دارد مثل مهدي، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، بقيةالله، قائم، خلف صالح و... نام برده شود.

پدرش «امام عسگري عليه السلام» و مادرش «نرجس» است كه نام اصلي وي مليكه ، دختر يشوعا فرزند قيصر روم بود.

از آنجايي كه حكومت هاي ستمگر، طبق وعدهً روايات ، زوال قدرت خود را در اين مولود خجسته مي ديدند و مي دانستند كه از نسل امام عسگري عليه السلام خواهد بود ، پيوسته آن حضرت را زير نظر داشتند. امام يازدهم نيز تولد اين فرزند را از مردم كتمان مي كردند تا دستگاه خلافت به وجود او پي نبرد. البته در همان دوران كودكي ، براي آنكه شيعيان نسبت به امام بعدي بي خبر نباشند ، امام زمان توسط پدر ارجمندشان به برخي اصحاب خالص و مطمئن نشان داده مي شد تاحجت خدا را بشناسند و بعدا دچار گمراهي نشوند.

امام زمان 5 ساله بودند كه پدرشان امام عسگري به شهادت رسيدند. حضرت بر جنازهً مطهر پدر نماز خواند و چون ماموران از وجود او با خبر شدند ، در تعقيب او به منزل هجوم آوردند . ولي حضرت در يكي از سردابهاي خانه از چشمها ناپديد شد و هر چه گشتند او را نيافتند. بدينگونه رابطهً آشكار مردم و حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) قطع شد .

امام عصر عليه السلام از آن زمان تا سال 329 هجري ، به مدت 69 سال (كه دورهً غيبت صغري ناميده مي شود) از طريق چهار نمايندهً خاص ، با مردم رابطه داشت و نامه ها ، نيازها و سؤال هاي آنان از طريق اين نواب خاص به حضرت مي رسيد و پاسخ آن دريافت ميشد. به نامه هاي آن حضرت «توقيعات» گفته مي شود. نايب هاي ويژهً او كه در چهار نسل پياپي واسطهً ميان امام و امت بودند ، عبارتند از : عثمان بن سعيد، محمد بن عثمان، حسين بن روح و علي بن محمد سيمري. با مرگ چهارمين سفير خاص امام در سال 329 ، دوران غيبت كبري آغاز شد كه تا كنون ادامه دارد و جانشينان حضرت ، فقهاي عادل و واجد شرايط در هر زمان اند.

حضرت مهدي عليه السلام هم اكنون از ديده ها پنهان است و ما در عصر غيبت به سر مي بريم و از ديدن جمالش محروميم . البته در اين دوازده قرني كه از عمر آن حضرت مي گذرد ، اشخاص متعددي به خاطر صلاحيت و تقوا و عمل صالح ، توفيق ديدار او راداشته اند . شوق ديدار او در همهً دلها وجود دارد و شيعيان ، در انتظار پايان دورهً غيبت و فرا رسيدن «عصر ظهور» تا به ياري او بشتابند.

عمر طولاني او از معجزات الهي است . وقتي ظهور كند، در چهره و نيروي يك مرد چهل ساله خواهد بود. در عصر غيبت ، جهان از وجود او بهره مي برد ، آن سان كه خورشيد پشت ابر بهره مند مي شود . او حجت خدا در عصر غيبت است و هرگز زمين خالي از حجت نخواهد بود.

ظهور او شرايطي دارد كه وقتي فراهم باشد و خداوند اذن دهد ، آن حضرت در روز جمعه اي از مكه و كنار خانهً خدا ظهور مي كند و تعداد313 نفر از ياران خاص او از سراسر جهان بسرعت خود را به او مي رسانند و با او بيعت مي كنند و قيام جهاني او آغاز مي شود.

امام زمان عليه السلام ذخيرهً الهي براي گسترش قسط و عدالت در سراسر جهان است . وقتي آن حضرت ظهور كند ، امنيت ، عدالت ، رونق اقتصادي ، وفور نعمتهاي الهي در زمين ، صلح و صفا و برادري و مساوات در سطح جهان بر قرار خواهد شد. نصرت الهي پشتيبان اوست و جهان مسخر فرمان او مي گردد و حكومت واحد جهاني تشكيل مي شود و قانون خدا و احكام قرآن به نحو كامل در همه جاي گيتي حاكم خواهد گشت و قدرتهاي ستم نابود خواهد شد.

وجود آن امام ، مشخصات وي ، مژدهً ظهورش ، ويژگي اصحابش و چگونگي حكومتش ، در روايات بسيار آمده است و طبق روايات ، عقيدهً به او مخصوص به شيعه نيست،بلكه روايات بسيار در در كتابهاي اهل سنت نيز دربارهً او نقل شده است.

به علاوه ، عقيده به مهدويت و وجود يك نجات بخش در پايان عمر جهان نه تنها در اسلام بلكه در اديان آسماني ديگر هم مطرح است و همهً فرقه ها به نحوي به يك «موعود» و «منجي» عقيده دارندو در انتظار يك مصلح جهاني به سر مي برند.همين عقيده سبب شده كه در طول تاريخ ، بارها از سوي دروغگويان ادعاي مهدويت يا واسطه بودن بين امام و مردم اظهار شود و از اين راه ، فرقه هايي انحرافي و مسلكهايي ساختگي پديد آيد.

فرقهً بهائيت و قادياني گري دو نمونه از اين گروههاي منحرف است . امام عصر عليه السلام هم اكنون زنده است و از آنچه در جهان و ميان مسلمانان مي گذرد با خبر است ، هر چند ديده نمي شود و كسي از جاي او و زمان ظهورش آگاه نيست. ديدار چهرهً او ، به سختي ميسر است ، آن هم براي انسانهاي صالح و پاك ، در صورتي كه حضرت مهدي عليه السلام صلاح بداند.

براي زمان ظهور حضرت ، نشانه هايي در روايات بيان شده كه به «علائم ظهور» مشهور است وبروز آن نشانه ها ، نشانهً نزديكي عصر ظهور است. فراگيري ظلم و جور در سطح جهان ،پيدايش جنگها و فتنه ها و آشوب ها ي ويرانگر ، نا امني در همه جا، رواج فساد و گناه در جامعه ها ، گراني و نا بساماني اوضاع اقتصادي و... از آن جمله است.

وقتي امام زمان عليه السلام ظهور كند ، از مكه به سوي مدينه ، سپس به سوي عراق و كوفه حركت مي كند . عيساي مسيح از آسمان فرود آمده ، به او اقتدا مي كند . مر كز حكومتش كوفه خواهد بود . اما سپاه او سراسر جهان را فتح خواهد كرد. در شام و فلسطين و مناطق ديگر ، نبردهاي خونيني بين ياران او و پيروان طاغوت ها پيش خواهد آمد . سر انجام ، پيروز نهايي از آن اوست . زمين ، گنجينه هاي خود را براي امام آشكار مي سازد ، امنيت همه جا حاكم مي شود ، ويراني ها آباد و ستمگران نابود و مؤمنان عزيز مي شوند.

آن حضرت چند سال (هفت يا هفتاد سال) حكومت جهاني خواهد داشت ، سپس به شهادت مي رسد و حكومت عدل او با بازگشت دوبارهً امامان معصوم ادامه مي يابد. سپس عمر جهان به پايان رسيده ، مقدمات قيامت فراهم مي گردد .

در عصر غيبت ، شيعيان وظيفه دارندكه با انتظار فرج ، زمينه ساز حكومت جهاني او شوند و از پيشگاه خدا ، آمدن او را طلب كنند. انتظار فرج كه از برترين عبادتها به شمار آمده ، همراه با اصلاح خود و جامعه و مبارزه با ستم و فساد و فراهم ساختن شرايط متناسب با «دولت كريمهً » امام زمان عليه السلام است و منتظر مصلح ، بايد خودش هم صالح باشد!


ظهور و فرج ، یعنی پایان  همه دردها ، نابسامانیها ، انحراف مسیرهای انسان ، و گشودن هر              عقده ای  به دست منجی آسمانی .

بشر از آغاز تا کنون ، همکاروان درد و رنج  و هما غوش  ستمدیدگی و تحمل بوده است . از آن همه ارزشها  و حقوقها که داشته ، محروم مانده است و استعدادهایی که با پرورش آنها می بایست  و می توانست به عالی ترین کمالات انسانی برسد ، در  وجودش کشته شده و نابود گشته است . سازمانهای رهبری بشر تاکنون همه فاسد  بوده اند و ناقص . بشر دچار بوده است ؛ دچار گرسنگی ، دچار جهل ، دچار بی عدالتی و اختلاف طبقاتی و .... و ..... زندگی چنان  بوده  و اکنون نیز چنان است ؛سراسر تحمل  است  و  تحمیل .

اعتقاد به ظهور حضرت مهدی ( ع) از ضروریات مذهب است و روایات حضرت مهدی از طریق شیعه و سنی به حد تواتر رسیده است .

اعتقاد به  ظهور یک مصلح غیبی که در آخر الزمان ظهور کرده ، بر جنایتها و خیانتهای انسانها خانمه خواهد داد؛ اختصاص به اسلام ندارد ، یلکه از نظر یهود و مسحیت  نیز قطعی است . جالبتر اینکه در میان همه طوائف یهود  و همه شاخه های مسیحیت  این اعتقاد قطعی و مسلم است و در میان فرقه های مختلف یهود و نصاری ، در این مسئله اختلاف نیست .

همه پیامبران وسفیران الهی به عنوان  جزئی از رسالت خود به مردم وعده داده اند  که در آخر الزمان یک مصلح غیبی ظهور خواهد کرد ، و جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود . آنگاه زمان او را  توصیف کرده اند ، و نشانه هایش را بر شمرده اند . هرگاه پیامبری از این جهان  رخت بر بسته پیامبر دیگری آمده ، او نیز چون پیامبر  پیشین از ظهور مصلح غیبی در آخر الزمان  سخن گفته است .

تحقق یافتن علائم آخر الزمان  یکی بعد از دیگری در هر برهه ای از زمان ، موجب می شود که  انسان عقل خود را به کار اندازد و در  مورد این خبرهای غیبی که هزاران سال پیش توسط سفیران سفیران الهی  وعده داده شده تفکر کند .

تاکنون تعدادی از این نشانه ها تحقق یافته و در عصر ما  نیز این نشانه ها در حال تحقق یافتن است  و دقیقاً طبق وعده ای انبیاء تحقق می یابد .

اعتقاد به امام منتظر ، حضرت مهدی موعود ، علیه السلام ، مسأله ای بنیادین در باور مسلمان است و این موضوع از  زمانی که پیامبر اکرم ، صلی الله علیه وآله ، مژده وجود ایشان را داد ، ذهن آنان را به خود  مشغول داشته است . آن حضرت در مناسبتهای مختلف و در روایات فراوان که به مرز تواترمی رسد ، تأکید به ظهور مهدی ، علیه السلام ، در آخر الزمان کرده اند ؛ به گونه ای که عقیده به وی  از ضروریات  دین اسلام گشته است  . در عین حال در گذشته  و حال کسانی این مسأله را مورد انکار و تردید قرار داده اند . کسانی که یا تحت تأثیر تفکر مادیگری  و یا دچار تعصب فرقه ای بوده اند و یا از صدها روایت که در کتابهای حدیث ( صحاح، مسانید  سنن ) از طریق  شیعه و سنی رسیده ، بی خبرند .علما و دانشمندان  گذشته و معاصر دهها کتاب در اثبات این مسأله گرد آورده اند و مقالات تحقیقی بسیاری در این زمینه نگاشته اند که همگی در بر دارنده دلایل معتبر واستدلالهای متقن بر وجود مهدی ، علیه السلام ، و درستی این قضیه اند ، یه طوری که سزاوار نیست یک مسلمان معتقد که گفته پیامبر را قبول دارد ، در آن تردید کند .

این عقیده در میان امت اسلام چنان رسوخ یافت که برخی از  سود جویان و فرصت طلبان آن را مغتنم شمرده و ادعای مهدویت کردند ولی بزودی رسوا و مفتضح شدند ، همانگونه که مدعیان رسالت و پیامبری همگی رسوا شدند .

شگفت انگیز تر اینکه برخی از مدعیان  دانش و معرفت در گذشته و حال به مشوش ساختن اذهان امت اسلامی  و ایجاد شک و تردید پرداخته اند و البته علت آن ناتوانی فکری نسبت به درک اسرار و اهداف عالی این عقیده و یا دیگر جهات بوده است از آن جمله د ر عصر حاضر می توان از خاور شناسان و همفکرانشان نام برد . کسانی چون : گولدزیهر ، فلهاوزن ، فان فلوتن ، مک دونالد ، برنارد لویس ، مونتگمری وات ، ماسینیون  و برخی از مسلمانانی که { به تبع گرایشهای روشنفکرانه } دنباله رو فکری ایشان اند  و راه آنان را در ایجاد شبهه و شک و تردید نسبت به معتقدات اسلامی  و آنچه در قرآن و سنت آمده است می پیمایند .

وهابیان و همفکر انشان نیز در میان شیعه و سنی از آنان تبعیت کرده و به ایجاد شبهه در وجود حضرت مهدی ، علیه السلام ، پرداخته اند ، اما هیچ یک دلیل معتبری برای علت انکار  خویش ندارند بلکه در مقابل دلایل  زیادی وجود دارد که ثابت می کند عقیده به مهدی ، علیه السلام ، درست است . زیرا همانطور که گذشت در این زمینه (( تواتر)) وجود دارد و این تواتر را بسیاری نقل کرده اند ، از جمله برزنجی در کتاب الاشاعه لاشراط الساعه و شوکانی در کتاب التوضیح که بعداً خواهد آمد .

شگفت اینکه منکرانم این عقیده در انکار  خود به همان دلایلی تمسک  جسته اند که منکران اخبار غیبی به آن متوسل می شوند ، اخبار یکه در قرآن  آمده و یا پیامبر اسلام به آن اشاره کرده است ؛ مانند انکار قضیه (( اسراء))  و (( معراج))

و اینها همه ، بازگفتن یک حقیقت است . و آن انتظار  پایان دردها ، سرگردانیها و بیدادگریهاست ، و رسیدن دوران رشد و تکامل ، بلکه کمال ... و این همه نمونه هایی است  از کوششها و تلاشها ، برای بهروزی و بهزیستن انسان ، و راه یافتن  به زندگی آباد و سر شار از ایمنی و آسایش .

و این همان است  که مذاهب آن را خواسته اند ، و این همان است که پیامبران از دورانی بس کهن ، برای تحقق بخشیدن به آن به پا خاستند و خروشها بر آوردند و بدین گونه خواستند روشنگر تاریکیها  باشند . توده ها را نجات دهند . بیدادگریها و بهره کشیها را ریشه کن کنند . خدای را حاکم بر مردم و زندگی بشناسانند. خلق را از زیر بار بندگی  و اسارت غیر خدای عادل و مهربان بیرون آورند . زنجیر هارا پاره کنند و امرها و فرمانها را فرو گذارند – جز یک فرمان – تا همه در سایه آن ، آزاد زندگی کنند  و برادر و برابر .

به امید آینده ، و به انتظار رویش فردا ، بر آمد ن آخرین افق .

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الاارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین .

مهدویت ، فرایند یک عقیده اسلامی ، که فقط رنگدین داشته باشد ، نیست . مهدویت فصل مهمی از خواسته های بشری است که انسانها با داشتن ادیان و مذاهب مختلف ، روسوی ان دارند . مهدویت تبلور یک الهام فطری  است که مردم از دریچه آن ، علی رغم دیدهای مختلف و نگرشهای  متفاوت عقیدتی ، روز موعود را می بینند ، روزی که رسالتهای آسمانی با همه اهدافش در زمین تحقق میابد و راه ناهمواری که در طول تاریخ برای انسانئ  دشوار بود ، پس از  رنج بسیار هموار می شود .

حتی انتظار روز موعود اختصاص به کسانی که ایمان به غیبت دارند ، ندارد . دیگران هم به چنین روزی چشم دوخته اند ، تا آنجا که پرتو این خواسته ، مکتبهایی را هم به هیچ وجه زیر بار مسایل غیبی نمی روند ؛ فراگرفته است . پیروان مکتب ماتریالیسم دیالکتیک که تاریخ را بر اساس تضاد تفسیر می کنند نیز منتظر روزی هستند که همه این تضادها از میان برود و صلح و همزیستی به پیروزی رسد .

ما بخوبی در مییابیم که مشغولی به این امید و این احساس  در سراسر تاریخ و در میان همه اقوام از دیگر مسایل بشری بیشتر بوده است و هنگامی که دین این وجدان عمومی را تأیید می کند و تأکید دارد که زمین پس از لبریز شدن از ظلم و ستم  پر از عدل و داد خواهد شد ، به ان احساس عمومی ارزش عینی می بخشد و آن را تبدیل به یک ایمان محکم می کند ؛ ایمان به آینده و سرنوشت محتوم انسان . این ایمان نه تنها مایه تسلی و آرامش خاطر است بلکه منشأ مقاومت نیز هست .

منشأ امید است ؛ زیرا ایمان به مهدی به معنای این است  که نبایستی  زیر بار ستم رفت و بایستی  منتظر روزی بود که وی بر همه جهان چیره گردد . و اما، منشأ مقاومت است ، زیرا این ایمان ، چون سوسوی امیدی است که با نامیدیهامقابله می کند و دلها را زنده نگه می دارد ؛ هر چند ناگواریها گسترده شود و ستمکاریها چهره کریه خود را نشان دهد .

روز موعود یعنی روزی که عدالت با جهانی پر از جور و ستم روبرو می شود و پایه های آن  را ویران می کند و طرحی نو در می اندازد . روز موعود یعنی روزی که ستم به هر اندازه که فزونی یابد و در جهان ریشه بدواند و بر مقدرات مردم حکومت کند ، بایستی نابود شود و هرگز جاودانه نخواهد بود .

این تفکر که ظلم در اوج خود بایستی شکست بخورد و این شکست حتمی است به ستمدیدگان و امتهای رنجدیده ، امید می بخشد که محاسبات را تغییر دهند و کاخ ظلم را  فرو ریخته و بر     خرابه های آن شالوده عدالت را پی ریزی کنند .

غیبت صغری

غیبت حضرت ولی عصر (عج) به دو بخش مشخص تقسیم می شود که در بخش اول توسط سفیران چهار گانه اش مردم  می توانستد با آن حضرت تماس بگیرند ولی در بخش دوم سفیر و نائب خاصی برای آن حضرت نیست . بخش اول غیبت صغری و بخش دوم غیبت کبری نامیده می شود . غیبت صغری که از لحظه ولادت حضرت بقیه الله ( عج ) آغاز می شود و تا روز وفات چهارمین سفیر حضرت ولی عصر (عج) ادامه می یابد دقیقاً 74 سال می باشد .

ولی دوران سفارت از رحلت حضرت امام حسن عسکری (ع) آغاز شده تا وفات حسین بن روح

امتداد می یابد .

روی این بیان طول غیبت صغری 74 سال تمام  ، و مدت سفارت سفیران  چها ر گانه 69 سال  و شش ماه و پا نزده روز است .

خداوند حکیم از روی حکمت بالغه اش  چنین مقدر فرمود که پیش از غیبت کبری مدتی به عنوان غیبت صغری وجود مقدس امام (ع) از دیده ها پنهان باشد ولی ارتباط غیر مستقیم  برقرار باشد ، توقیعات شریف  به دست چهار نائب خاص آنحضرت به دست مردم  برسد تا هیچگونه شک و تردیدی برای احد ی باقی نباشد . تا شیعیان خود را برای غیبت کبری آماده کنند ، با غیبت امام انس بگیرند . با وظایف خود در دوران غیبت آشنا شوند و از روی دلائل قطعی به وجود غیبت امام خود ایمان راسخ پیدا کنند .

این نکته ناگفته نماند که بعد از امام هشتم  ، دیگر امامان معصوم ، برای همگان ظاهر نمی شوند  ، بلکه برای خواص شیعه، آنهم در وارد خاص ظاهر می شدند ، حتی پاسخ سئوالات و رفع نیازمندیها ی آنها را غالباً از پشت پرده انجام می دادند، تا شیعیان را برای غیبت حضرت ولی عصر ( عج ) آموزش دهند و آماده کنند .

در پرتو همین تجربه و تمرین بود  که غیبت امام برای شیعیان گران نبود  در صورتیکه برای دیگران  نبود  در صورتیکه  برای دیگران سخت و دشوار بود ، زیرا ذانها  از چنین دوران تمرین بی بهره بودند.

از امیر المومنین  علی ( ع) نقل شده که فرمود:

فرزند جگر خوار از وادی یابس ( بیابان خشک ) خروج کند . او مردی است میان قامت ، بد قیافه ،دارای سری بزرگ ، با صورتی ابله گون ف وقتی او را ببینی پنداری که یک چشم دارد ، نامش عثمان و پدرش عیینه ( عنبسه ) و از فرزندان ابو سفیان است . او وارد سرزمینی آرام  با آب گوارا شود و بر منبر آن قرار گیرد  . ایوسفیان پنج پسر داشت  : عتبه ، معاویه ، یزید ، عنبسه و حنظله . در حدیثی ، سفیانی  از فرزندان عتبه معرفی شده است.

ای معاویه ، مردی از فرزندان تو خواهد  آمد که شوم ، ملعون ، سبک سر ، خشن ، بد دل ، سختگیر و عصبانی است و خدانوند مهر و عطوفت را از قلب او برده ، دائی های او ( همچون ) سگ خون آشام اند . گویا او را می بینم و اگر می خواستم  او را نام می بردم و اوصافش را بیان می کردم و سن اورا می گفتم ،او لشکری به سوی مدینه گسیل می دارد . آنها  بیش از اندازه دست به کشتار و فحشاء می زنند، در این حال مردی پاک و پرهیز گار  از چنگ آنها فرار می کند ، همان کسی که زمین را از عدل و داد  سرشار خواهد ساخت همانگونه که از ظلم وستم لبریز  شده است و من  نام او را می دانم که در ان روز چند ساله است و نشانه اش چیست .

در روایتی که قبلاً مطرح کردیم آمده بود که سفیانی اهل فضل و دانش را می کشد و برای نیل به مقاصد خود ، از آنها یاری می خواهد و هر کس سر باز زند ، به قتل می رساند . روایت مذکور حاکی از این است که وی به شدت  مایل است که به جنبش و حکومت خود رنگ اسلامی و شرعی بدهد ، از این رو علما را به مشروع دانستن حرکت خود وادار  می سازد و شاید عبارت (( یفنیهم ؛ یعنی آنان را نابود می سازد )) بجای کلمه (( یفتنهم ؛ یعنی آنان را گرفتار می کند )) اشتباه ذکر شده باشد .

از امام صادق ( ع ) روایت شده که فرمود :

سفیانی از نشانه های حتمی ظهور است . خروج او از آغاز تا انجام ، پانزده ماه طول می کشد ، شش ماه کارو زار می کند ، همینکه بر پنج شهر تسلط یافت نه ماه فرمانروائی می کند بی آنکه یک روز بر ان افزوده شود .

آن پنج شهر عبارتند از : دمشق ، اردن ، حمص ، حلب و قنسرین که مراکز فرمانروائی منطقه سوریه ، اردن و لبنان است . روایات بر وجود اردنمیان آنها تصریح می کنند ، اما لبنان که جزئی از سرزمین شام و تابع پنج شهر بحساب می آید ، بعید نیست که در قلمرو و  حکومت سفیانی قرار گیرد . ولی برخی روایات ، گروههایی را از سیطره سفیانی جدا کرده اند چرا که آنان ملازمان    حق اند  و خداوند آنها را از شر همراهی با سفیانی حفظ می کند . ممکن است مردم لبنان از آن دسته باشند .

از نشانه های  حتمی ظهور ، خروج سفیانی در ماه رجب است .

از نشانه های ظهور ، فرو رفتن یک آبادی به نام جابیه از روستاهای شام ، فرود آمدن ترک ها در جزیره و رومیها  در رمله  و درگیری های فراوان در سراسر زمین است  تا آنکه  شام ویران گردد.

نخستین سرزمینی که  ویران شود شام است ، علت  ویرانی  شام ، اجتماع  طرفداران  سه پرچم       ( نیرو ) در آنجاست ، نیروهای اصهب ، ابقع و سفیانی .

اما خرابی دمشق که در کلام امیر المومنین ( ع ) بدان اشاره شد که فرمود: (( دمشق را قطعاً تخریب خواهم کرد ... آن را مردی از خاندان  من انمجام خواهد داد )) ظاهراً ویرانی ای است که در نبرد  بزرگ آزاد سازی قدس اتفاق  می افتد . نبردی که میان امام مهدی ( ع ) با سفیانی ، یهودیان  و رومی ها  به وقوع می پیوندد.

اما سفیانی  در نه ماهه پایانی  حکومت خود دست به نبردهای  بزر گی می زند که مهمترین  آنها  با ترک ها و هوادارانشان در قرقیسیا و سپس نبردهای او در عراق با ایرانی ها است که زمینه سازان ظهورند . طبق برخی روایات یمنی ها  نیز با ایرانیان همراهی می کنند .

ممکن است سفیانی در مدینه منوره نیز دارای نیروهایی باشد که در کنار  نیروهای حکومت  حجاز در نبردی که احتمالاً توسط حضرت مهدی (ع) برای آزادی مدینه انجام می پذیرد وارد پیکار شوند .

از امیر المومنین ( ع )  روایت شده است که فرمود :

پسر ( هند ) جگر خوار از وادی یابس ( دره خشک ) خروج کند . او مردی است  میان قامت ، با چهره ای ترسناک ، سری بزرگ و صورتی آبله گون ، به قیافه اش که بنگری ، یک چشم به نظر می رسد ، نامش عثمان و نام پدر ش عنسبه ( عیینه ) و از فرزندان ابو سفیان است ... تا اینکه به سرزمینی آرام که  دارای  آبی گوارا است می رسد ، آنگاه بر منبر آنجا قرار می گیرد .

از حسین بن ابی العلا ء  حضرمی چنین روایت شده که گفت :

از ابو عبدالله ( امام صادق ع ) پرسیدم : وقتی سفیانی خروج کند ما چه کنیم ؟ حضرت فرمود : مردان چهره خود را از او پنهان سازند ، بر زنان و فرزندان مشکلی نیست . پس چون بر پنجشهر ، یعنی شهرهای شام مسلط شد .شما به سوی ولی امر خود ( حضرت مهدی ع ) کوچ کنید .

سفیانی برای انتقام گرفتن از  دشمنانتان ، برایتان کافی است . او برای شما یکی از نشانه هاست . آن فاسق اگر خروج  کند . یکی دو ماه بعد  از خروج او آرام  می مانید و از سوی او به شما زیانی رسد  تا آنکه جمعیت زیادی از غیر شما را به قتل رساند . بعضی از یاران حضرت پرسیدند : در ان وقت زنان و فرزندانمان را چه کنیم ؟ امام فرمود : مردان شما خود را از او پنهان دارند زیرا هراس و شرارت او متوجه شیعیان ماست ، اما زنان انشاءالله  مشکلی نیابند . پرسیدند : مردان کجا بروند و به کجا بگریزند ؟ امام فرمود : هر کس بخواهد  به مدینه یا مکه و یا شهری دیگر  برود . ولی شما را به مکه توصیه می کنم چرا که آنجا محل  و  وعده گاه شماست . مدت این فتنه به مدت          بار داری زن ، نه ماه طول کشد و به خواست خدا بیش از آن نخواهد شد . 

نبرد قرقیسیا

قرقیسیا شهر کوچکی  در مدخل ورودی رودخاد خابور  به رودخانه فرات است ، محل کنونی آن بلندی های همجوار با شهر دیرالفزور سوریه نزدیک مرز سوریه و عراق در فاصله کمی از مرز ترکیه است .

در معجم البلدان آمده است : گفته می شود نام آن از قرقیسیا پسر طهمورث پادشاه آنجا گرفته شده است . حمزه اصفهانی می گوید : قرقیسیا عربی کرکیسیا است و از کرکیس گرفته  شده که نام میدان اسب دوانیاست  که در عربی به آن (( حلبه )) می گویند .

طبق روایات ، نبرد بزرگی در آنجا اتفاق می افتد که و قت آن مشخص نیست  اما بعضی روایات  آنرا بین بنی العباس و بنی امیه می دانند و یعضی دیگر آن را با جنگ سفیانی که در زمان امام مهدی ( ع) خروج خواهد کرد ، مرتبط دانسته اند . و بعضی  ، علت آن جنگ را گنجی دانسته اند که در بستر  رود فرات ظاهر می گردد و بر سر آن جنگ بین سفیانی و ترک ها در می گیرد .

 روایت شده که امام باقر (ع) به شخصی به نام میسر فرمود :

چقدر بین شما و قرقیسیا فاصله است ؟ عرض کرد : آنجا نزدیک ساحل  فرات است . فرمود : آگاه باش که درآنجا واقعه ای اتفاق خواهد افتاد که از زمان خلقت آسمان و زمین چنان واقعه ای روی نداده و روی نخواهد داد . آنجا سفره ر نگینی برای پرندگان اسمان  و درندگان زمین گسترده شود . قیس  در آنجا کشته شود و کسی خونخواه او نخواهد بود.

از حذیفه بن منصور روایت شده که امام صادق ( ع ) فرمود :

خداوند سفره رنگینی در قرقیسیا خواهد  داشت ، یکی از آسمان ندا کند : ای پرندگان آسمان و ای درندگان زمین برای سیر کردنخود بشتابید به سوی گوشت ستمگران .

از ارطاه روایت شده : هنگامی که ترک و روم  برای جنگ اجتماع کنند و قریه ای از دمشق در زمین فرو می رود و قسمتی از گوشه غربی مسجد دمشق فرو ریزد ، سه پرچم در شام بالا رود : ابقع ، اصهب و سفیانی . آنگاه شخصی در دمشق محاصره و با همراهانش کته شود ، سپس دونفر از طایفه ابی سفیان خروج کنند که پیروزی با دومی آنها خواهد بود . هنگانی که نیروهای ابقع از مصر خارج شوند ، سفیانی با سپاهش خروج کرده و در قرقیسا با ترک و روم یجنگد . جنگی که درندگان از گوشت مشته ها سیر شوند .

فتنه چهارم هجده سال به طول انجامد و آنگاه که خاموش شود ، در فرات کوهی از طلا ظاهر گردد . و جنگی بر سر ان در گیرد که از هر نه نفر هفت نفر کشته شوند !

از امام باقر ( ع ) روایت شده است که فرمود :

سفیانی و همراهانش ظهور کنند ، در حالی که اندیشه ای  جز غلبه بر آل پیامبر ( ص ) و پیروان آنها ندارند . از این رو گروهی را به کوفه فرستند . رفتار آنها با شیعیان آل محمد ( ص ) و دارل زدن است . سپس گروه دیگری را رهسپار مدینه کنند . مردی  در آنجا به قتل رسد و مهدی و منصور  از آنجا بگریزند . اما از آل  پیامبر ( ص ) کسی باقی نماند مگر اینکه دستگیر و زندانی شود ، سپاه سفیانی به جستجوی آن دو مرد فراری  بپردازند  و مهدی ( ع ) که مانند موسی ( ع ) نگران و مضطرب از شهر خارج شده بود  وارد مکه شود .

در این باره آمده که : سفیانی با سپاهی انبوه وارد مدینه می شود .

و نیز آمده: اهل مدینه قبل از حمله سفیانی از شهر خارج می شوند.چنین به نظر می رسد  که         (( منصور )) که با حضرت مهدی (( ع )) از مدینه خارج می شود.

از ام سلمه نقل شده  که پیامبر خدا ( ص ) فرمود :

پناهندهای به خانه خدا پناه برد اما لشکری به سوی او فرستاده شود ، چون به بیابان مدینه رسند ، زمین آنها را ببلعد .

پیامبر ( ص ) از فتنه ای که بین اهل مشرق و مغرب واقع خواهد شد  یاد نمود و فرمود  در حالی که آنها گرفتار فته هستند ، ناگهان سفیانی از وادی یابس ( بیابان خشک ) بر آنها خروج کند ، تا انکه در دمشق فرود آید آنگاه دو لشکر را به سوی مشرق و مدینه روانه کند تا به زمین بابل از شهر نفرین شده ( بغداد ) برسد ، او بیش از سه هزار نفر را بکشد  و بالغ بر یکصد زن را به زور تصاحب کند ، و سیصد نفر از اولاد فلان عباس را به هلاکت رساند ، آنگاه به کوفه هجوم آورده و اطراف آن را ویران سازد . سپس از انجا خارج شده ، به سوی شام حرکت کند ، در این هنگام لشکری با پرچم هدایت  از آن منطقه بپا خیزد و با لشکر سفیانی رودر رو گردد و آنها را چنان تار و مار کند که یک نفر هم که خبر مرگ بقیه را ببرد باقی نماند . و آنچه از اسیرها و غنیمتها در دست آنهاست باز پس گیرند و اما لشکر دوم وارد  مدینه شده و سه شبانه روز به غارت و چپاول آنجا پردازند ، آنگاه بسوی مکه روانه گردند تا به بیابان رسند . خداوند  در این هنگام جبرئیل را به سوی آنها  فرستد و فرماید  : ای جبرئیل برو  و آنها را نابود کن ، پس جبرئیل ضربه ای به ان زمین زند  که آنها را در خود فرو برد ، هیچ یک از آنها نجات نیابد مگر دو مرد از قبیله جهینه .

 ویژگیهای حضرت مهدی  

1 -  ستاره ای از دل خورشید و ماه :

نظر امیر المؤمنین علی الی الحسن (ع) فقال : «إنَ ابنی هذا سید کما سماهٌ رسولٌ الله (ع) سیداً ، و سیخرجٌ الله من صلبه رجلاً باسم نبیکم ، یشهبهٌ فی الخلق و الخلق »

حضرت امیر المؤمنین علیه اسلام نظری به جناب امام حسین (ع) انداخته فرمودند :

« این پسرم سید(و آقاست) چنانچه رسول خدا (ص) او را سید (آقا ) نامیدند و بزودی خداوند از نسل او مردی به نام پیامبرتان بیرون خواهد آورد که در خلقت و اخلاق شباهت به آن حضرت خواهد داشت »

آخرین یادگار و نازنین نگار فاطمه (س) را شرافتی در حسب و نسب هست که احدی دارای آن نیست . چرا که لباس شرافتی که یکایک پدران و اجداد پاک او (ع) در  نسب ، تک به تک دارند او همه را یک جا بر تن دارد .

ازجهت پدری سیزده معصوم مطهر در سلسله آباء و اجداد اویند. خود ، معصوم و از نسل بلا واسطة سیزده معصوم است . و از جهت مادر شاهزاده  و پیغمبر زاده . چرا که مادر مطهرش آن ملکة ملک قدس و عزت ، بانوی عصمت و عفت حضرت نرجس سلام الله علیها دختر یشوعای فرزند قیصر روم اند . و این بانوی مطهر از جهت مادری از شمعون بن حمون بن الصفا حضرت مسیح عیسی بن مریم (ع) می باشند که نسبت آن بزرگوار هم به بسیاری از انبیاء و اوصیاء  منتهی می شود .

آری پدرانش همه خورشید و مادران همه ماه ، نیست بالاتر از شرافت شاه . و آن  شجره طیبه را این گونه ثمره در خشانی باید و آن سرزمین مقدس پاک را این چنین گلی

             ( و البد الطیب یخرج نباته باذن ربه )

2-  شاهزاده ای  بر بال پرنده

حضرت امام حسین عسکر ی (ع)  « احمله و احفظه ورده الینا فی کل اربعین یوماً »

شگفتا ! چگونه مولودی است این ماه پاره ، لحظهای افتاده بر فرش خاک مناجات کنان ، و ساعتی دیگر در عرش افلاک با قدسیان ، دمی در  دامان پدر با او در صحبت و راز و زمانی در  پرده سرای عرش با معبود در راز و نیاز .

چون قنداقة مطهرش را به دست پدر دادند  ، پرنده ای عظیم با دسته ای از پرندگان بالای سرش  پرپر می زدند و فرمودند : « این طفل را بر پشت خویش سوار کن و حافظ او باش و هر چهل روز یکبار او را به ما برگردان .»

پرنده او را گرفت و پرکشید و به دنبالش گروه پرندگان به پرواز در آمدند .

 امام (ع): تو را به کسی سپردم که مادر موسی فرزندش را به او سپرد .

پس بر بال ملائک می رفت و دل مادر را به دنبال خویش می کشید . دل به دنبال او می رفت و مادر از دنبال دل ، اما پای جسم را یاری هم را هی پای دل نیست .به گریه افتاد.

صدای شیرین شویش بلند شد .« ساکت باش ، او از پستان کسی جز تو شیر نخواهد خورد  ، و خداوند چنانچه موسی را به دامن مادر باز گرداند و چشم او را روشن کرد او را نیز به دامن  تو برخواهد گرداند .»

عمه پرسید : این پرنده کیست ؟ فرمود :« او روح القدس است که موکل بر امان است آنان را موفق می کند و تسدید  می نماید  و به علم پرورششان می دهد .» پرنده پر کشید و تا سراپرده عرش او را سیر داد تا در پیشگاه خداوندگار عزوجل ایستاد پس  خطابی رسید و او را به مدالی جاودانه مفتخر کرد :  « آفرین برتو ای  بندة من (و ذخیره ) برای یاری دینم ، آشکار شدن امرم ، و هدایت شرط بندگانم ! قسم خوردهام که بواسطة تو بگیرم و اعطا کنم و به وسیلة تو ببخشم و عذاب نمایم

پس فرمود : او را به نیکویی به سوی  پدر بر گردانید و این پیغام را به او ابلاغ نمایید که او در ضمانت و حفظ و حراست من و در زیر نظرم خواهد بود ، تا حق را بواسطة او احقاق کنم ، و باطل را نابود سازم تا این که دین خالص از برای من باشد .

3-  پیدایش گنج های پنهان

 حضرت امام موسی کاظم (ع)  : « یظهرٌ و الهٌ کنوزٌ الارضِ.»                                                                                                       « برای او گنج های زمین هویدا خواهد شد.»  خداوند متعال در عمق زمین و ژرفای این کرة خاکی گنج هائی دارد که برای هیچ کس ظاهر و بارز نشده است ، بله گوشه ای از آن  را خداوند در دست قارون زمان حضرت موسی (ع) قرار داد تا او را امتحان کند ، گنج های انبوهی که برق آن چشم اهل دنیا را خیره سازد قرآن کریم می فرماید : « آن قدر از گنج ها به او داد ه بودیم که حمل کلیدهایش برای گروهی از مردمان تنومند مشکل بود .»

و این فقط کلید گنج های قارون بود . اما همة زینت و ثروت و گنج های او به خاطر طغیان و عصیان و سرکشی او به زیر زمین رفت .

اما تمام آن گنج های ظاهر نشده و این خزائن باز فرو رفته و همة معادن ، در آن روز خجسته ظهور که زمین سفرة دلش را برای آن امام کریم باز می کند ، بیرون خواهد آمد و همة اموال دنیا نزد آن پادشاه بخشش وجود ، جمع خواهد شد .

پس با ندای دلربای ملکوتی اش مردم را خطاب فرمایید:« بایید این چیزهایی است که بخاطر آن قطع رحم های کرده ، و خون های محرم را می ریختید، و مرتکب محرمات الهی می شدید.»

پس آن قدر از ان اموال به آنها عطا می فرماید  که هیچ کس پیش از آن  حضرت این قدر سفرة بذل و بخشش و کرم نگشوده و عطایش این مقدار نبوده . و چنان به تساوی تقسیم نماید که محتاجان  بی نیاز گردند ، و کسی به دیگری برتری مالی نداشته باشد .                                                      

                                                                 

1 کتاب روزگار رهائی ، مؤلف کامل سلیمان

2-  کتاب  در فجر ساحل اثر محمد حکیمی

3   کتاب رهبری بر فراز قرون  ( گفتگو درباره امام مهدی (ع) )، نویسنده : آیت الله شهید  سید محمد باقر صدر

4 کتاب عصر ظهور، اثر علی کورانی

5 کتاب ویژگی های حضرت مهدی (ع)  نویسنده شریف سائل

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 22:53  توسط دانشجویان  |