با اينكه خداوند از وضع بندگان خود آگاه است چرا آنان را امتحان مي كند؟

 خداوند در قرآن مجيد مي فرمايد: او مرگ و زندگي را براي بشر آفريد تا آنان را آزمايش كند كه كدام نيكوتر هستند؟  در اينجا اين سؤال پيش مي آيد: تنها كسي نياز به امتحان دارد كه از وضع و سرانجام كار آگاه نباشد.

 خداوند كه آشكار و پنهان براي او يكسان است و چيزي در زمين و آسمان بر او مخفي نيست چه نيازي به امتحان بندگان خود دارد ؟!

 □  پاسخ: به طور اجمال بايد توجه نمود، كه امتحان درباره خدا، ‌هدف و معني ديگري دارد بشر بر اثر كوتاهي و نارسايي دانش خود براي كشف حقيقت، و رفع هر نوع ابهام ناچار است از در آزمايش وارد شود ولي از آنجا كه يك چنين حالتي براي خدا محال است و او در پرتو علم نامحدود خود از تمامي امور آگاهي دارد امتحان در مورد او باين معني معقول نيست بلكه امتحان كردن او به معني ديگر و براي اهداف ديگري است كه ذيلاً بيان مي شود:

 1)‌ هدف او از امتحان بندگان ؛‌ تربيت و پرورش استعدادهاي بندگان است.

توضيح اينكه روزي كه بشر، ديده به جهان مي گشايد در نهاد او يك سلسله استعدادها و امكانات شگفت انگيز وجود دارد، همه كمالات انساني و فضائل اخلاقي بصورت استعداد در كانون وجود او نهفته و سرشت او با آنها عجين و خمير شده است ولي اين كمالات بسان منابع زيرزميني است كه بدون وسائل مخصوص آشكار نمي شود و از مرحله قوه و استعداد به مرحله فعليت نمي رسند و بديهي است تا اين شايستگي ها به مرحله ظهور نرسند هرگز تكامل و فضيلت و بدنبال آن پاداش و ثواب وجود خارجي نخواهد يافت.

 یك چنين آزمايش به منظور تربيت انسانها و پرورش صفات عالي انساني در كانون وجود آنها انجام ميگيرد، و اگر اين تكليف و آزمايش ها نبود هرگز اين شايستگيها در كانون وجود انسان ظاهر و آشكار نميگشت و كسي مستحق پاداش و تقدير نمي گرديد.

اين حقيقت را امير المؤمنين علي عليه السلام در نهج البلاغه در يك جمله كوتاه و پرمعنا بيان كرده و ميفرمايد: هرگز نگوئيد خدايا از امتحان و آزمايش به تو پناه مي بريم زيرا در جهان كسي نيست كه آزمايش نشود بلكه به هنگام دعا بگوئيد خدايا از آزمايش گمراه كننده به تو پناه مي بريم (يعني از آن آزمايشهايي كه نتوانيم به وسيله آنها خود را كامل سازيم).

 سپس امام عليه السلام چنين توضيح مي دهد كه مقصود از امتحان و آزمايش كسب اطلاع و آگاهي نيست زيرا چيزي در جهان بر خدا مخفي نمي باشد بلكه : لِتُبَيِّنَ السّاخَطَ لِرِزْقِهِ وَ الرَّاضِي بِقِسْمِهِ وَ لِتَظْهَر الافعالِ الَّتي بِهَا يَسْتَحِقَّ الثَّوابَ وَ العقابَ

 « هدف اين است ،‌ كه آن صفات دروني مانند رضا و خوشنودي و يا غضب و خشم از بهره هاي خداداد، آشكار گردد و اين صفات باطني به صورت فعل و عمل خارجي تجلي كند تا استحقاق ثواب و عقاب و كيفر و پاداش صورت گيرد. »

 چنانكه ملاحظه مي فرمائيد ، امام عليه السلام هدف از امتحان را اين مي داند كه در سايه امتحان آن صفات دروني و استعدادهاي باطني به صورت فعل خارجي جلوه كنند و افراد بر اثر تجسم صفات دروني بصورت عمل و فعل خارجي شايسته پاداش و كيفر گردند و گرنه تنها با صفات دروني (بدون عمل خارجي) نه پاداش مي توان داد و نه كيفر نمود و در حقيقت تكاملي صورت نمي گيرد.

 بر گرفته از سايت : بنياد قرآن و عترت انسان و امتحان

 مقدمه :

 آری! راستش اينست که اولاد بشر از اول خلقت با طرز ريخت بادی جسم عمودی که دارد و به احسن صورت پيدا گشته و خليفهء خويش حضرت وی تعالی جل جلاله به روی زمين گردانيده تا برای دادن امتحان اساساً آماده بوده باشد در آنجا که خداوند جل جلاله پيشنهاد کشيدن بار امانت (طاعات) را به کوه ها و زمين و غيره نمود همه از ثقلت آن معذرت خواستند تنها آدم بود که قدم فرا  پيش نهاده و آماده قبول برداشت آن گرديد: « اِناَّ عَرَضنَا الاَمَانَةَ عَلَی السَّمَوَاتِ والاَرضِ وَالجِبَالِ فَاَبَينَ آَن يَّحمِلنَهَا وَ اَشفَقنَ مِنهَا وَ حَمَلَهَا الاِنسَانُ اِنَّهُ کَانَ ظُلُومَا جَهُولاَ » (احزاب/٧٢)

 ترجمه : هر آيينه ما پيش کرديم امانت را بر آسمانها و زمين و بر کوه ها، پس قبول نکردند که بردارند آنرا و ترسيدند از آن و برداشت آن را انسان و بود تاريک و نافهم (از ثقلت بار طاعت و رول گردانيهايش به صحنه های امتحان).

 اکنون که حکمت به ميدان آزمايش قرار گرفتن بشر را تا جای جسته جسته دانستند خوبست تا به اين حقيقت نيز بدانيم که به چه چيز انسان را امتحان می کنند؟ و قوای مخالف و موافق در صندوق جسم کدام است؟ و چطور ميتوان موفق شد که نيروی مخالف را يا نابود و يا به اصطلاح به ياری خداوند جل جلاله و رهنمونی اين رسايل مقدس و استادان صالح و رسيدهء آن به پاکی آراسته کنيم و برعکس قدرت ايمانی و روحانی را که يگانه وسيلهء ارتباط بنده با خداست جل جلاله هرچه بيشتر و زودتر قوی و قويتر گردانيم. بيشک اين حقايق را تا زمانيکه بر مبنای خرابی اصل فتنه و کارگردانی خود شخص وارد نشده باشد امکان کاميابی به آن کمتر ديده می شود به اين اساس ذيلاً نظر شما را به مطالب تحت عنوان انسان و امتحان می اندازيم.

 ١- آيا متوجه شده ايد ؟ که ابدان اشخاص مانند ماشين جمع آوری نيک و بد، دارای نيروهای فعال روح و نفس بوده و هريک برای جمع کردن خواسته های خود فعاليت در خور شان بشر به جهان داشته و مصروف جمع آوری اعمال خوب و خراب توسط محرکين خودها (ملک و شياطين) اند.

 ٢- آيا متوجه شده ايد ؟ که انسان را برخلاف همه موجودات چرا عمودی پيدا و جانداران ديگر را خواه در بحر يا بر، افقی خلق کرده اند؟

 بلی! تا به نيروی ايمان کامل ومعرفت تام خدا جل جلاله به اندازه صفائيت باطنی، دور از حربه های حملات و تلبيسات نفسی و شيطانی راست طرف بالا به اعلی عليين برود و اگر برعکس تحت تاثير جرقه های اغوای شيطانی و تقويه قوای مادی رفت و از راه های ناجايز به جمع آن شتافت و تا دام اخير دوام داد به اسفل السافلين فرو رود. نعوذ بالله!

 ٣- آيا متوجه شده ايد ؟ که در چنين صورت ها برای جذب اولاد بشر در اعلی عليين و در اسفل السافلين مقناطيس های موجود است و يا بعباره ديگر دعوت گران به انجذاب انسان در حق و باطل مقرر اند که رهنمايان دعوت به خدا جل جلاله و معرفت به حضرت کبريا جل جلاله پيامبران و اوليای عظام (رح) و نيکان و صلحای بشر باشند که اولاد آدم را بسوی حق خوانند بی شک در جنس بشر برگزيده گان خدای اکبر جل جلاله ايشان اند.

 ٤- آيا متوجه شده ايد ؟ هکذا نيروی ضد معرفت و خدا شناسی وانکار از عظمت کبريا جل جلاله با ديدن اين نندارتون (دنيا) عجيب پر از مليونها اسرار نيز دعوتگران مرئی و نامرئی که در حقيقت دوستان شياطين و از جنس بشر اند (دهريون وملحدين) بالنوبه تقرر دارند. امان به خداوند جل جلاله از مسلک و شر ايشان.

 ٥- آيا متوجه شده ايد ؟ که اين دو دعوت ضد و نقيض هميشه بوده و گاهی تصادمها بهم نموده اند که پارهء از صفحات تاريخ گواه اين مدعاست گويا روزگار اصلا بدون اين دو جريان قرار نمی گيرد و اگر بگوئيم که استقرار جهان بر اضداد است مبالغه نخواهد بود.

 خوشا به حال گروه  پاک روح که به دعوت خلق و آرامی شان در سايهء خدا شناسی کوشان بوده باشند. « فَطُوبَی لِلغُربَاء » (الحديث)

 پس نيکبختی و سعادت دارين برای کسانيست که در حال غربت اسلام فعاليت به شيوع توحيد وعدالت گستری داشته باشند.

 ٦- آيا متوجه شده ايد ؟ که انسان محتاج اليه روح و نفس است از آنجا که مسکن و تأمين حيات او همه و همه از خاک و مواد ارتزاقی اش به روی نفس و رفع حوايج آن به فرآورده های زمين ارتباط دارد و هکذا همقران (نزديکان) نفسی خصوصاً به عصر ما بيشتر شدت يافته است لذا احتياج به کمالات روحی و توجه به آن کمتر و حتی به ندرت محسوس گرديده بناءً به غفلت مزيد روبرو رفته اند.

 {هَدَاهُمُ اللهُ بِاَيدِينَا فِی کُلِّ وَقتِ وَحِينِ بِعَزِکَ يَا اَرحَمَ الرَّاحِمِين}

 ٧- آيا متوجه شده ايد ؟ چيزی که می توانست قدرت روحی را زودتر تقويه بخشد، و محتاج اليه روح اصلی شان گرداند، علم و انکشافات علمی بود، که در پرتو آن کمال صانع و رازق و خالق جل جلاله را درک کرده و بر عظمت و وحدت او هنوز هرچه بيشتر دروازهء معرفت را کوبيده باشند، با تأسف که برعکس به استفاده از فرصت، نفس و شيطان براولاد بشر غالب گرديده و علی الاقل به اقناع و جلوگيری نفس و مکائد شيطان از راه معرفتش علماً طوريکه قرآن رهنمونی کرده است نپرداختند.

 ٨- آيا متوجه شده ايد ؟ که در صندوق بدن انسان دو قوای (مثبت به نام روح و منفی به اسم نفس) در کشاکش اند و قوای روحی می خواهد او را به دستياری شرع و همکاری ملک شخص سليم بار آودره و به طرف عالم بالا کشاند و برعکس نفس او را جانب لذايذ دنيای فانی به همدستی های شياطين از راه های آدمخواری و خود پرستی ها و غيره تجاوزات به اسفل السافلين فرو برد.

 ٩- آيا متوجه شده ايد؟ که اين هر دو قوای روح و نفس از طرف نشرات خير به نام الهامات ملکی و از جانب نشرات شر به اسم وساوس شيطانی تقويت ها در هر وقت و آن می شود لذا کمتر انسانهای مغلوب گشتهء شيطان  و نفس به کمک خير برای همنوعان خود می شتابند.

 ١٠- آيا متوجه شده ايد ؟ انسان نظر به عقل منکشف که دارد در حال غلبهء شيطان به استفاده از نيرنگ ها و تزويرهای که استادش شيطان به او می آموزاند لباس گرگی و درندگی خود را به انواع حيل به رنگ صلاح و نيکويی نشان می دهد.

 ١١- آيا متوجه شده ايد ؟ که برای تثبيت اين حقيقت، اگر انسان پيرو نيروی قوای ملکی و تقويه قوای روحانی شد به اعلی عليين اوج گيرد و اگر پيرو نفس شوم و تلقينات شيطان ملعون گرديد به اسفل السافلين مستقر شود لذا او را برخلاف همه جانداران عمودی آفريدند.

 ١٢- آيا متوجه شده ايد ؟ قلب انسان که در حقيقت دستگاه تلويزيون فابريکهء بدن می باشد به حکم ميکروفون  و دهن شخص به مثل لودسپيکر است هرگاه به پشت ميکروفون قلب، ملک و الهامات ملکی جای يافت، از زبان و جوارح شخص همکاری نيک و بهبود اجتماع شنيده و ديده می شود و اگر شيطان متنفذ شد، همه کارهای شر و آدمخواريها از او به قول و فعل به ظهور ميرسد.

 ١٣- آيا متوجه شده ايد ؟ چرا ترک عادت موجب مرض می گردد زيرا که هر اعتياد نيک به اثر غلبهء قوای روحی و تلقينات ملکی به ميان آمده و هکذا عادت گرفتن به کارهای بد از اثر غلبهء نفس و وساوس شيطانی در شخص بروز و رشد می نمايد از آنجا که انتقال و تبديل يک ضد به ضد ديگر مشکل بوده و حتی بعضاً به اشخاص سست عنصر ناممکن نمايد، بناءً ترکش را موجب مرض گفته اند.

 ١٤- آيا متوجه شده ايد ؟ علت افقی بودن جانداران اهلی و غير اهلی به شمول طيور بری و بحری چه بوده که همه و همه را افقی و برعکس انسان را عمودی آفريدند؟ زيرا تا هر چه بيشتر و زودتر سر شان جانب آخور وخوراک که غايهء نهايی تخليق شان به استفاده از آن است، پايان گرديده و مايل باشند.

 ١٥- آيا متوجه شده ايد ؟ که انسان به دو فرصت بايد سر خود را طرف پايين فرو آورد :

 اول : برای تقويهء جسم وقت غذا خوردن .

 دوم : برای تقويهء روح زمان غذای معنوی و علمی فرا گرفتن.

 ازينجاست که برعکس خلقت بشر را جانب زير متمايل سازد، اما فلاح با کسانيست که بيشتر سرهای خود را به غرض فرا گرفتن علم و عمل و مطالعه اسرار اشيا نشيب نمايند.

 ١٦- آيا متوجه شده ايد ؟ انسان به حکم اکتر سينماست که در پرکردن فلم زندگی خويش رولگردانيهای به سزايی دارد و ملايک (کرام الکاتبين) هر دم از او و اعمال و اقوال و حتی نيات نيکش عکس برداريها کرده صوت و حرکات مربوط به آنرا ضبط می کنند که جزئی ترين صحنه يا قول نيک يا بد را فراموش نمی کند.

 « لاَ يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلاَ کَبيرَةَ اِلاَ اَحصَهَا » (کهف/٤٩)

 ترجمه : هيچ معصيت خورد و نه کلان است مگر که حساب می شود و احاطه شده است.

 ١٧- آيا متوجه شده ايد ؟ که مجموع نتيجهء اين جريان خوب يا خراب باعث درجات عالی او در جنت و يا اسباب تباهی شخص در سرای باقی به دوزخ گرديده به حکم علمنامهء « اِقرَأ کِتَبَکَ کَفَی بِنَفسِکَ اَليَومَ عَلَيکَ حَسِيبًا » (اسرا/١٤)

 ترجمه : بخوان کتاب يا عملنامه خود را که بس است برايت امروز که بر تو محاسبه می شودپاره يی از پيدايش، هنر و حکمت در آزمايش بشر

 مقدمه :

 چون به درک لزوم تجسس و دريافت قرب حضور او تعالی جل جلاله در رسالهء «انسان و اسرار قرب» تا جايی دانستيم بی مورد نيست که حکمت اين صحنه گردانيهای آزمون را دريابيم که چرا انسانها را به اين جهان برای دادن امتحان خلق کردند و منظور از سپری کردن دوران زندگی به اين دنيای فانی چه بوده و چه می باشد را نيز بخوبی دريابيم.

 زيرا اين حقيقت مسلم است چنانکه بشر هر دستگاه را ساخت ماهيت کار و اندازهء قدرتش را هم دانست پس خدای عظيم از بدو خلقت طرز تفکر و تثبيت جهت را که انسان به اختيار خويش انتخاب می کرد، نيز ميدانست که قرآن کريم از آن به خبر « فَرِيقٌ فِی الجَنَةِ وَ فَرِيقٌ فِی السَعِيرِ » اشارت نموده است.  (شوری/٧٩)

 ترجمه : گروهی در جنت اند و جمعی در دوزخ.

 و ازفحوای آيه مبارکه به خوبی تمام روشن است ولی انسان اگر در اول خلقت به آن جهان می بود به اين حقيقت اعتراف نمی کرد و در برابر برادران نيک و صالح خود که ايشان از جنس او بودند قانع نمی شد لذا خدای متعال برای روشن کردن « وَ لَمَا يَعلَمِ اللهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنکُم وَ يَعلَمَ الصَبِرِينَ» آدم عليه السلام و ذرياتش را بدينجا آوردند.

 ترجمه : تا آنکه خدای متعال به علم مشاهداتی خويش مجاهدت و صابريت مؤمنان را مقيد به زمان و مکان ببينند. (آل عمران/١٤٢)

 بناءً اين دار پر جار و جنجال را طوری آفريد که از يک طرف با ديد طی مدارج تکامل به فصول اربعه و غيره، تثبيت جهتش صورت گيرد و از جانب ديگر به پرکردن فلم زندگی خود هر واحد از اولاد بشر قانع بوده اضافه طلبی ننمايد.

 اينک به مطالب يا سوال و جوابهای توأم به اين موضوع را تحت مداقه نظر قرار دهند.

 ١- آيا متوجه شده ايد ؟ هرگاه ذات عظيم با عظمت و حشمت او جل جلاله اولاد بشر را در سرای باقی و سرمدی خلق می کرد با داشتن خاصيت عدالت بايد همهء شان دارای يک سويه بوده و به نظام مساويانه حيات را به استفاده از لذايذ مأکولات و مشروبات و ملبوسات سپری نموده زيست می کردند در چنين صورت البته انواع تخليق و شخصيت های دارای لياقت کامل و خلوص تمام با صدها اسرار ديگر همه و همه معطل می ماند، زيرا به زندگی يکنواخت ساحهء آفرينش بايد يکسان می بود به اين صورتها نمايشگری کمال صانعيت و ابداع و ايجاد او جل جلاله با غيره صفات محدود می گرديد.

 ٢- آيا متوجه شده ايد ؟ در حال آرامی و خوشکامی هر واحد از انسان ها با ديد آن همه قدرت و عظمت و جلال و حشمت او تعالی جل جلاله در سرای ابد به وی جل شانه از مخلصين کامل و صادق خود را می نمودند، لذا خدای متعال برای تمييز مراتب مخلصين واقعی از ادعاداران کاذب و مقلد، اين صحنه های گير و دار را خلق و در ادوار زمان او را به اثر الهامات ملکی و وساوس شيطانی به معرض آزمون قرار داده است تا مخلصين از مدعيان دروغين در برابر شدايد تمييز گردند.

 ٣- آيا متوجه شده ايد ؟ که با چنين شاه عظيم و کريم و عليم و قديم جل جلاله به راستی مناسب نبود و نيست که هر لايق و نالايق بر خوان قرب حضرت حنان و منان او جلت عظمته نشسته و بدون کوچکترين ثبوت اخلاص و علاقهء علمی کامل به حضرت ذات او جل جلاله، مالک دريافت قرب حضور وی  جل جلاله می گرديد.

 ٤- آيا متوجه شده ايد ؟ لذا اين دار ابتلا را با اين همه نشيب و فراز و وساوس شياطين جنی و انسی وغيره اسباب مغشوش کننده ديگر خلق کرده وانسان را به حکم راکت در آن رها و او را مخير به تعيين جهت با داشتن عقل منکشف و رهنمای قرآن دست ناخورده اسلام و ذوات شريف انبيا عليه السلام و اوليای کرام (رح) قرار داده است.

 ٥- آيا متوجه شده ايد ؟ که ته تنها مراد از پيدايش بشر بدين سرای، برای طی صحنه های آزمون بوده، بلکه برای مطالعهء اقسام و انواع قدرت ذات لايزالی اوست تا به دقت بنگرد که از اشيای ناچيز اين همه اقسام و انواع موجودات جاندار و بی جان، بازهم دارای خواص و الوان و مدارج تکامل مخالف يکی بعد ديگر، آن را ديده و پی بر کمال تصرف، عظمت و قدرت تامه او تعالی جل جلاله برده وازين طريقهء آسان و عبادت بدون قيد و شرط معرفت کامل به او جل جلاله حاصل نموه باشد.

 ٦- آيا متوجه شده ايد ؟ که حقيقت درک اين کيفيت از مشاهدهء اشيا و تصرف ذات او تعالی جل جلاله بر همهء آنها چقدر که زيادت يابد اولين علامت قرب بشر را به وی جل جلاله چنان مستحکم و تنوير می بخشد که به عين اليقين ميداند آن خدای که از خاک ناچيز و غيره اشيای بی ارزش اين همه مصنوعات و مخلوقات گوناگون بيافريند او حتماً از جنس بهتر، اشيای هزاران بار افضلتر و نيکوتر را خلق کرده و می نمايد (جنان) .

 ٧- آيا متوجه شده ايد ؟ که ازين معرفت يقيناً اين واقعيت نيز به انسان حاصل می گردد آن ذات که برای شش تا هشت ماه بهار و تابستان و تيرماه و غيره ايام را به هر سال، خوشگوار خلق نمايد برای ابد نيز می تواند که اين فصول را مستدام گرداند. و هکذا برای (٣٠ تا ٤٠) سال انسان را جوان وتازه بدارد، يقين است برای ملياردها سال نيز چنين باقی داشته می تواند.

 ٨- آيا متوجه شده ايد ؟ پيدايش انسان به اين صحنه های امتحان و انتها رفتن او به آن سرای باقی و توصلش به ديدار حضرت وی تعالی جل جلاله که هيچ چشم نديده و هيچ گوش نشنيده دارای چندين حکمت بوده و هست.

 ٩- آيا متوجه شده ايد ؟ اولين حکمت مشاهدهء انواع نعما و تصرف بر اکثر اشيا در اين سرای که به انسان ها مفت و رايگان داده شده اينست بايد بشر به خوبی تمام اين لطف حضرت او جل جلاله را بداند که از سر چشمهء الرحمانی به ما اعطا گرديده بنابرين لازمست تا به جلب فضل بيشتر حضرت او جل جلاله از راه اعمال صالحه همت گماشته باشيم تا به اين کار ها از دريای بيکران الرحيمی او برای هميشه بهره مند گرديم و اينست راز همهء قرآن کريم که در بسم الله الرحمن الرحيم گنجانيده است.

 ١٠- آيا متوجه شده ايد ؟ که نه تنها انسان برای آزمايش تثبيت شهودی صحنه های عملی اتخاذ تصميم خويش در مشاهدهء اين همه نعما در بحروبر و غيره افلاک ديگر پيدا شده، بلکه مراد از تعيين جهت و گرفتن محبت با خالق جل جلاله يا مخلوق بوده ودر عين حال بايد ظاهراً کمالات حضرت وی تعالی جل جلاله را نيز در پرتو اين اشيا که برای ظهور و ثبوت جمال و کمال حضرت لايزالی او جل جلاله است دانسته و از آن نورانيت به ايمان خود اضافه کرده باشيم.

 ١١- آيا متوجه شده ايد ؟ که حکمت از پيدايش ما انسانها و به معرض امتحان قرار دادن، برای لطفهای بيشتر و تمامتر هر دو جهان بعد از قبول اندک کشمکش با نفس و شيطان باشد، تا شايستهء صفائيت و لياقت گرديم و قابل پذيرفتن حضور ذات او جل جلاله شويم.

 ١٢- آيا متوجه شده ايد ؟ که چانس يافتن ثروت و قدرت و غيره تصرفات بيجا چون انداختن دانه پيش مرغها يا مورچه ها و يا گذاشتن توتهء گوشت پيشروی حيوانات وحشيست، زيرا او گمان می کند که اين را مفت يا به اثر تلاش که در راه پيش روی خود داشت يافته است ولی در حقيقت شخصی آنرا به مسير راهش گذاشته و او را چانس داده است، و اين چنين استعداد دريافت ثروت و قدرت و دانش از وی تعالی جل جلاله بغرض آزمون ماست.

 ١٣- آيا متوجه شده ايد؟ که نه تنها خلق اين موجود (انسان) به غرض دادن امتحان انجام می پذيرد بلکه حکمت های عجائب و غرائب بلانهايه هم از ديدن و مشاهده کردن انواع موجودات  حيه و بی جان و آثار گوناگون در هر فصل و زمان و رسيدن آنها به فصول اربعهء متوالی که هر يک دارای چه اسرار و راز اند همه و همه يکی بعد ديگر ثابت کننده و نشان دهندهء کمال و قدرت آن خالق اکبر جل جلاله بوده و می