باسمه تعالی

 

اعجاز قرآن

 

آیا زمان معجزه‌ها سپری شده است؟ و ما دیگر شاهد وقوع آنها نخواهیم بود؟ آیا از آنجا که معجزات انبیای گذشته مربوط به زمان و مکان خاص خودشان بوده است ما باید با استفاده از اسنادی که از گذشته به جا مانده از آن معجزات آگاه شویم تا بتوانیم به آن پیامبران ایمان بیاوریم؟

 در جستجوی یافتن پاسخی مناسب به این سوالات با کتاب آسمانی دین اسلام مواجه می‌شویم. قرآن، تنها کتاب آسمانی است که با صراحت و قاطعیت تمام ادعا می‌کند که معجزه‌ای است جاوید برای تمامی مردم، در هر زمان و هر مکان و با هر ملیتی که دارند.

 

قرآن و ادعای اعجاز

همانگونه که می‌دانیم، معجزه امر خارق‌العاده‌ای است که همه افراد بشر از انجام دادن عملی مانند آن ناتوان هستند. کسی که ادعای پیامبری می‌کند با ارائه دادن معجزه، این ادعا را دارد که چون نوع بشر توانایی انجام عملی مانند عمل او را ندارد، بنابراین بایستی عمل او به‌واسطه ارتباطی که با قدرتی مافوق قدرتهای بشری دارد، انجام شده باشد و او آفریننده این عالم است. در واقع خدا خواسته است با دادن این قدرت به او، رابطه بین او و خود را تأیید کند.

قرآن نیز برای آنکه ادعای معجزه بودن خود را ثابت کند، اینگونه بیان می‌کند که هر کس در خدایی بودن این کتاب شک دارد و آن را ساخته و پرداخته پیامبر اسلام می‌داند یک کتاب همانند آن بیاورد و آنگاه ادعا می‌کند که قطعا اگر تمامی انسانها با هم متحد شوند تا بتوانند یک کتاب مانند قرآن پدید آورند، هرگز نخواهند توانست. سپس در مرحله بعد برای اینکه بتواند ناتوانی بشر را در آوردن مثل خود اثبات کند و عجز مخالفین را آشکارتر سازد مجال را برای مخالفین بازتر کرده بیان می‌کند حال که نمی‌توانید مانند قرآن را بیاورید لااقل مانند ده سوره آنرا بیاورید. و دوباره ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست و در ادامه هشدار می‌هد که اگر نتوانستید، بدانید که قرآن از جانب خداست. و بالاخره آنجا که می‌خواهد نهایت عجز دیگران را در برابر خود آشکار کند، تنها به یک سوره بسنده می‌کند و این در حالی است که یک سوره می‌تواند تا حد یک سطر هم کوتاه باشد و سپس ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست حتی یک سوره مانند سور قرآنی بیاورید.

 حال باید بدانیم که قرآن نسبت به چه امری مبارزطلبی نموده است. محققین اسلامی معتقدند که کل قرآن در مجموع دارای چندین وجه اعجاز می‌باشد اما آن وجه از اعجاز که قرآن نسبت به تک تک سور خود نسبت به آن مبارزطلبی می‌کند همان فصاحت و بلاغت آیه‌های آن می‌باشد.

 

اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت

 فصاحت و بلاغت به این معناست که در بیان مطلب و مقصود مورد نظر بتوان از الفاظ شیوا و زیبا و ترکیبات سنجیده و خوش‌آهنگ بهره برد. محققین ادب عرب معتقدند که این وجه در تک‌تک سور قرآن مشهود است.

 در بررس ادعای آنان، ابتدا باید ببینیم که آیا در طول بیش از هزار و چهار صد سال که از نزول قرآن می‌گذرد واقعاً هیچ کس نتوانسته است حتی یک سوره یک سطری نظیر قرآن بیاورد؟ یعنی آیا واقعاً تا به امروز کسی نتوانسته است به این مبارزطلبی آشکار پاسخ دهد؟ در جواب به این سوال، باید به تاریخ رجوع کرد. هنگامی که به تاریخ مراجعه می‌کنیم در می‌یابیم که مورخین، اعم از مورخین اسلامی و مستشرقین و مورخین ادیان و ملل دیگر، هیچ نمونه قابل توجهی از پاسخگویی منکرین و مخالفین اسلام ثبت نکرده‌اند و از آنجا که تاریخ جزئیات بسیاری از اقدامات مخالفین پیامبر اسلام و آیین او را، ثبت کرده است، یقین می‌کنیم که اگر واقعا نمونه قابل توجهی آورده شده بود، چنین نمونه مهمی که نمایانگر بطلان دین اسلام بود حتما در تاریخ ثبت می‌شد. همچنین در دوران معاصر نیز همگان را در برابر این مبارزطلبی آشکار قرآن ساکت می‌یابیم.

 

چرا دیگران در برابر مبارزطلبی قرآن سکوت کرده‌اند؟

حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا اگر در برابر این مبارزطلبی آشکار، همگان چه در طول تاریخ و چه امروز سکوت اختیار کرده‌اند، لزوماً به معنای عجز آنها از آوردن مثل قرآن می‌باشد؟ و یا دلایل دیگری می‌تواند داشته باشد؟ در پاسخ به این سؤال می‌توان سه حالت را در برابر سکوت دیگران تصور کرد:

1- 1-      ممکن است انگیزه‌ای برای پاسخگویی به این مبارزطلبی قرآن در گذشته و حال وجود نداشته باشد.

2-             2-      انگیزه پاسخگویی وجود داشته اما فن ادب عرب پس از عصر نزول قرآن کم‌کم ضعیف‌تر شده و از بین رفته و امروزه نیز در میان غیر مسلمین ادیب عرب وجود ندارد تا بتواند به مبارزطلبی قرآن پاسخ دهد.

3-             3-      هیچکدام از دو حالت قبل، اتفاق نیفتاده، بلکه واقعا از آوردن همانند قرآن عاجز شده و منصرف گشته‌اند.

 

در بررسی حالت اول مشخص است که ظهور پیامبر اسلام در زمانی بوده است که ملتهای گوناگون با عقاید مختلف زندگی می‌کردند. برخی مادی و منکر هرگونه خدایی و در میان سایرین، برخی بت‌پرست و مجوسی، و بعضی دیگر مسیحی و یا یهودی بودند. جدای از همه اینها، سلاطین ایران و روم نیز در استعمار و استثمار ملل ضعیف دست دراز داشتند. در چنین روزگاری پیغمبر اسلام با ادعای ابلاغ فرامین الهی، پرچم توحید را برافراشت و تمامی جهانیان را به پذیرش اسلام و تسلیم در برابر خدای یگانه دعوت نمود. این دعوت به یکتاپرستی، ثنویت مجوس و تثلیث مسیحیت و نسبتهای ناروای یهود به خدا و انبیا، و رسوم و عادات جاهلیت و سایر عقاید باطل آن زمان را بسیار جدی نفی می‌نمود. همچنین اطاعت همه‌جانبه از خدا و تسلیم در برابر او عملا با رفتار متکبرانه سلاطین آن زمان در تعارض بود. بدین ترتیب پیامبر اسلام یک تنه با همه ملل و امم، روبرو شد و برهان نبوت خود را قرآن قرار داد و با یک سلاح عقلی و فرهنگی یعنی مبارزه‌طلبی نسبت به یک کتاب، قدرتهای ملوک و سلاطین و عالمان یهود و مسیحیت و زرتشتیان و صابئان و عموم بت‌پرستان را به مقابله فراخواند؛ و البته اسلام این مبارزه فکری و عقیدتی خود را تا به امروز نیز ادامه داده و امروز بیش از همه ادوار گذشته دشمنانی دارد که سودای نابودی آن را در سر می‌پرورانند. طبیعی است که در چنین شرایطی آنان تمام قدرت خود را متمرکز کنند تا در برابر آیینی که مطامع دین و دنیای آنها را به خطر انداخته بود مقابله کرده آنرا از بین ببرند.

 آنها در عمل برای تحقق خواسته و دستیابی به مطامع خود و نابودی اسلام دست به هر اقدامی زده‌اند و می‌زنند. پیامبر اسلام و یارانش را به مدت سه سال در سخت‌ترین شرایط در شعب ابیطالب در محاصره اقتصادی قرار دادند در حالی که حداقل عوامل حیات را از آنان گرفته بود، جنگهای بزرگی چون بدر و احد از طرف کفار و مشرکین برای نابودی اسلام طرح شد و چون به نتیجه نرسید تمامی دشمنان اسلام، اعم از مشرکین و یهودی‌ها و ... با یکدیگر متحد شدند تا بلکه بتوانند در جنگ خندق ریشه اسلام را قطع کنند و ... و سایر اقدامات تبلیغاتی که بر علیه اسلام برپا شده و تا به امروز نیز ادامه دارد، و به عبارت دیگر، از انجام هر کاری که ممکن بود برای نابودی اسلام دریغ نورزیدند. آیا بهتر نبود به‌جای این همه صرف نیرو، یک سوره کوتاه یک سطری می‌ساختند و به دنیا عرضه می‌کردند تا در صورت برابری با قرآن، بطلان اسلام ثابت شود؟ قطعا ساده‌ترین راه ابطال پیامبر اسلام و دینش در بطلان معجزه او به‌وسیله پاسخگویی به مبارزه‌طلبی آن است که از روزهای آغازین اسلام با آن همراه بود و بنابراین یقیناً در میان خیل عظیم مخالفین اسلام که اینهمه خرج کردند و لشگر آوردند و تبلیغ کردند و شایعه پراکنی نمودند و ... انگیزه پاسخگویی به این مبارزطلبی آشکار قرآن کریم، وجود داشته و دارد.

در بررسی حالت دوم باید به سیر تکاملی ادب عرب توجه نمود. اگرچه فصاحت و بلاغت، فن رایج عصر نزول قرآن در میان اعراب بوده است، اما نه تنها آن روز فن ادب عرب رواج داشت بلکه بعد از آن هم، به طور دائم بر وسعت و اوج آن افزوده شد و امروز نیز ما در عصری قرار داریم که فن ادب عرب پرمایه‌تر از قبل و با گسترش در افقهای تازه‌تری وجود دارد و ادیبان عرب فراوانی در میان غیر مسلمانان، در سراسر عالم حضور داشته و دارند. بنابراین از صدر اسلام تا به امروز، غیر مسلمینی که صاحب فن فصاحت و بلاغت باشند زیاد بوده و هستند و تسلط آنان به زبان عربی در حدی بوده است که صاحبان بسیاری از کتابهای لغت، تاریخ و حتی صرف و نحو عربی از میان همین اشخاص بوده‌اند. با فرض اینکه این ادیبان به خودی خود، انگیزه‌ای برای پاسخگویی به قرآن نداشتند آیا آنان که سرسختانه با اسلام در مبارزه بوده و هستند، نمی‌توانند از این ادیبان در راه هدف خاص خود بهره برند؟ پس از آنکه روشن شد که حالتهای اول و دوم قابل قبول نیستند، باید حالت سوم را پذیرفت که اگر نتوانسته‌اند تا به امروز پاسخ مبارزطلبیهای آشکار قرآن کریم را بدهند دلیلش تنها در عجز مخالفین بوده است و بس. و صحت ادعای قرآن بر همگان اثبات می‌شود.

 

شیوه فهم اعجاز قرآن (از لحاظ فصاحت و بلاغت)

نکته بسیار مهم آنکه فهم این نوع از اعجاز قرآن توسط متخصصین این فن صورت می‌گیرد. به طور کلی نیز برای مقایسه مراتب گوناگون یک فن خاص، باید از متخصصان آن فن نظر گرفت. برای توضیح بیشتر از یک مثال استفاده می‌کنیم:

فرض کنید که طبیب "الف" امروز در جهان ادعا کند که هیچ طبیبی در دنیا از نظر مهارت در فن طبابت با او برابری نمی‌کند. همچنین فرض کنید که این ادعای او بر دیگران گران تمام شده سرسختانه قصد دارند تا ادعای او را باطل سازند:

اولاً: اگر هیچ طبیبی پیدا نشود که ادعای برتری نسبت به طبیب "الف" کند بر همگان اثبات می‌شود که ادعای طبیب "الف" درست بوده است.

ثانیاً: اگر طبیب "ب" پیدا شود که ادعای برتری نسبت به طبیب "الف" کند، مردمی که تخصصی در فن طبابت ندارند نمی‌توانند بین این دو تشخیص دهند بلکه لازم است که طبیب "ب" تأیید عده‌ای از متخصصان فن طبابت را به همراه ادعای خود ارائه دهد تا ادعای او اثبات شود.

در مورد اعجاز قرآن نیز، از آنجا که کسی تا به حال نتوانسته است پاسخی مناسب و مورد تأیید ادیبان عرب ارائه دهد، بر مردمی که تخصصی هم در فن ادب عرب ندارند اثبات می‌شود که قرآن معجزه است. همچنین اگر کسی ادعا کند که توانسته است پاسخ مبارزطلبی قرآن را بدهد برای اثبات ادعای خود باید بتواند عده‌ای از ادیبان عرب دنیا را نیز به همراه خود داشته باشد.

 

سایر وجوه اعجاز قرآن

از آنچه تاکنون بیان شد به روشنی آشکار می‌شود که قرآن از لحاظ فصاحت و بلاغت معجزه است. اگرچه همین مقدار کافی است تا بتوانیم به این مطلب پی ببریم که قرآن کریم نمی‌تواند ساخته و پرداخته دست بشر باشد اما همانگونه که بیان کردیم، محققین اسلامی معتقدند که علاوه بر اعجاز فصاحت و بلاغت قرآن که در تک‌تک سور آن مشهود است، برای کل قرآن در مجموع وجوه دیگری از اعجاز نیز وجود دارد. نکته بسیار مهم آنست که فهم این وجوه، مانند فهم اعجاز فصاحت و بلاغت، تخصصی نیست بلکه همگان با هر ملیت و هر نژادی قادر به فهم این وجوه از اعجاز می‌باشند. باید توجه داشت که محققان وجوه متعددی از اعجاز را ذکر کرده‌اند که ما به جهت اختصار تنها سه مورد از آنها را بررسی می‌کنیم:

1- قرآن و اسرار خلقت: گرچه قرآن کتاب علوم نیست و به منظور مسایل علمی نیز نازل نشده است و منظور و هدف قرآن هدایت و رهبری جامعه بسوی سعادت دنیا و آخرت است ولی در عین حال قرآن در بسیاری موارد از این گونه مسایل در راه هدف خاص خود بهره برده است و از آنها به صورت نشانه‌هایی از قدرت لایزال الهی یاد کرده است. لذا در موارد متعددی، اشاره به بسیاری از اسرار خلقت نموده است. این امر خود نشان دهنده آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل به اسرار طبیعت داشته است و او کسی نیست جز آفریننده طبیعت. در زیر سه مورد از این اسرار را که در قرآن آمده است، به اختصار بیان می‌نماییم:

 

الف) اشاره به حرکت زمین:

"الذی جعل لکم الارض مهدا"(سوره طه، آیه 53)

"آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد."

در این آیه، قرآن با کنایه، اشاره به حرکت زمین می‌کند و آن را به گهواره‌ای تشبیه می‌کند و می‌دانیم به واسطه حرکت گهواره است که طفل در آرامش به سر می‌برد و بدینسان به حرکت زمین اشاره می‌کند. علت این امر که قرآن با صراحت به حرکت زمین اشاره نمی‌کند آن است که این جملات در زمانی نازل شده است که جز سکون زمین و حرکت افلاک به دور آن چیز دیگری برای بشر مطرح نبود. توضیح بیشتر آنکه هنگامی که هزار سال بعد گالیله برای اولین بار اعلام کرد که زمین حرکت می‌کند او را محکوم به اعدام کردند. از همین جا می‌توان فهمید که اگر قرآن با صراحت مسأله حرکت زمین را مطرح می‌کرد به طور وسیعی مطرود می‌گشت و بنابر این قرآن این مطلب را با لطافت خاصی بیان نموده است. که اولاً با نظرات مردم آن زمان صریحاً منافات نداشته باشد و ثانیا حقیقت را بیان کرده باشد.

 

ب) اشاره به عمل لقاح توسط باد:

"و أرسلنا الریاح لواقح" (سوره حجر، آیه 22)

"و ما بادها را عامل لقاح قرار دادیم."

قرنها پس از نزول قرآن بود که زیست‌شناسان پی به اثر بادها در انجام عمل لقاح در گیاهان شدند و این از معجزات قرآن می‌باشد.

 

ج)  "و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس" (سوره حدید، آیه 25)

"و ما آهن را که در آن صلابت و محکمی شدید و منافعی برای مردمان در آن است نازل نمودیم."

تا قرن هجدهم یعنی دوازده قرن پس از نزول قرآن هنوز کارهای فلزی در نهایت ضعف بود و نه تنها ارزش آن شناخته نشده بود بلکه اساسا مهم و قابل توجه تلقی نمی‌شد تا این که ناگهان چشم دنیا به آهن دوخته شد و رقابت عجیبی در میان دانشمندان برای استخراج و استفاده بهتر از آن به وجود آمد تا آنجا که این دو قرن اخیر دوران نهضت و پیشرفت فلز اطلاق شده و دنیا منافع آن را حتما آنچنان که باید دریافته و صدق یکی دیگر از حقایق قرآن نقاب از صورت به یک سو زده است. این امر در خور توجه است که قرآن در میان تمام فلزات انگشت بر روی آهن گذاشته است و از منافع آهن سخن می‌گوید و امروزه این امر به وضوح مشهود است که کارآیی آهن از سایر فلزات بیشتر می‌باشد.

 

2- قرآن و اخبار آینده: قرآن در موارد متعددی شامل اخبار غیبی است که بعدا به وقوع پیوسته است. این امر حاکی از آن است که قرآن از طرف کسی نازل شده است که می‌تواند خبر از غیب بدهد و او کسی نیست جز خدای متعال که تنها داننده غیب به صورت مطلق اوست. آیاتی که قرآن در آنها به ذکر پیشگوییهایی پرداخته است، بسیار زیاد است که ما در اینجا به چند مورد اشاره می‌کنیم:

 

الف) قبل از آنکه مکه توسط مسلمین فتح شود پیامبر در عالم رؤیا دیدند که به نشانه خروج از احرام موهای سر خود را تراشیده‌اند و از آنجا که رؤیای انبیاء رؤیای صادقه است به اصحاب خویش وعده دادند که به‌زودی وارد مسجد الحرام می‌شوند. در سال ششم هجری آن حضرت به همراه جمعی از اصحاب به قصد زیارت خانه خدا راهی مکه شدند که در بین راه مشرکین در منطقه حدیبیه از حرکت آنان جلوگیری کردند و کار به صلح حدیبیه انجامید و قرار شد مسلمانان برگردند و سال بعد برای انجام مراسم حج عازم شوند. پس از انعقاد پیمان صدای اعتراض بعضی از اصحاب برخاست و صدق رؤیای پیامبر را مورد تردید قرار دادند در چنین شرایطی آیه زیر نازل گردید:

"لقد صدق الله رسوله الرؤیا بالحق لتدخلن المسجدالحرام ان شاءالله آمنین محلقین رؤسکم و مقصرین لا تخافون ما لم تعلموا فجعل من دون ذلک فتحا قریبا"(سوره فتح، آیه 27)

"خداوند صدق خواب رسولش را آشکار خواهد ساخت که شما مسلمانان با دل ایمن به مسجد الحرام وارد شوید و سرها بتراشید و تقصیر کنید بدون ترس و هراس. پس خداوند آنچه را شما نمی‌دانستید مقرر داشت و از پس آن فتحی نزدیک قرار داد."

در این آیه ضمن تأیید رؤیای پیامبر فتح مکه را نیز به مسلمین نوید داده شده است. در سال هفتم هجرت بود که درستی خواب آن حضرت تحقق یافت و مسلمانان به زیارت خانه خدا نایل شدند و یک سال بعد نیز دومین وعده قرآن به وقوع پیوست و در پی شکستن صلح توسط کفار، مکه توسط مسلمین فتح شد.

 

ب) جنگ بدر نخستین جنگ مسلمانان با کفار قریش بود. کاروانی از کفار مکه با مال التجاره فراوان از نزدیکی‌های مدینه عبور می‌کردند. مسلمین از پیامبر اجازه گرفتند تا به جبران اموال و منازل آنها که در مکه به غارت رفته بود به کفار حمله کنند و اموال آنها را بگیرند. پیامبر اجازه فرمودند و در این هنگام آیه ذیل نازل شد:

"و اذ یعدکم الله احدی الطائفتین انها لکم و تودون ان غیر ذات الشوکه تکون لکم و یرید الله ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین"

"و هنگامی که خداوند به شما وعده داد که یکی از دو گروه برای شما خواهد بود و شما دوست می‌داشتید که آن یکی که خالی از رنج بود برای شما باشد و خداوند می‌خواهد که حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کافران را قطع نماید."

این آیه نتیجه وقایع جنگ بدر را بیان می‌فرماید. با وجودی که تعداد نفرات دشمن چند برابر نفرات مسلمین بود و نگرانی در بین بعضی مشاهده می‌شد ولی قرآن صریحاً بشارت داد که یا پیروزی در جنگ و یا مال التجاره از آن مسلمین شود.

 

ج) هنگامی که فرزند پیامبر از دنیا رفت شخصی به نام عاص بن وایل گفت: "همانا محمد ابتر است. پسری ندارد که قائم مقام او باشد و وقتی مرد یاد او منقطع خواهد شد. در این هنگام آیات سوره کوثر بر پیامبر نازل شد:

"انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر"

"ما به تو خیر بسیار دادیم پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن همانا آن کس که تو را سرزنش می‌کند همان ابتر است."

در این آیات خبر داده می‌شود که آن کسی که آن حضرت را ابتر خواند نسلش منقرض و نسل آن حضرت باقی خواهد بود.

 

3- آورنده قرآن کریم: یکی از مسایل مسلم در زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)  که بسیار روشن و غیر قابل انکار است "اُمی" بودن آن حضرت است. بدین معنا که آن حضرت نه خوانده بودند و نه نوشته بودند و نه اساسا معلمی دیده بودند. این مسأله آنقدر مسلم است که خاورشناسان معروف غربی نیز در کتب خویش به این حقیقت اعتراف دارند. بر این اساس صدور الفاظی مانند کلمات قرآن کریم که آن همه جنبه‌های اعجازی اعم از فصاحت و بلاغت و اسرار خلقت و اخبار غیبی و… که پیشتر بیان کردیم در آن نهفته است از یک چنین شخصی، قطعا دلیل آن خواهد بود که این کار خدایی است و این علم علمی است که از طریق وحی کسب شده است. قرآن کریم خود در این مورد می‌فرماید:

"و ما کنت تتلوا من قبله من کتاب و لا تخطه بیمینک اذالارتاب المبطلون" (سوره عنکبوت، آیه 48)

"تو ای پیامبر، پیش از نزول قرآن کریم هیچ کتابی را نمی‌خواندی و هیچ نوشته‌ای را نمی‌انگاشتی که در آن صورت، افراد وسوسه‌گر در مورد صحت رسالت تو به تردید می‌افتادند."

 

سخن آخر

گرچه قرآن دارای وجوه اعجاز متعددی است، اما اینها به این معنی نیست که قرآن یک کتاب ادبی و یا یک کتاب در خصوص مسایل اسرار خلقت و ... باشد. بلکه از این مسایل در راه هدف خاص خود استفاده کرده اثبات می‌کند که معجزه است. آنگاه خود را کتاب هدایت معرفی می‌کند و بنابراین آنان که اعجاز قرآن برایشان روشن شده است باید که طریق هدایت و معارف صحیح الهی را در قرآن بیابند. از این رو ایمان ما به سایر پیامبران الهی و معجزات آنان نیز پس از اثبات اعجاز قرآن و گوش دادن به اخبار غیبی است که قرآن از انبیای گذشته نقل می‌کند. 

در یک جمع‌بندی کلی مطالب این مقاله را می‌توان به صورت زیر خلاصه نمود:

1- 1-   معجزات انبیای گذشته مخصوص به زمان خاص خودشان بوده است و امروزه چیزی از آنها در دسترس ما قرار ندارد. در این میان، تنها قرآن را می‌یابیم که ادعا می‌کند یک معجزه همیشگی است.

2- 2-      قرآن کریم برای اثبات صحت ادعای خود، تمامی عالمیان را آشکارا به مبارزه می‌خواند تا اگر می‌توانند کلماتی مانند آیات قرآن بیاورند.

3- 3-   آن وجه اعجاز قرآن کریم که قرآن نسبت به تک تک سور خود بدان تحدی نموده، فصاحت و بلاغت آیات آن است. البته برای قسمتهای مختلف قرآن، علاوه بر فصاحت و بلاغت، وجوه دیگری از اعجاز وجود دارد.

4- 4-   از یکسو مخالفین اسلام در عمل چه در اعصار گذشته و چه در عصر حاضر از پرهزینه‌ترین و سخت‌ترین کارها برای بطلان اسلام دریغ نورزیده‌اند و از سوی دیگر در برابر ساده‌ترین اقدام که پاسخگویی به مبارزطلبی قرآن بود سکوت کردند و هیچ نمونه قابل توجهی که از لحاظ فصاحت و بلاغت، صاحبنظران، آن را همتای قرآن بدانند نیاورده‌اند و این در حالی است که هم انگیزه کافی داشتند و هم ادیبان عرب توانا. این خود بهترین دلیل از عجز آنها در برابر قرآن می‌باشد.

5- 5-   در قرآن، در موارد متعددی اشاره به اسرار خلقت شده است که سر آنها قرنها بعد معلوم شده است. این حاکی از آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل بر اسرار خلقت داشته است.

6- 6-   در قرآن، در موارد متعددی پیش‌گویی‌های غیبی آمده است که بعدا محقق شده است و این نشان می‌دهد که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه به غیب دارد.

7- 7-   قرآن با این همه وجوه اعجاز که ذکر شد به‌وسیله پیامبری آورده شده است که به گواهی تاریخ درس ناخوانده بوده است. این امر به وضوح نشان می‌دهد که او قرآن را از پیش خود نیاورده است بلکه از سوی پروردگار عالمیان فرو فرستاده شده است.

 

نتیجه گیری

از آنچه بیان شد مشخص شد که قرآن معجزه‌ای است برای تمامی اعصار و برای تمامی ملتها و بنابراین، این کتاب مقدس از جانب خدا نازل گشته است. همچنین با مشخص شدن اعجاز قرآن، صدق ادعای نبوت پیامبر اسلام آشکار می‌گردد. بنابراین امروزه تمامی انسانها می‌توانند با تحقیق و بررسی در خصوص این کتاب و مشاهده اعجاز آن، به نبوت پیامبر اسلام و حقانیت آیین او پی ببرند

 

((اعجاز)) مصدر باب افعال است از مادهئ ((عجر)) بمعنى ناتوان ساختن و معجزه یعنى ناتوان کننده. اما در اصطلاح کلام اسلامى و علوم قرآن. معجزه به هر امر خارق العاده اى گویند که با ((تحدى))1 همراه بوده و در عین حال از معارضه در امان باشد.2 معجزه از ضروریات رسولان الهى است. البته این ضرورت, ضرورت ((دفاعى)) است نه ((رعایى)) یعنى معجزه براى دفع شبهات و اتقان ایمان متدنیان بکار مى رود والا دعوت انبیا… دعوتى است به حق و مطابق فطرت آدمیان و نیاز به اقامهئ برهان نیست.3 خداوند معجزه را با رسولان خویش همراه گرانید, تا دلیلى بر راستى رسالت آنان باشد و با اختلاف امتها و ضروریات زمانه نوع معجزه را متفاوت گردانید, هر چه سطح بنیش امتها و تمدن و فرهنگ آنان بالاتر رفت, معجزه هاى رسولان نیز مترقى تر و لطیف تر گردد.

قرآن, معجزهئ جاوید و بى دلیل رسول خاتم (ص) است, و هر چه اندیشه بشر رو به تکامل نهد قرآن به اعجاز خویش باقى خواهد ماند.

قرآن, عرب را و بلکه جهانیان را در بیش از هزار و چهار صد سال پیش به تحدى فرا خواند; 4 اما عربى حاضر به مبارزه شد ولى نتوانست بار قرآن معاوضه کند, و براى آن بدلیل بیاورد یعنى زحمت و رنج جنگ والم خون ریزى را به خود قبولاند ولى از آوردن مثل قرآن ابراز ناتوانى کرد. و این همان معناى اعجاز قرآن است. 5 آنگونه که رسول اسلام (ص) اشرف رسولان است, معجزهئ او نیز (قرآن) اشرف معجزات بشمار مىآید. ((ابن خلدون مى گوید: معجزات غالباً مغایر و حیند و معجزه بعنوان شاهدى بر راستى آن وحى ها بشمار مىآید و حال اینکه معجزهئ رسول اکرم (ص) همان وحى اوست و محتاج به دلیلى غیر خویش نیست. 6 تا اینجاى هیچگونه اختلافى بین مسلمانان و فرق مختلف آنان شنیده نشده است. آنچه باعث شده است که فرق اسلامى و اندیشمندان مسلمان در متولهئ اعجاز, گرفتار اختلاف گردند, وجه اعجاز قرآن است .

در اینکه سر اعجاز قرآن در چیست ; بین دانشمندان مسلمان اختلاف است 7. در زیر به پاره اى از این آرا… اشاره مى گردد: 1ـ برخى از ارباب و علم بلاغت اعتقاد دارند که قرآن معجزه است و سراعجاز قرآن بلاغت وفجهات آن است. این نظم بدیع و بلاغت بى پایان باعث شده است که کسى نتواند براى قرآن مانندى بیاورد.8 علامهئ طباطبائى آیهئ ((ام یقولون افتراه قل فاتوا بسور± من مثله و...)) 9 را تحدى قرآن به این جهت مى داند.10 2ـ دستهئ دیگر بر این باورند که نظم و اسلوب خاص تا…لیف قرآن, دلیلى بر اعجاز آن است. و بشر عاجز است از اینکه کتابى در این سطح از اسلوب و نظم بدیع بیاورد.11 قاضى ابوبکر باقلانى مى گوید: وجه اعجاز قرآن نظم و تا…لیف خاصى آن است. و این نظم و اسلوب خاص از تمامى اسلوبهاى متعارف عربى متمایز است .12 3ـ گروهى اعتقاد دارند که سراعجاز قرآن در این است که در این کتاب بزرگ اخبارى از غیب به چشم مى خورد.13 این اخبار, گاه از گذشته اند مانند آیاتى که دربارهئ قصص انبیا… پیشین آمده است. و گاهى اخبار عینى قرآن مربوط به آینده است مثل آیهئ: ((غلبت الروم فى ادنى الارض))14 و یا لقد خلق المسجد الحرام ان شاوالله آمنین)) 15. و آیات فروانى که در وعده و وعید کفار آمده اند.

4ـ گروهى از اندیشمندان علوم اسلامى اعتقاد دارند و از اعجاز بودن قرآن در این است که در این کتاب آسمانى هیچگونه اختلافى و تناقضى وجود ندارد, کتابى که در طول 23 سال و در حالات مختلف نازل گشته است, عارى از هرگونه اختلاف است. و این مطلبى است که در هیچ کتاب دیگرى نمى توان یافت.16 خود قرآن در این زمینه مى فرماید: ((افلا تید بدون القرآن و لو کان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً.

یعنى: چرا در قرآن اندیشه نمى کنند, اگر قرآن از پیش غیر پروردگار نازل مى گشت هر آینه اختلافات فراوانى در آن یافت مى شد)).

5ـ دستهئ دیگرى از اندیشمندان اعتقاد دارند که سر معجزه بودن قرآن در این است که این کتاب آسمانى داراى معارف بلندى است. عرضهئ این معارف بلند, در توان هیچ بشرى نیست و فقط خداست که مى تواند چنین علومى را عرضه کند.18.

قرآن خود در این زمینه مى فرماید: ((لارطب و یا بس الافى کتاب مبین)) 19 یعنى: هیچ تر یا خشکى (معرفتى) نیست مگر اینکه در قآرن وجود داشته باشد.

براى اعجاز قرآن وجوه دیگرى نیز یاد شده است, که به همین پنج مورد و همچنین صرفه که بزودى پیرامون آن سخن خواهیم گفت بسنده مى کنیم .

به نظر مى رسد وجهى براى انحصار اعجاز قرآن در موارد یادشده وجود ندارد, و ما دلیلى نداریم که اعجاز قرآن را یکى از موارد (تنها یکى از موارد) یاد شده بدانیم. بلکه آنگونه که تحدى قرآن عمومیت داشته و مطلق است, اعجاز آن نیز مطلق بوده و مى تواند همهئ وجوه یاد شده را دربر بگیرد.

علامهئ بزرگوار, صاحب تفسیر شریف المیزان, اعتقاد دارند که اطلاق تحدى به ثقلین در آیهئ 88 اسرا… که مى فرماید: ((اجتمعت الجن و الانس)) دلیلى است براینکه تحدى عمومیت داشته و همهئ فضایل قرآن را شامل مى شود به همین دلیل قرآن از جهتهاى مختلفى معجزه است .20

صرفه
یکى از وجوهى را که براى اعجاز قرآن شمرده اند, ((صرفه)) است.

صرفه عبارت است از منصرف ساختن و بازداشتن خداوند از آوردن مثل قرآن. قائلین این نظریه بر این باورند که خداوند جن و انس را از آوردن مثل قرآن باز مى دارد.

اولین بار این نظریه توسط نظام, اندیشمند معتزلى مسلک متوفى 221, مطرح شد. و برخى ا داشنمدنان پس از او بادى هم عقیده شدند .

از میان علماى شیعه, دانشمند نامدارى چون سید مرتضى قول به صرفه را پذیرفته 21 و بسیارى دیگر از علماى شیعه سنى احتمال صحت قول به صرفه را داده اند مانند: ابو اسحاق نصیبى, فخررازى, ابن حزم, شیخ مفید و...

بنابر نظریهئ صرفه اگر نبود ارادهئ خداوند بر ناتوانى مردم براى آوردن مثل قرآن, آنان مى توانستند قرآنى مثل این قرآن بیاورند.

علامهئ طباطبائى اعتقاد دارد دو چیز باعث پدیدار شدن نظریهئ صرفه شده است: 1ـ اعتقاد به اینکه الفاظ موضوعهئ بشر بگونه اى نیست که وى براى بیان از یافتن الفاظ عاجز بماند. و معانى را که قرآن تفهیم فرموده است بدان شکل نیست که بشر نتواند در الفاظ دیگرى بیاورد. پس اگر اشکالى هست در ناحیه مقتضى نیست. بلکه مانعى هست. یعنى بشر مى تواند بیاورد ولى مانعى وجود دارد که آن ارادهئ خداست بر ناتوانى بشر.

2ـ در قرآن معناى واحد در قالب جملات متعدد بیان شده است. نمى توان همهئ آنها را معجزه دانست پس اعجاز در الفاظ نیست, و اگر عجزى هست دلیل آن صرفه است. 22 براى نظریهئ صرفه سه تفسیر مى توان داشت: 23 تفسیر اول: مراد از صرفه این باشد که خداوند, داعى آنها را براى معارضه مى گیرد. یعنى اینکه آنها توان دارند ولى انگیزه ندارند تا قرآنى مثل این قرآن بیاورند. نظام و ابو اسحاق اسفراینى صرفه را چنین تفسیر کرده اند.24 تفسیر دوم: مراد از صرفه این است که خداوند علومى را که آنها مى توانند بواسطهئ آنها مانند قرآن را بیاورند از آنها مى گیرد.

این تفسیر از صرفه همان است که مورد نظر سید مرتضى بوده است. 25 تفسیر سوم این است که: منظور از صرفه این است که خداوند نه داعى را از آنها مى گیرد و نه علومى را که مى توانند با قرآن معارضه کنند, بلکه خداوند از راه حیر آنها را مجبور مى کند که مبارزه نکنند.

نقطه مشترک سه تفسیر از صرفه این است که اولاً بشر مى تواند معاوضه کند ولى خداوند مانع او مى شود. و ثانیاً; در صرفه بر خلاف سایر وجوه اعجاز, مابع یک شى… بیرونى است (ارادهئ خدا) نه یک سبب درونى. یعنى خود قرآن مایهئ مصون ماندن از همانند نیست بلکه نیروى ارادهئ پروردگار است که باعث بى مانند ماندن قرآن شده است .

ما در این نوشته در مقام اثبات یا رد. صرفه نبودیم که اینکه به اثبات یار و هیچکدام از وجوه اعجاز نپرداختیم اما نکتهئ حایز اهمیت این است که اگر صرفه را قبول کنیم خود دلیلى است بر حقانیت قرآن. اگر چه نتوانیم اعجاز آنرا بوسیله صرفهئ اثبات نمائیم.

رموز عددی قرآن   

جا به جایی قاره ها

در قرآن کریم فقط در سوره رعد به صورت قابل توجهی در خصوص «قاره ها» صحبت به میان آمده است . در سوره رعد آیه 4 کلمه «قاره هابه یکدیگر نزدیکند» را بیان می کند.

«در روی زمین قطعه های (زمین) مجاور یکدیگرند .»                                      (رعد- آیه 67)

نزدیک بودن قاره ها به یکدیگر قابل توجه است . به دلیل آن که دانشمندان اوایل نظری خلاف این نظریه که تمامی قاره ها یک پارچه بوده اند و به مرور زمان به صورت فعلی در آمده اند را داشته واین نظریه را اواخر کشف کرده اند .

در سال های 1858 و1859 پولی گرینی و آنتونیو استیدر فرضیه این که تمامی قاره ها سابقاٌ یک تکه بوده اند و به مرور زمان از هم جدا شده اند را بیان می کنند . این نظریه به همین صورت ماند تا این که وینگر بعد از 50 سال نظریه لغزش قاره ها را که یکی از اتفاقات روی زمین بود بیان کرد که در قرآن کریم قرن ها قبل این مسأله را بیان کرده بود .

                         سال لغزش قاره ها :                                                            1859= 4 + 855 (1)

 

 

کشف سیاره ها

در شروع سوره یوسف، از رؤیای حضرت یوسف که در کودکی دیده بود بحث می کند . حضرت یوسف 11 ستاره دیده بود . از اول تا آخر قرآن فقط در سوره یوسف از عدد 11 ستاره بحث می کند و بعد از این آیه ، در آیه های 101 و 105 به فضا اشاره می کند .

« موقعی که یوسف به پدرش گفت : ای پدرم ؛ به راستی من د خواب 11 ستاره و نیز خورشید و ماه را دیدم . آن ها را در وضعی که به من تعظیم می کردند دیدم .»                                                                                   (یوسف= آیه 4)

«با آن که برای قرآن مزدی هم ز آن ها مطا لبه نمی کنی و با آن که برای جهانیان فقط اندرزی باشد .»

                                                                                                                                           ( یوسف = آیه 104 )

«آن گاه حضرت یوسف دعا کرد و گفت: ای پروردگار من ! به من صدارت داده و از تعبیر خواب ها آگاه کرده ، ای آفریدگار آسمان ها و زمین در دنیا و آخرت تو ارباب منی. مرا فرمانبر دار بمیران و به صالحان ملحقم کن .»    ( یوسف = آیه 101 )

« و چه نشانه هایی در آسمان و زمین است که کافران از کنار آن ها کناره گیری می کنند .»              ( یوسف = آیه 105 )

در دو آیه 101 و 105 ممنظور از آسمان ها ، فضاست ودر جای دیگر این سوره در قرآن، در بعضی از آیات از کلمه آسمان استفاده شده که قابل توجه است . به دلیل این که کره زمین یک آسمان دارد و در کتاب مقدس دیگر هم کلمه آسمان ها به کار برده شده که به عقیده عالمان به معنی فضا و منظور آسمان های کرات دیگر است . در آن زمان (نزول قرآن) تلسکوپ ایجاد نشده بود و تنها 5 سیاره با چشم دیده می شد . علم ستاره شناسی امروزه از 11 سیاره بحث می کند و کشف پلوتون در همان سوره بیان شده است یعنی خورشید و ماه و 9 سیاره دیگر مجموعاٌ 11 سیاره.

حال مجموع کلمه در سوره یوسف و شماره های کلیدی آن یعنی در آیه 4 که از 11 ستاره، در آیه 101 کلمه آسمان ها و در آیه 105 که دوباره از آسمان ها بحث می کند ، که دقیقاٌ سال کشف آخرین سیاره منظومه شمسی یعنی سال 1916 میلادی به دست می آید.

          بنابراین:                              1916 = 105 + 101 + 4 + 1706

به راستی قرآن کتاب نا متناهی و بی پایانی است و نسخه دوم طبیعت به شمار می رود که هر چه بینش ها وسیع تر و دیدها عمیق تر شود و هر چه در باره آن تحقیقات و مطالعات زیاد تری انجام گیرد ، رموز و اسرار آن رخ می نماید و حقایق نویی از ان کشف می شود .

از کتابی که از جانب خدای نامتناهی برای هدایت بشر فرستاده شده است جز این انتظار نیست . کتاب او باید بسان خود او نا متناهی و ویژگی مقام ربوبی را دارا باشد و در نمایاندن انتساب خود به حق و مبدا عالم ، به دلیل و برهانی نیاز نداشته باشد و به سا ن خورشید ، خویش را بنمایاند و محیط را روشن کند .

 

                

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 10:46  توسط فاطیما |  4 نظر

 

 

چهره های گوناگون حیات ...

* چهره های گوناگون حیات : *

« وَ فِی الاَرضِ قِطَعٌ مُتَجاوِزاتٌ  وَ جَنّاتٌ  مِن اَعنابٍ وَ ز َر َعٌ وَ نَخِیلٌ  صِنوانٌ وَ غَیرُ صِنوانٍ یُسقیَ بَما ءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعضَها عَلیَ بَعضٍ فِی الاُکُلِ اِنَّ فَی ذَلِکَ لِایاتٍ لِقَومٍ یَعقِلونَ »

در زمین قطعاتی پیوسته و مختلف وجود دارد و در آن باغ هایی از انگور و زراعت و نخل هایی که از یک ریشه و یا دو ریشه روییده اند وجود دارد ، همگی با یک آب سیراب می شوند و میوه برخی را بر برخی دیگر برتری داده ایم و در این موضوع برای گروه اندیشمند ، نشانه هایی ( از عظمت و قدرت خدا ) است .

زمین در نگاه ها نخستین ما به صورت های مختلفی جلوه می کند ؛ پاره ای از آن را به گونه سنگلاخ و شوره زار می بینیم که برای هیچ نوع کشت شایستگی ندارد و چه بسا در اسرار آفرینش این قسمت در شگفت می مانیم و از خود می پرسیم هدف از آفریدن این پهنه های غیر قابل کشت چیست ؟ ولی به طور مسلم نتایجی دارد که سر پنجه علم به تدریج از ان پرده بر می دارد .

ولی پاره ای دیگر از سرزمین ها را حاصلخیز و آماده هر نوع کشاورزی می بینیم که به صورت یک منبع سرشار ااز حیات و زندگی ، جنبش و حرکت جلوه گری می کند . قرآن اختلاف چهره های گوناگون زمین را گواه بر وجود تدبیر در جهان آفرینش می داند و در آغاز آیه مورد بحث می فرماید :

« وَ فِی الاَرضِ قِطَعٌ  مُّتَجاوِراتُ »

در روی زمین قطعات گوناگون و به هم پیوسته ای وجود دارد .

آیا وجود این قطعات رنگارنگ دلیل بر وجود حکومت عقلِ محیطِ بزرگی ، بر این کره خاکی نیست ؟ آیا پدید آمدن این چهره های مختلف از ماده واحد جهان ( اتم ) گواه بر مداخله یک مبدا قدرت و دانش ، در خلقت زمین نمی باشد ؟؟ درست است که اختلاف چهره زمین ، معلول یک سلسله علل طبیعی و به عبارت دیگر ، اثر مستقیم ترکیب عناصر مختلفی است که در زمین وجود دارد و چهره آن را به گونه هایی در می آورد ؛ ولی باید دید مبدا اختلاف عناصر چیست ؟

اختلاف در عنصری با عنصر دیگر در اختلاف بین اتم های آنها است . از نظر تعداد پروتون ها و الکترون های آنها و در حقیقت همین اختلاف تحت ضابطه و قانون خاصی است که اختلال در آن ، سبب نابودی عنصر می شود . آیا این انضباط در ساختمان موجودی بدون مداخله یک فاعل دانا و توانا صورت می پذیرد ؟؟؟؟

بنمابر این گذشته از اینکه انضباط ذرات مخصوص هر اتم ، گواه بر وجود تدبیر در جهان آفرینش است ؛ پدید آوردن یک اختلاف در سطح کره خاک در ماده واحد اتم با نظامی که بیان گردید خود بزرگترین گواه است که خدایی دانا و توانا از روی نقشه و تدبیر و مقایسه و اندازه گیری خاصی ، از ماده واحد ، این اختلاف را بوجود آورده است . . .

 

 

 

آیات 4 گانه الهی ...

* آیات چهار گانه الهی : *

مقدمه :

« وَ هُوَ الّذی مَدَّ الاَرضَ  وَ جَعَلَ فیها رَواسیَ وَ اَنهاراً وَ مِن کُلِّ  الثَّمَراتِ جَعَلَ فیها زَوجَینِ اثنَینِ یُغشِی الَّیلَ النِّهارَ  اِنَّ فِی ذَلِکَ لایاتٍ لَقومٍ یَتَفَکَّرونَ  »

اوست که به زمین کشش و گسترش بخشید و در آن کوه ها و جوی ها قرار داد و از همه میوه ها جفت آفرید . شب و روز یکدیگر را می پوشانند . در این امور برای گروه اندیشمند آیات و نشانه هایی است .

در این آیه ، نمونه های بارزی از تدبیر جهان آفرینش گفته شده است و علت یاد آوری آنها ، ااین است که در آیه پیش گفته شد که تدبیر و اداره نظام خلقت به خدا تعلق دارد و اوست که مجموعه جهان هستی را با مشیت و حکمت خود اداره می نماید . قرآن برای روشن نمودن گفتار پیش نمونه های چشمگیری ازتدبیر ، بیان می کند تا افراد اندیشمند در باره آنها فکر کنند و به طور واضح در یابند  که واقعا او « مدبر الامور » است . این نمونه ها عبارتند از :

1 . اوست که زمین را توسعه و گسترش داد .

2 . اوست که در پهنه زمین ، کوه ها و نهرها را آفرید .

3 . اوست که از همه نوع میوه ها ، جفت خلق کرد .

4 . اوست که شب و روز را به دنبال هم قرار می دهد .

این آیات چهارگانه نه تنها گواه بر وجود تدبیر در جهان هستی است ، بلکه حاکی از وحدانیت و یگانگی مدبر جهان نیز هست و برای توضیح بیشتر ، هر یک از این امور را به طور جداگانه مورد بحث قرار می دهم .

1 . توسعه و گسترش زمین :

امروز اختلافات اوقات در نقاط مختلف زمین و این که شب و روز و صبح و ظهر نقاط خاوری با مناطق باختری کاملا اختلاف دارد ، روشن ترین دلیل بر کروی بودن زمین است و اگر زمین مسطح بود ، باید اختلاف اوقات وجود نداشت .

در قرآن و روایات ما اشارات لطیف و زیبایی به این مطلب شده است ؛ آنجا که می فرماید :

« فَلا اُقسِمُ بِرَبِّ المَشارِقِ و َالمَغارِبِ ... »

به خدای مشرق ها و مغرب ها سوگند یاد می کنیم  .

زیرا بر فرض مسطح بودن زمین ، یک مشرق و یک مغرب بیشتر وجود ندارد و بر فرض کرویت آن ، هر نقطه ای برای نقاط شرقی تر ، مغرب و برای نقاط غربی تر ، مشرق است .

در روایات اشارات زیادی به کروی بودن زمین شده است . چنانچه می فرماید :

« انَّما عَلَیکَ مَشرِقک و مَغرِبکَ »

تو باید مشرق و مغرب خود باشی .

سطح داشتن زمین ، مانع از کرویت آن نیست زیرا هر کره ای برای خود سطح دارد و از این رو در هندسه کره را یکی از اقسام سطح به شمار آورده اند .

2 . راز آفرینش کوه ها و نهرها :

« وَ جَعَلَ فِیها رَواسیَ وَاَنهاراًَ  »

در آن ( زمین ) کوه ها و جوی ها را آفرید .

قرآن مجید در سوره های متعددی در باره آفرینش کوه ها سخن گفته و راز خلقت و اسرار وجود آنها را با تعبیرات گوناگونی روشن ساخته است . از میان راز ها ، بیشتر روی استقرار و آرامشی که در پرتو کوه ها نصیب ساکنان زمین شده است تکیه کرده و وجود آنها را مانع از پدید آمدن حرکات نا موزون و اضطراب و نوسان معرفی می نماید و در سوره های متعددی می فرماید :

« وَ اَلقَی فِی الاَرضِ رَوَاسیَ اَن تَمیدَ بِکُم  »

در زمین کوه هایی افکند تا حرکات آن ، شما را مضطرب نسازد .

گاهی این حقیقت را به عبارت دیگر بیان کرده و می فرماید :

«  وَ الجِبالَ اَوتاداً . . . »

کوه ها را میخ های زمین آفریدیم .

قرآن راز کوه ها را ضمن دو آیه در سرچشمه نهرها و تصفیه آب بیان نموده است . که مجال پرداختن بدان در این مجموعه نیست .

3 .  قرآن و زوجیت در موجودات :

« . . .  وَمِن کُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فیها زَوجَینِ اثنَینِ یُغشِی الَّیلَ النَّهارَ  اَنَّ  فِی  ذَلِکَ لایاتٍ  لَقومٍ  یَتَفَکَّرونَ  »

و از همه میوه ها جفت آفرید ، روز را با تاریکی شب می پوشاند ، در این کار برای گروه متفکر نشانه هایی ( بر قدرت خداوند و جود تدبیر در جهان آفرینش ) وجود دارد .

یکی از رازهای عظمت قرآن و دلایل اعجاز این کتاب آسمانی ، « نهایت ناپذیری » آن است . به این معنا که استفاده بشر از آن ، هرگز به پایان نمی رسد و همواره همگام با زمان پیش می رود و هر چه بشر در گشودن رازهای طبیعت و تسخیر قله های علم و دانش ، پیروز تر می گردد ، حقایق نوتری بر او از آیات قرآن آشکار می گردد . تو گویی قرآن به سان یک اقیانوس ژرف و ناپیدا کرانه ای است که با هیچ قدرت به ژرفای آن نمی توان رسید و با هیچ نیرویی نمی توان مرغ اندیشه بشر را در کرانه های آن به پرواز در آورد و یا به سان جهان هستی است که هر چه دانش ها و بینش ها وسیع تر گردد رازهای نهفته آن تجلی بیشتری می یابد .

قرآن در اثر داشتن حالت « نهایت پذیری » از اقامه هر نوع دلیل بر ارتباط خود با مبدا نا متناهی بی نیاز است و از کتابی که از ناحیه خدای بزرگ برای هدایت و راهنمایی جهانیان تا روز رستاخیز فرستاده شده است جز این انتظار نمی رود .

- زوجیت در جهان گیاهان :

« اَوَلَم  یَرَوا اِلَی الاَرضِ کَم اَنبَتنا فیها مِن کُلِّ زَوجٍ کَریمٍ  »

آیا به زمین نمی نگرند که در آن جا از هر جفت ، زیبا و ارزنده ای رویانده ایم ؟

در باره زوج بودن تمام موجودات جهان آفرینش با صراحت می فرماید :

از هر چیزی یک جفت آفریدیم تا شما به عظمت جهان آفرینش و قدرت آفریننده آن پی برده و متذ کر گردید.

قرآن با این که به خردمندان دستور می دهد در آفرینش جهان تفکر بیشتری نمایند و یکی از نشانه های بندگان خدا را تامل فراوان و عمیق در آیات خلقت می داند با این وجود از جانب مسلمانان در این حقیقت قرآنی ، که خود یکی از معجزات علمی قرآن است و به تازگی پژوهشگران به این راز دست یافته اند دقت کافی به عمل نیامده است .

- بررسی لفظ زوج از نظر لغت :

لفظ « زوج » در زبان عربی به چیزی گفته می شود که معادل و لنگه دارد .

« . . . اسکُن اَنتَ وَ زَوجُکَ  اَلجَنَّۀ »

تو با زوج ( همسر خود ) در بهشت سکنا گزین .

اگر قرآن موقع بیان زوجیت موجودات جهان لفظ زوج را تثنیه آورده و می فرماید « وَ مِن کُلِ شَیءٍ خَلَقنَا زَوجَینِ ؛ از همه چیز زوج و جفت آفریدیم » برای این است که  در این زبان به هر یک از دو چیزی که جفت است زوج می گویند و لذا در بیان ریشه انسان باز این این لفظ را تثنیه آورده است .

4 . پی در پی آمدن شب و روز

تاریکی شب ، مولود چیست ؟

تاریکی شب جز سایه خود زمین چیز دیگری نیست . هنگامی که نیمی از کره زمین ما ، رو به روی خورشید قرار گرفت ، نیم دیگر آن در تاریکی سایه خود ، فرو می رود و روشنایی از آن رخت می بندد .

آخرین بخش از آیه ، که همان جمله « یغشی الیل النهار » است به این حقیقت اشاره دارد و همه این جریان ها نشانه ی وجود تدبیر در جهان آفرینش است .

اعجاز قرآن به چیست ؟

 

«معجزه» ، عبارت است از کار خارق العاده اى که غیر قابل تعلیم و تعلّم بوده ، افراد بشر از آوردن مثل آن عاجز باشند ; به شرط آن که با ادعاى نبوت یا امامت همراه باشد و آورنده معجزه از دیگران بخواهد که اگر در نبوت (یا امامت) او و خدایى بودن معجزه اش شک دارند ، آن ها نیز مانند آن را انجام دهند .

قرآن از جهات گوناگون معجزه است ; معجزه اى زنده و جاویدان که پیام آور آن شخصى درس ناخوانده بوده و در مقابل تمام اندیشه مندان جهان «تحدى» (مبارزه طلبى) کرده است . برخى از جنبه هاى اعجاز قرآن عبارتند از:

1 . «اعجاز ادبى» که برجسته ترین ادیبان عرب را سخت شگفت زده کرده است . سرسخت ترین دشمنان پیامبر(صلى الله علیه وآله)با شنیدن چند آیه به فرا بشرى بودن قرآن اعتراف مى کردند . هیچ کس مثل قرآن نیاورده و نخواهد آورد .

2 . اعجاز از نظر «اخبار غیبى» ; مانند: وعده پیروزى (خداپرستان) روم در کمتر از 10 سال بر (آتش پرستان آن زمان) ایران ، پیش بینى فتح مکه و دهها نمونه دیگر ;

 البته ممکن است افراد دیگرى نیز پیشگویى هایى بکنند و درست از آب درآید ; ولى نام آن معجزه نیست ; زیرا غالباً کلى است و با عباراتى چند پهلو بیان مى شود و با ادعاى نبوت یا امامت همراه نیست .

3 . اعجاز در «وضع قوانین اخلاقى»: اندیشه مندان غیر مسلمان نیز به این نکته معترفند که «قرآن ، کلام الهى ، متقن ترین قوانین و نسخه پر افتخار بشرى و عهده دار سعادت بشر است که قوانین سعادت بشر از روى آن باید نوشته شود .»

 تاریخ اسلام ، گواه روشنى براى اثبات این ادعاست .

4 . اعجاز از نظر «علوم جدید» و اکتشافات علمى: با این که قرآن ، کتاب تربیت و هدایت است ، در عین حال ، اقیانوس بى کرانى از علوم تجربى و انسانى هم هست که دانشمندان را به تحقیقات زیادى واداشته و آن ها را وادار به اعتراف کرده که قرآن ، ساخته و پرداخته حضرت محمد(صلى الله علیه وآله)نیست ; بلکه از ناحیه غیب به او وحى شده است .

 حرکت و جاذبه زمین ، حرکت خورشید و منظومه شمسى ، گسترش روزافزون جهان ، زوجیت عمومى و دهها نمونه دیگر ، همگى از جنبه هاى اعجاز علمى قرآن است .

بانو دکتر «لورا واکسیا» استاد دانشگاه نابل در این باره مى نویسد: «کتاب آسمانى اسلام ، نمونه اى از اعجاز است . قرآن کتابى است که نمى توان از آن تقلید کرد . نمونه سَبْک و اسلوب قرآن در ادبیات سابقه ندارد . تأثیرى که این سبک در روح انسان ایجاد مى کند ، ناشى از امتیازها و برترى هاى آن است . چطور ممکن است این کتاب اعجازآمیز ، ساخته محمد(صلى الله علیه وآله)باشد ; در صورتى که او یک نفر عرب درس نخوانده بود ؟ ما در این کتاب گنجینه ها و ذخایرى از علوم مى بینیم که فوق استعداد و ظرفیّت باهوش ترین اشخاص ، فیلسوفان و قوى ترین رجال سیاست و قانون است .»

معجزه پیامبر(صلى الله علیه وآله) از مقوله علم و معرفت بوده ، براى همه بشر و تا ابد معجزه است . البته به حکم ضرورت ، فهم مردم از دانش قرآن مختلف است و شدت و ضعف دارد ; چنان که درک انسان از مسائل و مشکلات روزمره اش مختلف است . بنابراین همان طور که انسان براى حل مشکلات روزانه زندگى اش به دیگران مراجعه مى کند باید براى فهم درست حقایق قرآن به اهل آن مراجعه کند . معجزه بودن قرآن براى فرد فرد بشر در همه اعصار است . و اگر کسانى بلاغت و فصاحت قرآن را نفهمند ، باید از اهل آن بپرسند . قطعاً میان این معجزه و معجزه دیگر پیامبران مانند عصاى موسى که از مقوله علم نبود و محدود به زمانى خاص براى عده اى خاص بود ، تفاوت بسیارى وجود دارد . فراگیر بودن معجزه پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله)چنین اقتضایى دارد .

اعجاز قرآن به چیست ؟

 

«معجزه» ، عبارت است از کار خارق العاده اى که غیر قابل تعلیم و تعلّم بوده ، افراد بشر از آوردن مثل آن عاجز باشند ; به شرط آن که با ادعاى نبوت یا امامت همراه باشد و آورنده معجزه از دیگران بخواهد که اگر در نبوت (یا امامت) او و خدایى بودن معجزه اش شک دارند ، آن ها نیز مانند آن را انجام دهند .

 

قرآن از جهات گوناگون معجزه است ; معجزه اى زنده و جاویدان که پیام آور آن شخصى درس ناخوانده بوده و در مقابل تمام اندیشه مندان جهان «تحدى» (مبارزه طلبى) کرده است . برخى از جنبه هاى اعجاز قرآن عبارتند از:

 

1 . «اعجاز ادبى» که برجسته ترین ادیبان عرب را سخت شگفت زده کرده است . سرسخت ترین دشمنان پیامبر(صلى الله علیه وآله)با شنیدن چند آیه به فرا بشرى بودن قرآن اعتراف مى کردند . هیچ کس مثل قرآن نیاورده و نخواهد آورد .

 

2 . اعجاز از نظر «اخبار غیبى» ; مانند: وعده پیروزى (خداپرستان) روم در کمتر از 10 سال بر (آتش پرستان آن زمان) ایران ، پیش بینى فتح مکه و دهها نمونه دیگر ;

 

 البته ممکن است افراد دیگرى نیز پیشگویى هایى بکنند و درست از آب درآید ; ولى نام آن معجزه نیست ; زیرا غالباً کلى است و با عباراتى چند پهلو بیان مى شود و با ادعاى نبوت یا امامت همراه نیست .

 

3 . اعجاز در «وضع قوانین اخلاقى»: اندیشه مندان غیر مسلمان نیز به این نکته معترفند که «قرآن ، کلام الهى ، متقن ترین قوانین و نسخه پر افتخار بشرى و عهده دار سعادت بشر است که قوانین سعادت بشر از روى آن باید نوشته شود .»

 

 تاریخ اسلام ، گواه روشنى براى اثبات این ادعاست .

 

4 . اعجاز از نظر «علوم جدید» و اکتشافات علمى: با این که قرآن ، کتاب تربیت و هدایت است ، در عین حال ، اقیانوس بى کرانى از علوم تجربى و انسانى هم هست که دانشمندان را به تحقیقات زیادى واداشته و آن ها را وادار به اعتراف کرده که قرآن ، ساخته و پرداخته حضرت محمد(صلى الله علیه وآله)نیست ; بلکه از ناحیه غیب به او وحى شده است .

 

 حرکت و جاذبه زمین ، حرکت خورشید و منظومه شمسى ، گسترش روزافزون جهان ، زوجیت عمومى و دهها نمونه دیگر ، همگى از جنبه هاى اعجاز علمى قرآن است .

 

 

بانو دکتر «لورا واکسیا» استاد دانشگاه نابل در این باره مى نویسد: «کتاب آسمانى اسلام ، نمونه اى از اعجاز است . قرآن کتابى است که نمى توان از آن تقلید کرد . نمونه سَبْک و اسلوب قرآن در ادبیات سابقه ندارد . تأثیرى که این سبک در روح انسان ایجاد مى کند ، ناشى از امتیازها و برترى هاى آن است . چطور ممکن است این کتاب اعجازآمیز ، ساخته محمد(صلى الله علیه وآله)باشد ; در صورتى که او یک نفر عرب درس نخوانده بود ؟ ما در این کتاب گنجینه ها و ذخایرى از علوم مى بینیم که فوق استعداد و ظرفیّت باهوش ترین اشخاص ، فیلسوفان و قوى ترین رجال سیاست و قانون است .»

 

معجزه پیامبر(صلى الله علیه وآله) از مقوله علم و معرفت بوده ، براى همه بشر و تا ابد معجزه است . البته به حکم ضرورت ، فهم مردم از دانش قرآن مختلف است و شدت و ضعف دارد ; چنان که درک انسان از مسائل و مشکلات روزمره اش مختلف است . بنابراین همان طور که انسان براى حل مشکلات روزانه زندگى اش به دیگران مراجعه مى کند باید براى فهم درست حقایق قرآن به اهل آن مراجعه کند . معجزه بودن قرآن براى فرد فرد بشر در همه اعصار است . و اگر کسانى بلاغت و فصاحت قرآن را نفهمند ، باید از اهل آن بپرسند . قطعاً میان این معجزه و معجزه دیگر پیامبران مانند عصاى موسى که از مقوله علم نبود و محدود به زمانى خاص براى عده اى خاص بود ، تفاوت بسیارى وجود دارد . فراگیر بودن معجزه پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله)چنین اقتضایى دارد .