دفاع از حریم شیعه :شفاعت
دفاع از حریم شیعه :شفاعت
در طول تاریخ، همیشه نیروهای الهی با قوای شیطانی در نبرد بودﻩاند، اما شدت این نبرد در زمانهای مختلف با هم تفاوت داشته است. همیشه وضع خراب بوده اما در زمانی مثل صدر اسلام که مردم اهل بیت علیهم السلام را مـﻰدیدند و رها مـﻰکردند، دیگر نیازی به امریکا و انگلیس و صهیونیستها نبوده، چون شیطان نفس بسیار قوی بوده است؛ اما در آخرالزمان توجه انسانها به خدا قویتر شده ولذا شیاطین خارجی وارد صحنه مـﻰشوند. پس جنگ سرد و گرم همیشه بوده و هنر مؤمن، انتخاب خدا در زمان جنگ است.
در حال حاضر حریم شیعه به انحاء مختلف شکسته مـﻰشود. گاهی اوقات مقصر خود ما هستیم و برخی مواقع به دلیل تبلیغات و گاه زورمداری دشمنان است.
از نظر نظامی حریم شیعیان شکسته شده، چون به عتبات و حمله کردﻩاند، و از طریق ماهواره، رادیو، مجله، کتاب و کنفرانسها نیز در حال از بین بردن پایـﻪهای اعتقادی شیعیان هستند. و در عین حال، انگلیس در بین خود مسلمانان اقدام به تأسیس فرقـﻪای تحت عنوان وهابیت کرده که مرکز اسلام، یعنی عربستان، را در اختیار دارند، اینان مأمور شدﻩاند که به حریم شیعه بتازند.
البته اگر این تاختن برمبنای بحث و گفتگو باشد ما حرفی نداریم، اما متأسفانه اهل مناظره نیستند، و دائم در حال تهمت زدن و غیبت کردن هستند.
مردم ایران، وقتی چیزی علیه شیعه مـﻰشنوند، دو راه در پیش مـﻰگیرند:
۱. یا اصلاً محل نمـﻰگذارند؛
۲. یا قبول مـﻰکنند اما دنبال جواب نمـﻰروند.
اما بر من و شما که منتسب به اهل بیت علیهم السلام هستیم، واجب است که از حریم شیعه دفاع کنیم. اما ما هم بنا به دلایلی سکوت مـﻰکنیم:
۱. وحدت: در اسلام، مسایل مهمتری وجود دارد و ما اهم فی الاهم مـﻰکنیم. (وهابیت جاده صاف کن امریکا شده و در اوقات حساس به داد امریکا مـﻰرسد! جرج بوش در آمارها از جان کری عقب است، اما با یک فیلم از بن لادن، ورق برگشته و جرج بوش رأی مـﻰآورد، به همین راحتی!) به هر حال ظاهر این است که وهابیان، مسلمان هستند، و ما اگر بخواهیم در مقابل وهابیت موضع گرفته و تمام حواسمان به جنگ با وهابیت معطوف شود، ممکن است دشمن جنگهای فرقـﻪای راه بیاندازد.
۲. گاه اعتقاد داریم، اما علم پاسخگویی نداریم و لذا سکوت مـﻰکنیم.
۳. فکر مـﻰکنیم که با توجه به وجود دشمنان خارجی، نباید در داخل هم برای خودمان دشمن تراشی کنیم و باز هم در مقابل وهابیت سکوت مـﻰکنیم.
در برابر این سکوت اتفاق مهمی رخ مـﻰدهد: جذب نیروهای ناآگاه شیعه به سمت فرقـﻪهایی که در مقابل شیعه، اصلاً حرفی برای گفتن ندارند، و در نتیجه مرتد مـﻰشوند!
دلیل ارتداد شیعیانی که به دین دیگری روی مـﻰآورند این است که خدا مـﻰگوید اگر کسی حرفی برای گفتن دارد باید بزند و اثبات کند، و الا من نمـﻰگذارم به جهنم برود.
لا اکراه فی الدین یعنی نباید دین شیعه را به زور قبول کنی، اما باید اثبات کنی که دین تو برتر است. اگر قد تبین الرشد من الغی را هم در کنار فراز قبل بگذاریم، متوجه مـﻰشویم که خدا راه تعالی را روشن کرده، و کسی که حرفی دارد باید او هم این راه را روشن کند.
با این مقدمه، به سراغ بحث مهمی مـﻰرویم که احتمالاً تا آغاز ماه محرم طول خواهد کشید. فرض مـﻰکنیم که شما در اصول دین و اعتقادات مشکلی ندارید (جهت رفع اشکالات و شبهات در باب اصول عقاید مـﻰتوانید به سه کتاب تحت عنوان اصول عقاید یا اصول اعتقادات به قلم حجة الاسلام قرائتی، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، و حجة الاسلام علی قائمی مراجعه کنید.) و لذا به سراغ برخی فروعات مهم مـﻰرویم و در اولین قسمت این بحث به شفاعت مـﻰپردازیم، و شبهاتی که پیرامون شفاعت است را باز کرده و پاسخ مـﻰدهیم.
دفاع از حریم شیعه: ۱. شفاعت
شفاعت یکی از اصول مورد توافق تمام علمای اسلام است. شفاعت یعنی کمک گرفتن از نیرویی برتر از ما و پاییـﻦتر از خدا، با اجازﻩی خدا در رفع مشکلات.
شرط اول شفاعت: بدون اذن خدا انجام نمـﻰگیرد.
مخالفان شفاعت به آیات زیر استناد کرده و مـﻰگویند که اصلاً شفاعتی در کار نیست:
لَا ﻳـَمـ۫لِکُونَ ٱلشَّفَـٰعَةَ إِلَّا مَنِ ٱتَّـخَذَ عِنْدَ ٱلرَّحْمَـٰنِ عَهْداً ۞
از شفاعت برخوردار نیستند، مگر کسی که [با ایمان و توحید] از خدای رحمان پیمانی گرفته باشد ﴿۸۷﴾
مَرْیَم
ﻳـَو۫مَئِذٍ لَّا تَنـ۫فَعُ ٱلشَّفَـٰعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحْمَـٰنُ وَ رَضِیَ لَََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََهُ, قَوْلاً ۞
در آن روز شفاعت سودی ندارد مگر برای کسی که خداوند رحمان به او اجازه دهد و از سخن او خشنود باشد ﴿۱۰۹﴾
طٰهٰ
در حالی که از متن این دو آیه پیداست که شفاعت وجود دارد، اما همه نمـﻰتوانند شفیع باشند، چون قید الا دارد.
شرط دوم شفاعت: مشفوع، یعنی کسی که قرار است مورد شفاعت واقع شود، نیز باید لیاقت داشته باشد:
فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَـٰعَةُ ٱلشَّـٰفِعِـﻴـنَ ۞
حال شفاعت شفیعان سودشان ندهد ﴿۴۸﴾
اَلْمُدَّثِّر
وَ أَنْذِرْهُمْ ﻳـَوْمَ ٱلْأَزِفَةِ إِذِ ٱلْقُلُوبُ لَدَی ٱلْحَنَاجِرِ کَـٰظِمِـﻴـنَ ۚ مَا لِلظَّـٰلِمِـﻴـنَ مِنْ حَمِـﻴـمٍ وَ لَا شَفِـﻴـعٍ ﻳـُطَاعُ ۞
و ایشان را از روز قیامت [/بس نزدیک] بیم ده، آنگاه که جانها به گلوگاهها رسد، و غصـﻪی خویش فرو برند، برای ستمکاران [مشرک] دوستی و شفیعی که اجازه و اجابت یابد، نیست ﴿۱۸﴾
غَافِر (مُؤْمِن)
این دو آیه بیانگر این مطلب است که شفاعت برای همه کس نیست.
فلسفـﻪی شفاعت:
عدﻩای از مردم خیلی زود ناامید مـﻰشوند، و اگر به حال خود رها شوند، خیلی سریع کم مـﻰآورند؛ عدﻩای دیگر وقتی با کسی مشکل پیدا مـﻰکنند، نمـﻰتوانند خودشان شخصاً صحبت کرده و عذرخواهی کنند، لذا فرد دیگری را واسطه مـﻰکنند؛ گروهی دیگر نیز گذشتـﻪی بسیار خرابی دارند و خدا خطاب به این عده مـﻰفرمایند فابدعوا الیه الوسیلة؛ و دستـﻪی دیگری از انسانها راحت ترند با کسی صحبت کنند که از جنس خودشان باشد.
نتیجـﻪی شفاعت:
۱. بخشودگی
۲. ارتقاء عمل
اشکالاتی که از شفاعت مـﻰگیرند:
به آیـﻪی ۴۴ سورﻩی مبارکـﻪی الزُّمَر اشاره کرده و مـﻰگویند شفاعت خواستن از غیر خدا شرک است: قُل لِّلَّهِ ٱلشَّفَـٰعَةُ جَمِـﻴـعاً.
انواع شرک
۱. شرک در ذات و خالقیت: یعنی مثلاً هم خدا را خالق بدانیم و هم یکی از ائمه علیهم السلام را، خب انصافاً شفاعتی که ما مـﻰخواهیم بیانگر این نیست؛
۲. شرک در تدبیر: یعنی بگوییم کسی در امر تدبیر امور جهان به خدا کمک مـﻰکند؛
۳. شرک در پرستش و عبادت: یعنی در مقابل غیر خدا سر خم کنیم.
مـﻰگویند شما شرک در عبادت دارید. و ما هم جواب داریم:
اولاً، بحث خضوع و پرستش را باید از هم جدا کرد. در خیلی موارد مـﻰبینیم که انسانها در مقابل همنوعان خضوع دارند و ابراز ارادت مـﻰکنند، این نشانـﻪی دوست داشتن است، و لذا باید به نیت شیعیان نگاه کرد؛ مثلاً در آستان بوسی حرم ائمه علیهم السلام. این بوسیدن به خاطر عشق و علاقه است، نه پرستش. ما مـﻰگوییم یا وجیهاً عندالله، یعنی شما هم نمـﻰتوانید کاری کنید، باید از خدا بخواهید.
ثانیاً، ما به امام نمـﻰگوییم که تو کاری به کار خدا نداشته باش، مـﻰگوییم اشفع لنا عندالله، اگر کسی فکر کند که اینان خودشان بدون خدا مـﻰتوانند کاری انجام دهند، مشرک است.
ثالثاً، این درخواست طولی است، نه عرضی. یعنی خدا بالای سر توست و تو پایین، نه در کنار خدا، پس از خدا برای ما شفاعت بخواه.
رابعاً، در آیات ۷۲ و ۷۳ سورﻩی مبارکـﻪی ص مـﻰخوانیم که:
فَإِذَا سَوَّﻳـْتُهُ, وَ نَفَخْتُ فِـﻴـهِ مِنْ رُّوحِی فَقَعُواْ لَهُ, سَـٰجِدِﻳـنَ ۞ ـئِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَفَسَجَدَ ٱلْمَلَـٰ ۞
پس چون او را استوار بپرداختم، و در آن از روح خود دمیدم برای او به سجده درافتید ﴿۷۲﴾ آنگاه فرشتگان همگی سجده کردند ﴿۷۳﴾
این سجده به معنای خضوع است و نه پرستش و عبادت انسان. مانند سجدﻩی پدر و مادر و برادران یوسف نبی، بر وی:
وَ رَفَعَ أَبَوَﻳـْهِ عَلَی ٱلْعَرْشِ وَ خَرُّواْ لَهُ, سُجَّداً
و پدر و مادرش را بر تخت برنشاند، و در پیشگاه او به سجده درافتادند ... ﴿۱۰۰﴾
یوسف
وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوۤاْ أَنْفُسَهُمْ جَآءُوکَ فَٱسْتَغْفَرُواْ ٱللهَ وَ ٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللهَ تَوَّاباً رَّحِـﻴـماً ۞
و اگر هنگامی که به خویشتن ستم کردند به نزد تو مـﻰآمدند و از خداوند آمرزش مـﻰخواستند و پیامبر هم برایشان آمرزش مـﻰخواست، خداوند را توبـﻪپذیر و مهربان مـﻰیافتند ﴿۶۴﴾
النساء
خداوند از رسولش مـﻰخواهد که برای بندگانش استغفار کند تا رحیم و تواب بودن خود را نشان دهد، یعنی خدا در اینجا منتظر استغفار پیامبر صلی الله علیه و آله است.
قَالُواْ ﻳـَـٰۤأََبَانَا ٱسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَآ إنَّا کُنَّا خَـٰطِئِـﻴـنَ ۞ قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّیۤ ۖ إِنَّهُ, هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِـﻴـمُ ۞
گفتند پدر جان برای گناهان ما آمرزش بخواه که ما گناهکار بوده ایم ﴿۹۷﴾ گفت به زودی برای شما از پروردگارم آمرزش خواهم خواست، که او آمرزگار مهربان است ﴿۹۸﴾
یوسف
آیا کمک خواستن از غیر خدا شرک است، در حالی که مـﻰدانیم همه به خداوند محتاجند و تنها بـﻰنیاز عالم خود خداست؟
ﻳـَـٰۤأَﻳـُّهَا ٱلنَّاسُ أَنْتُمُ ٱلْفُقَرَآءُ إلَی ٱللهِ ۖ وَ ٱللهُ هُوَ ٱلْغَنِیُّ ٱلْحَمِـﻴـدُ ۞
هان ای مردم، شما [نادار و] نیازمند به خداوند هستید، و خداوند است که بـﻰنیاز ستوده است ﴿۱۵﴾
فاطر
وَ مَا جَعَلَهُ ٱللهُ إلَّا بُشْرَیٰ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُم بِهِﮮ ۚ وَ مَا ٱلنَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ ٱللهِ ٱلْعَزِﻳزِ ٱلْحَکِـﻴـمِ ۞
و خداوند آن را جز مژدﻩای برای شما نکرد و تا دلهایتان به آن آرام گیرد؛ و پیروزی جز از سوی خداوند پیروزمند فرزانه نیست ﴿۱۲۶﴾
آل عمران
إِﻳـَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِﻳـَّاکَ نَسْتَعِـﻴـنُ ۞
[خداوندا] تنها تو را مـﻰپرستیم و تنها از تو یاری مـﻰخواهیم ﴿۵﴾
الفاتحة
یاری خواستن از غیر خدا به دو صورت محتمل است:
۱. از غیر خدا کمک بگیریم در حالی که فکر مـﻰکنیم او مستقل از خداست و نیازی به یاری خدا ندارد، این مصداق شرک است؛
۲. از غیر خدا بخواهیم که واسطه و شفیع بین ما و خدا شوند: و استعینوا بالصبر و الصلاة.
نهـﻰهایی در قرآن هست مبنی بر اینکه فقط در خانـﻪی خدا باشید، اینها به این دلیل است که کسی را همتای خدا ندانیم. کدام یک از ما فکر مـﻰکنیم که اهل بیت علیهم السلام، خالق ما هستند و زورشان از خدا بیشتر است؟!
اقسام شفاعت:
۱. شفاعت مغفرت به این معنی است که از بزرگان بخواهیم که برای ما از خداوند طلب مغفرت کنند؛
۲. چون شفاعت منحصر به آخرت نیست، و برای دنیا هم لازم است و نیز برای اینکه خودمان را حفظ کنیم، به کسی نیاز داریم که خود را برای او خالی کنیم و او بتواند دست ما را بگیرد، به این نوع شفاعت، شفاعت رهبری مـﻰگویند.
نتایج عملی شفاعت:
چندین هزار پروندﻩی پزشکی در سراسر دنیا وجود دارد که نشانگر معجزﻩی شفاگرفتن انسانها است، و میلیاردها انسان در طول تاریخ با شفاعت چیزهایی گرفتـﻪاند که غیرقابل انکار است. حال اگر قرار است شفاعت شرک باشد، چرا اهل بیت و امامزادگان علیهم السلام، قدرت دارند؟
|
|
|