اصالت و پوشش بانوان در اسلام
اصالت و پوشش بانوان در اسلام
استاد مربوطه :
حجت الاسلام محسن زاده
گرد آورنده :ليلا محبتي
بهار86
فهرست
پيشگفتار
اصالت پوشش اسلامي ........................................................................... 3
واژه حجاب ....................................................................................... 4
سيماي حقيقي مسئله حجاب ...................................................................... 6
مصلحت انديشي و تعصبات بي جا ............................................................. 7
قانون ملازمه ميان روابودن نگاه و واجب نبودن پوشش ................................ 9
پوشش بانوان در برابر مردان نامحرم .......................................................... 10
اصل وجوب پوشش ............................................................................ 10
اقوال فقها در كتاب نكاح ...................................................................... 10
اقوال فقها در مقدار پوشش واجب ............................................................ 11
پوشش مو ...................................................................................... 12
مسئله اضطرار ................................................................................ 12
مسئله چادر .................................................................................... 13
پوشش بانوان در برابر خواستگاران ......................................................... 15
پوشش زنان پيروسالخورده .................................................................... 17
پوشش بانوان در عكس وفيلم .................................................................. 18
پوشش زنان غير مسلمان ...................................................................... 19
تماس بدني و مصافحه با بانوان نامحرم ...................................................... 20
پوشش بانوان در برابر مردان محرم ............................................................ 21
محرمان نسبي و فتواي مشهور فقها .......................................................... 21
محرمان سببي و فتواي مشهور فقها .......................................................... 21
پوشش مادرزن در برابر داماد ................................................................ 22
پوشش بانوان در برابر همسران .............................................................. 22
مباحث گوناگون ................................................................................. 24
بعضي از آداب جامه پوشيدن ............................................................... 24
پوشيدن لباسي كه مخصوص زنان است همچنين لباسي كه مخصوص مردان است ..... 24
پوشيدن لباس مردان توسط زنان ............................................................ 25
پوشش بانوان در برابر پسران نابالغ ........................................................ 25
جامه هايي كه پوشش آنها حرام است ....................................................... 26
سؤال : مگر خداوند در قرآن نفرموده که زنها در انتخاب نوع حجاب آزاد هستند؟ پس چرا چادر را به دختران جوان تحمیل میکنند؟ .................................................. 27
منابع و مآخذ .................................................................................... 33
اصالت پوشش اسلامي
اين كه پيدايش پوشش براي بشر، به چه عصر و دوره اي برمي گردد و سيرتكامل و تحول كمي و كيفي آن چگونه بوده است، به مطالعات فراوان و همه جانبه اي نيازمند است؛ ولي نمي توان از بررسي اين امر خودداري نمود كه براساس نوشته هاي برخي از مشاهير شرق و غرب، پوشش بانوان مسلمان، فاقد اصالت قرآني و اسلامي است . در تاريخ تمدن ويل دورانت مي خوانيم:
به دوران پيامبر و قرن اول هجري، زنان مسلمان با كمال آزادي، بدون حجاب از خانه ها بيرون مي شدند .
جواهر لعل نهرو نيز در يكي از نامه هاي خود به دخترش مي نويسد:
در ميان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت . زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ايشان زندگي نمي كردند، بلكه در اماكن عمومي حضور مي يافتند، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه مي رفتند و حتي خودشان به وعظ و خطابه مي پرداختند . اما عرب ها نيز براثر موفقيت ها، تدريجاً بيش از پيش، رسمي را كه در دو امپراطوري روم شرقي و امپراطوري ايران وجود داشت اقتباس كردند . عرب ها امپراطوري روم را شكست دادند و به امپراطوري ايران پايان بخشيدند، اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند اين امپراطوري ها گشتند، به قراري كه نقل شده است، خصوصاً براثر نفوذ امپراطوري قسطنطنيه و ايران بود كه رسم جدايي زنان از مردان و پرده نشيني ايشان در ميان عرب ها رواج پيدا كرد .
به نظر مي رسد سخن نهرو بيشتر ناظر به افراط گرايي هاي آن دسته از مسلماناني است كه زنان را در خانه حبس كرده اند و مانع ازهرگونه آمد وشد آنان به محيط بيرون مي شدند . به هر حال اگر اين گونه افراد درصدد انكار اصالت پوشش اسلامي و معرفي آن به عنوان پديده اي كه پس از گذشت صدراسلام، وارد مسلمان شده است، بايد گفت: اين سخن وتحليل ناشي از عدم آشنايي آنان با نصوص قرآني و واقعيات تاريخي و اجتماعي صدر اسلام است . در قرآن مجيد به گونه اي صريح آمده است:
و به زنان با ايمان بگو! ديدگان خويش را از نامحرمان فروبندند و دامن هاي خود را حفظ كنند و زينت هاي خود را جز آنچه نمايان است آشكار نسازند و ايشان بايد روسري هاي خود را بر گريبان هاي خويش فرواندازند و زينتشان را آشكار نسازند، جز براي همسرانشان يا پدرانشان يا .... .
در اسباب النزول سيوطي نيز پيرامون نزول آيه ي مزبور به نقل از جابربن عبدالله ، آمده است :
گروهي از زنان بر اسماﺀ بنت مرثد كه در نخلستان خود به سر مي برد وارد مي شدند در حالي كه فاقد پوشش كافي بودند و اين موجب مي شد خلخال هايي كه به پا داشتند و نيز سينه ها و موهاي آنان آشكار شود . روزي اسماء گفت: چقدر اين وضعيت زشت است! از اين رو خداوند آيه ي ð وقُُُل لِلمُؤمِناتِ...ï را نازل فرمود .
بنابرروايتي كه در برخي منابع اهل سنت آمده است ، عايشه ، زنان انصار را چنين ستايش مي كرد :
ما رايتُ نساء خيراً من نساءِ الانصار، لما نَزَلَت هذه الاية : ð وَ قُل لِلمؤمِناتِ يَغضُضنَ مِن أبصارِهُنَ... ï قامت كل واحدةٍٍ منهُنّ إلي مرطها المرحل... فاختمرن، فأصبحن كان علي رؤسهن الغربان؛ من بهتر از زنان انصار نديدم ، همين كه آيه ي ð وقُُُل لِلمُؤمِناتِ يَغضُضنَ...ï فرود آمد هر يك از ايشان به سراغ روپوش پشمين خود رفت و روسري هاي مشكي به سر كردند به نحوي كه گويا برسر آنها كلاغ نشسته است .
واژه ي حجاب
در ميان مباحث فقهي و تفسيري، به دو واژه ي "ساتر" و "حجاب" برمي خوريم . واژه ي نخست يك معنا بيش ندارد و آن پوشش است ، ولي واژه ي دوم در دو معناي پوشيدن و پوشش استعمال شده است . چنانكه ابن منظور مي نويسد:
الحجابُ: الستر ... و اسمُ ما احتجب به، و كلّ ما حالَ بين شيعئينِ حجاب؛
حجاب به معناي پوشانيدن ... اسم چيزي كه پوشانيدن با آن انجام مي گيرد، مي باشد و هر چيزي كه ميان دو چيز جدايي بيندازد حجاب است .
و نيز مي گويد:
هر چيزي كه مانع از چيز ديگر شود ، او را حجب نموده است . چنانكه در باب ميراث ، اخوه ، حاجب مادر شده ، موجب مي شوند سهم مادر از ثلث به سدس تقليل يابد .
فيروزآبادي نيز در سخني مشابه مي نويسد:
حجَبه حجباً و حجاباً: سَتَره ... الحجابة و الحجاب: ما اُحتُجب به.
حاصل گفتار اين دو لغوي آن است كه : واژه ي مورد بحث گاهي در مفهوم مصدري و در چيزي كه ميان دو شيء جدايي انداخته ، مانع از رسيدن آن دو به يكديگر شود . چنانكه قرآن مجيد درباره ي بهشتيان و دوزخيان مي فرمايد :ð وَ بَينهُما حِجابٌ ï .
راغب مي نويسد: مقصود از حجاب در اين آيه آن چيزي است كه مانع از رسيدن لذت بهشتيان به اهل آتش و مانع از رسيدن آزار و اذيت اهل آتش به بهشتيان مي شود .
معني دوم عام است و مي تواند داراي مصاديقي مانند: ديوار، لباس ، پرده و ... باشد چون با همه ي اينها حالت منع محقق مي شود . با اين توضيح روشن مي شود كه سخن استاد مطهري پيرامون واژه ي مورد بحث تا حدودي مورد مناقشه است . وي مي نويسد:
كلمه ي حجاب، هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب . بيشتر استعمالش به معني پرده است . اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد كه پرده ، وسيله ي پوشش است و شايد بتوان گفت كه: به حسب اصل لغت هر پوششي حجاب نيست . آن پوشش، حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن، صورت گيرد .
زيرا چنانكه از عبارت هاي واژه شناسان دانسته شد، اولاً: معناي دوم حجاب، عام است و پرده، تنها يكي از مصاديق آن است و ثانياً: به حسب اصل لغت مي توان هرگونه پوشش را حجاب دانست . به هر حال واژه ي مزبور در بسياري از نصوص به معناي دوم به كار رفته است؛ از باب نمونه در روايتي كه آن را عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل مي كند، آمده است:
رسول خدا فرمود: پروردگارم مرا به سفر شبانه ( معراج ) برد و از پشت مانع به من وحي كرد، آنچه را وحي كرد .
در پاره اي از نصوص نيز هر دو معنا مي تواند مقصود باشد؛ براساس روايتي كه صاحب تأويل الآيات به سند خود از ابوذر و او از پيامبر نقل مي كند . حضرت، ضمن فضايلي كه براي علي ( ع ) برشمرده، فرموده است : اي ابوذر! اگر علي نبود حق از باطل و مؤمن از كافر آشكار نمي شد، زيرا او بر سر مشركان زد تا اسلام آورند و خداوند پرستش گرديد و اگر اين امر نبود پاداش و كيفري در كار نبود و از ناحيه ي خداوند چيزي كه پوشاننده ي كيفر و منع كننده ي از آن باشد وجود نداشت و او حجاب وستر است .
گزاره ي اخير مي تواند اشاره به اين مفهوم باشد كه شناخت پيدا كردن مردم به حقانيت علي و استواري راه او مي تواند مانع از كيفر الهي و موجب پوشانيدن آن شود . بنابراين به نظر مي رسد، معادل دقيق اصطلاح "پوشش" در زبان عرب واژه ي "ساتر" است .
سيماي حقيقي مسئله حجاب
حقیقت امر این است که در مساله پوشش- و به اصطلاح عصر اخیر حجاب سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان ؟ روح سخن این است که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد ؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را به استثنای زنا ببرد یا نه ؟
اسلام که به روح مسائل مینگرد جواب میدهد : خیر، مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین میتوانند اززنان به عنوان همسران قانونی کامجویی کنند ، اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است . و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع میباشند .
درست است که صورت ظاهر مساله این است که زن چه كار کند ؟ پوشیده بیرون بیاید یا عریان؟ یعنی آن کس که مساله به نام او عنوان میشود زن است و احیانا مساله با لحن دلسوزانهای طرح میشود که آیا بهتر است زن آزاد باشد یا محکوم و اسیر و درحجاب ؟ اما روح مساله و باطن مطلب چیز دیگر است و آن اینکه آیا مرد باید دربهرهکشی جنسی از زن، جز از جهت زنا ، آزادی مطلق داشته باشد یا نه ؟ یعنی آن که دراین مساله ذی نفع است مرد است نه زن ، و لااقل مرد از زن در این مساله ذینفعتراست . به قول ویل دورانت:
«دامنهای کوتاه برای همه جهانیان بجز خیاطان نعمتی است.»
پس روح مساله ، محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع ، یا آزاد بودن کامیابیها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع است . اسلام طرفدار فرضیهاول است .
از نظر اسلام محدودیت کامیابیهای جنسی به محیط خانوادگی و همسرانمشروع ، از جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک میکند ، و از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین میگردد ، و ازجنبه اجتماعی موجب حفظ و استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماع میگردد ، و از نظروضع زن در برابر مرد ، سبب میگردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود .
فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است . بعضی از آنها جنبه روانی دارد وبعضی جنبه خانه و خانوادگی ، و بعضی دیگر جنبه اجتماعی ، و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او .
حجاب در اسلام از یک مساله کلیتر و اساسیتری ریشه میگیرد و آن این استکه اسلام میخواهد انواع التذاذهای جنسی ، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر، بهمحیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد ، اجتماع منحصرا برای کارو فعالیتباشد . بر خلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت جوییهای جنسی به هم میآمیزد اسلام میخواهد این دو محیط را کاملا از یکدیگر تفکیک کند .
مصلحت انديشي و تعصبات بي جا
بعضي براين باورند كه بايد در مسائل مربوط به بانوان به ويژه مسئله ي پوشش با شدت برخورد كرد و لااقل بخشي از احكام ترخيصي آنها را مسكوت گذاشت؛ از نگاه اين افراد مصلحت ايجاب مي كند لااقل وضع موجود را حفظ كنيم و ابزار برخي حقايق، بهانه به دست كساني كه دنبال زير پا گذاشتن احكام و ارزش هاي ديني هستند، ندهيم .
در مقابل گروه ديگري براين باورند كه اسلام دين فطرت و عقلانيت و منطبق بر نيازهاي حقيقي بشر است و اگر احكام آن به صورت ناب و به دور از پيراهه ها و خرافات و فارغ از سليقه ها تبيين شود، اقبال و رويكرد به آن بيشتر و تمايل بدان محسوس تر خواهد شد .
به نظر مي رسد جامعه ي ما در امور مربوط به بانوان به خصوص در امر پوشش دچار افراط و تفريط شده، بعضي واجبات را سبك شمرده، آنها را ضايع كرده اند، عده اي نيز از حدود و احكام الهي پا فراتر نهاده رخصت ها و مباح ها را ممنوع كرده اند و به اصطلاح كاتوليك تراز پاپ شده اند و اين در حالي است كه قرآن به صراحت مي گويد:ð قل أيُها الَذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَينَ يَدَيِ اللهِ وَ رَسُولِهِ ïاي كساني كه ايمان آورده ايد، از خدا و پيامبرش جلو نيفتيد .
بايد در مباحث مربوط به بانوان به ويژه مقوله ي پوشش با سعه ي صدر و با دور از تمايلات و سليقه هاي فردي نگريست . امر مهمي كه در نگاهي وسيع تر از جمله آموزنده هاي پيشوايان دين و مذهب است . مضمون روايت زير تأكيدي است بر ضرورت اجتناب از تنگ نظري ها و تعصبات بي جا در امر پوشش؛ شيخ كليني به سند خود از حكم بن عتبه نقل مي كند:
بر امام باقر( ع ) وارد شدم در حالي كه در خانه اي مرتفع به سر مي برد و پيراهني تروتازه و عبايي رنگين بر تن داشت به گونه اي كه رنگ عبا بر شانه ي حضرت عصر گذاشته بود، من به خانه و سرو وضع امام مي نگريستم كه حضرت فرمود: حكم! در اين مورد چه مي گويي؟ عرض كردم: انتظار نداشتم درباره ي پوششي كه بر تن شما مي بينم، سخني بگويم . پيش ما چنين كاري از كسي سر مي زند كه در عنفوان جواني باشد! امام فرمود: حكم! چه كسي زينت خدا كه آن را براي بندگانش آفريده و روزي هاي پاك را حرام نموده؟! و اين پوشش از جمله زينت هايي است كه خداوند براي بندگان خود آفريده . و اما خانه اي كه مي بيني، خانه ي همسرم مي باشد كه به تازگي با وي عروسي نموده ام و خانه ي خودم همان است كه مي شناسي .
پس در هر برهه از زمان برمحققان اسلامي است كه با پرهيز از اعمال سليقه هاي فردي و بدون تأثر از فضاهاي به وجود آمده احكام ناب اسلامي را معرفي كنند و اين مهم را فداي مصلحت انديشي هاي بي جا ننمايند .
قانون ملازمه ميان روا بودن نگاه و واجب نبودن پوشش
در مورد اينكه آيا ميان روا بودن نگاه و واجب نبودن پوشش ملازمه اي وجود دارد يا نه؟ بعضي گفته اند: بين روا بودن نگاه با واجب نبودن پوشش ملازمه است، يعني هرجا به مرد اجازه ي نگاه داده شده بر زن پوشاندن آن واجب نيست .
بايد گفت در بسياري موارد دستور صريحي درباره ي پوشش وارد نشده، ولي از اين كه در اين موارد نگاه كردن مرد مجاز شمرده شده مي توان واجب نبودن پوشش را استفاده كرد . با وجود اين در پاره اي موارد ميان روا بودن نگاه و واجب نبودن پوشش، ملازمه نيست . در صورتي كه قصد لذت و ريبه اي در كار نباشد، نگريستن به زنان باديه نشين و زنان غيرمسلمان جايز است؛ ولي اين امر به معناي واجب نبودن پوشش برآنان نيست . بنابراين ميان اين دو حكم، ملازمه ي كلي برقرار نيست و لازم است حكم هر مورد را با توجه به نصوص و شواهدي كه دارد مورد بررسي قرار داد .
همانگونه كه ميان حرمت نگريستن و وجوب پوشش نيز ملازمه ي كلي وجود ندارد . از باب مثال نگريستن شخص نامحرم به درون خانه ي ديگران، حرام است، چنانكه در روايتي كه شيخ صدوق از پيامبر نقل مي كند، آمده است:
من اطّلَع في بيت جاره، فنظر إلي عورةِ رجلٍ أو شعر امرأةٍ أو شيء من جسدها، كان حقاً علي الله أن يُدخِلَه النارَ مع المنافقين ... و لا يَخرُج من الدنيا حتي يَفضحَه اللهُ؛
شخصي كه بر خانه ي همسايه ي خود آگاهي بيابد و به شرمگاه مردي يا موي زني يا بخشي از بدن او بنگرد، بر خداوند حق است او را همراه با منافقين وارد دوزخ كند ... چنين شخصي تا خداوند او را رسوا نكرده از دنيا بيرون نمي رود .
با وجود اين براهل آن خانه پوشيدن بدن واجب نيست . همچنين ممكن است نگريستن زن به بدن مرد حرام باشد، ولي بر مرد واجب نباشد بدن خود - غير از شرمگاه - را از او بپوشاند .
پوشش بانوان در برابر مردان نامحرم
> اصل وجوب پوشش
فقها با چشم پوشي از پاره اي از اختلافات در كم و كيف پوشش هيچ اختلافي در اصل وجوب آن بر بانوان در برابر مردان نامحرم ندارند و بي گمان اين حكم مورد اجماع همه ي علماي اسلام است؛ علامه ي حلي مي نويسد:
بنابر اجماع دانشمندان شهرها، عورت زن عبارت است از همه ي بدن او به جز چهره، به جز ابابكربن عبدالرحمن بن هشام كه گفته است: همه ي بدن زن، حتي ناخن هاي او عورت است . و اين سخن به اجماع، مردود است . اما دو دست نيز از نظر همه ي علماي ما مثل چهره است و فتواي مالك وشافعي و اوزاعي و ابوثور نيز همين است ... ولي احمد و داود گفته اند: دو دست از عورت است .
نيز در مبحث لباس نمازگزار از كتاب ارشاد الاذهان مي نويسد:
همه ي بدن زن جز چهره، دو دست و قدم هاي او عورت است .
صاحب المحرر في الفقه نيز هنگام بحث از وجوب پوشش عورت در نماز گفته است:
عورت در مورد مرد عبارت است از شرمگاه پيش و پس و بيضتين و در مورد زن و خنثي عبارت است از همه ي بدن جز چهره، دو دست و قدم ها .
گرچه بحث اين فقها و ديگران در خصوص پوشش واجب در حال نماز است ولي بايد گفت با توجه به دو نكته ي روشن از نگاه فقها وجوب پوشش در برابر مردان نامحرم در غير از حالت نماز نيز امري مسلم است، زيرا ايشان از يك سو در بيان مقصود خود تعبير به عورت كرده اند و از سوي ديگر بر وجوب پوشانيدن عورت از نامحرمان تأكيد نموده اند .
عالمان فقه، در مبحث نكاح نيز بر حرمت نگريستن مردان به زنان نامحرم - به غير از چهره و دستان آنان - اتفاق نموده اند .
> اقوال فقها در كتاب نكاح
شيخ در مبسوط مي نويسد:
لا تحلّ للأجنبيّ أن يَنظرإلي أجنبيّةٍ لغيرِ حاجةٍ و سَببٍ، فًنظرُه إلي ماهو عورةٌ منها محظورٌ، و إلي ما ليس بعورةٍ مكرورهٌ، و هو الوجهُ و الكفّان؛
مرد نمي تواند بدون حاجت و سبب به زن نامحرم بنگرد . نگريستن او به قسمت هايي از بدن او كه عورت است، حرام و به آن قسمت كه عورت نيست يعني چهره و دو دست مكروه مي باشد .
ابن ادريس حلي نيز مي گويد:
براي مرد جايز نيست در حالت اختيار به زن نامحرم بنگرد، ولي نگريستن به او به سبب ضرورت يا حاجت، رواست .
اين حكم از نظر فخرالمحققين مورد اجماع علماي اسلام و از نگاه صاحب جواهر از احكام ضروري دين و مذهب است .
> اقوال فقها در مقدار پوشش واجب
برخلاف اصل وجوب پوشش بانوان در برابر مردان نامحرم كه جاي بحث نبود، مقدار و اندازه ي آن تا حدودي مورد بحث و گفتگو است و دراين زمينه با اقوالي چند روبه رو هستيم . خاستگاه اين اقوال نيز از اختلافي است كه ميان فقها درباره ي مواضع مورد استثنا از حكم وجوب پوشش واقع شده است كه با جست و جو در متون فقهي به چهار قول ذيل برمي خوريم:
1. بر زن پوشانيدن همه ي بدن، جز چهره و دو دست، واجب است؛ مي توان اين قول را به بيشتر قريب به اتفاق فقهاي اسلام نسبت داد . در متون فقهي شيعه، كلمات شيخ در مبسوط ، علامه در قواعد و تذكره ، فخرالمحققين در ايضاح النافع، صهرشتي در اصباح الشيعه و محقق در شرايع، ظاهر، بلكه صريح در اين قول است .
2. بر زن پوشانيدن همه ي بدن، جز چهره و دو دست، واجب است؛ اين قول به گفته ي علامه حلي، مختار ابابكربن عبدالرحمن بن هشام و به گفته ي صاحب جواهر، مختار فاضل مقداد است؛ نيز اين قول از عبارتي از فيض كاشاني در تفسير صافي ظاهر مي شود .
3. بر زن پوشانيدن همه ي بدن، جز چهره و دو دست، واجب است . اين قول از سوي احمد بن حنبل و داود ابراز شده و در ميان شيعيان طرفدار ندارد .
4. بر زن پوشانيدن همه ي بدن، جز چهره و دو دست، واجب است . بر طبق عبارتي از علامه، اين قول از ابوحنيفه ، ثوري و مزني ، ظاهر مي شود .
> پوشش مو
ممكن است گمان شود با صحه گذاردن بر استحكام دليل هاي قول اول و پذيرش آن تنها وجوب پوشيدن چهره و دو دست ثابت مي شود و مسئله ي پوشش مو مسكوت مي ماند؛ بي ترديد موي زن از زينت هاي بارز او محسوب مي شود . در روايتي كه شيخ كليني به سند خود از امام صادق نقل مي كند آمده است:
إذا أراد أحدكم أن يتزوّج، فَليَسأَل عن شَعرِها كما يَسألُ عن وجهِها؛ فإِنّ الشعر أحد الجمالين؛
هرگاه شخصي از شما تصميم به ازدواج گرفت، از موي دختر مورد نظر پرس وجو كند، چنان كه از چهره اش پرس وجو مي كند، زيرا مو يكي از دو زيبايي است .
بنابراين بي گمان عموم ð وَ لايُبدِينَ زَينَتَهُنَّï شامل مو نيز مي شود . افزون براين بر طبق روايت صحيحه اي كه پيش تر از قول احمد بن ابي نصر بزنطي خوانديم، امام رضا به حرمت نگريستن به موي خواهر زن تصريح نمود .
> مسئله ي اضطرار
آنچه تاكنون در مورد مسئله ي پوشش گفتيم، حكم اولي و مربوط به حالات عادي و عدم اضطرار بود و اما در صورت بروز اضطرار و حالات غيرعادي، اين حكم بسان ديگر احكام وضعيت ديگري پيدا مي كند، چرا كه براساس شماري از آيات قرآن از جمله آيه ي 173 از سوره ي بقره و آيه ي 3 از سوره ي مائده، بسياري از آن چه در حالات عادي حرامند مانند خوردن مردار و خون و گوشت خوك، در حال اضطرار حلالند . در روايتي از امام صادق مي خوانيم:
از آنچه خداوند حرام نموده است، چيزي يافت نمي شود، مگر آن را براي شخص مضطر، حلال كرده است .
حكم پوشش نيز از اين قاعده مستثنا نيست؛ چنان كه شما در خور توجّهي از فقها به اين امر تصريح كرده اند . البته روي سخن ايشان به جواز نگريستن به زن در مواقع اضطرار است، ولي بي ترديد اين حكم مستلزم عدم وجوب پوشش در اين مواقع است، چرا كه بدون آن رفع اضطرار نمي شود . شيخ طوسي در اين باب مي نويسد:
براي مردم روانيست بدون حاجت و سبب، به زن نامحرم بنگرد... ولي نگريستن به او از روي ضرورت و حاجت، جايز است . ضرورت، مانند نگريستن پزشك به او كه به هر حال جايز است . (حتي) مي تواند به شرمگاه او نيز نگاه كند، زيرا اين كار مورد ضرورت است و درمان نمودن آن بدون آگاهي يافتن بر آن ميسر نيست .
و نيز مانند اين كه مرد ادعا كند همسرش دچار عيبي است، ولي زن انكار نمايد و مرد ناچار شود، جهت مشاهده ي عيب شخصي را ظاهر نمايد . و حاجت، مانند اين كه مرد بخواهد نسبت به زن تحمّل شهادت كندكه ناچار است به منظور شناختن او به چهره اش بنگرد .
محقق حلّي در همين زمينه، افزون برقاعده ي اضطرار، به قاعده ي لاضرر نيز استناد مي كند و براين امر تأكيد مي ورزد كه بر مرد لازم است در اين گونه موارد به همان مقدار ضرورت بسنده كند .
> مسئله ي چادر
محور مورد بحث تاكنون، حداقل پوششي بود كه براي بانوان در برابر مردان نامحرم واجب است و چنان كه از مجموع قراين استفاده شد، حد آن مقداري است كه به راحتي و بدون تكلّف همه ي بدن زن جز چهره و دو دست او را بپوشاند .
مسئله ي مهمي كه مي توان در همين مورد مطرح نمود موضوع چادر است . اهميت اين موضوع بدان جهت است كه براساس تلّقي بسياري از از متديّنان، اي قسم، بهترين پوشش و برخوردار از كمال و اصالت اسلامي است و حال آن كه گروهي ديگر، بانفي اصالت اسلامي چادر، آن را پوششي مي دانند كه در دوران متأخر پيدا شده و يا لااقل در اصالت اسلامي آن ترديد دارند . از ميان آيات قرآن، دو آيه بيش از همه درباره ي موضوع پوشش است: يكي آيه 31 از سوره ي نور كه در آن آمده بود:
... وَ ليَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ علي جُيُوبِهِنَّ؛
زنان بايد روسري هاي خود را برگريبان هاي خويش فرواندازند .
و ديگر در آيه ي 59 از سوره ي احزاب است كه در آن آمده بود:
يا أَيُّها النَّبِيُّ قُل لِأزوجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ المُؤمِنِينَ يُدنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلابِيِبِهِنَّ...؛
اي پيامبر، به همسران و دخترانت و زنان مسلمان بگو پوشش هاي خويش را بر خود فرو گيرند .
اظهار نظر درباره ي مفاد اين دو جمله بدون بررسي معناي واژگان خمر و جلابيب ميسر نيست. ما تاكنون هرگاه از اين دو آيه ياد كرده ايم، واژه ي نخست را به روسري ها و واژه ي دوم را به پوشش ترجمه كرده ايم، بدين سبب كه اين ترجمه برآنچه بيشتر مفسران و واژه شناسان گفته اند، منطبق است .
توضيح آنكه تا آنجا كه مي دانيم، همه ي اين دانشمندان واژه ي خمر را جمع خمار و آن را به معناي مقنعه و روسري دانسته اند . بنابراين مفاد جمله ي نخست ناظر به حداقل مقدار پوشش است يعني تا حدي كه سرو گردن، گوش ها و سينه پوشيده بماند . ولي دانشمندان مزبور درباره ي واژه ي جلابيب اختلاف كرده اند، بعضي اين واژه و واژه ي خمر را به يك معنا دانسته اند، از جمله راغب اصفهاني كه گفته است: جلابيب به معناي پيراهن ها و روسري ها است . بعضي نيز در بيان معناي واژه ي مزبور به ترديد افتاده اند، مانند فيروزآبادي كه مي نويسد:
جلباب به معناي قميص و آن لباسي است گشاد، كوچك تر از چادر يا به معناي پوششي است كه زن آن را، روپوش لباس خود قرار مي دهد، مانند چادر و يا اين كه به معناي روسري است .
علامه طباطبايي نيز سخني نزديك به سخن فيروزآبادي دارد، وي مي نويسد:
جلابيب، جمع جلباب و آن لباسي است كه زن به دور خود مي گيرد و همه ي بدن او را مي پوشاند و يا اين كه مقنعه است، يعني پوششي كه زن با آن سر و صورت خود را مي پوشاند .
البته از اين كه فيروزآبادي و علامه، نخست، معنايي را ذكر مي كنند كه براساس آن جلباب به معناي روسري نيست، بلكه به مفهوم چادر، تناسب بيشتري دارد، دانسته مي شود اين معنا در نظر آن دو تا حدودي رجحان دارد . ولي در مقابل دانشمندان يادشده بسياري از مفسران و واژه شناسان به دور از هرگونه ترديد، كلمه ي مزبور را به معناي پوشش سرتاسري و چيزي غير از روسري دانسته اند . واژه شناس معروف، جواهري مي نويسد:
الجلباب: المحفة؛
جلباب، به معناي پوشش سرتاسري است .
> پوشش بانوان در برابر خواستگاران
آيا مرد، موقع خواستگاري مي تواند به بدن دختر يا زن مورد نظر نگاه كند؟ اگر مي تواند، محدوده ي اين نگاه چقدر است؟ و شرايط آن كدام است؟
فقهاي شيعه و سني بر جايز بودن اين كار به طور في الجمله، اتفاق نظر دارند، شيخ در نهايه گفته است:
لا بأس أن ينظرَ الرجلُ إلي وجهِ امرأةٍ يريد العقدَ عليها و يَنظرَ ألي محاسِنها: يديها و وجهِها...؛
اشكال ندارد مرد به چهره ي زني بنگرد كه مي خواهد او را به عقد نكاح درآورد و مي تواند به محاسن او، يعني دست ها و چهره اش بنگرد .
در خلاف نيز گفته است:
يجوز النظر إلي امرأة أجنبيّةٍ يريد أن يتزوّجَها إذا نظر إلي ماليس بعورةٍ فقط ، و به قال أبوحنيفة و مالك و شافعي إلّا أنّ عندنا و عند مالك و الشافعي أنّ ماليس بعورة، فقط الوجهُ و الكفّانِ فحسب، و عن أبي حنيفة روايتان: إحداهما مثل ما قلناه، والثانية، و القدمان إيضا؛
مرد مي تواند به زن نامحرمي كه قصد ازدواج با او را دارد بنگرد، البته به شرطي كه نگاه او محدود به بخشي باشد كه عورت نيست .
سخن ابوحنيفه و مالك و شافعي نيز همين است . منتها از نظر ما و مالك و شافعي، بخش غير عورت، تنها چهره و دو دست است، ولي از ابي حنيفه دو فول نقل شده، يكي مثل آن است كه ما گفتيم و قول ديگرش آن كه قدم ها نيز عورت محسوب نمي شود .
آنچه مورد اختلاف ايشان است محدوده ي اين حكم است، بنابر نقل شيخ در خلاف، داود گفته است: مي تواند به هر جاي بدن زن نگاه كند، اگرچه عريان شود .
ولي ديگران، اين گستردگي را نپذيرفته و قائل به محدوديت شده اند . از ميان ايشان برخي تنها نگريستن به چهره و دو دست را روا دانسه اند . نظر بعضي از اهل سنت نيز همين است . به نظر مي رسد جواز اين مقدار نگريستن، مورد اختلاف نباشد حتي ابن زهره در غنيه صاحب مدارك در نهايةالمرام و صاحب جواهر بر آن، ادعاي اجماع كرده اند، اولي اجماع طايفه، دومي اجماع همه ي علما و سومي اجماع محصل و منقول .
بسياري از فقهاي نام برده نگريستن به قدم و قامت زن در حالت ايستاده و راه رفتن را نيزجايز دانسته اند . ولي برخي از فقهاي پيشين و پسين، دايره ي اين حكم را گسترده تر دانسته اند، مانند قطب الدين راوندي در فقه القرآن كه نگريستن خواستگار به محاسن زن را روا دانسته است . البته احتمال مي رود مقصود وي از محاسن تنها چهره و دو دست باشد . صاحب عروه نيز همراه با لحاظ احتياط نوشته است:
كسي كه قصد ازدواج با زني دارد مي تواند به چهره و دو دست، موها و زيبايي هاي او نگاه كند بلكه بعيد نيست نگريستن به همه ي بدن او جز شرمگاه جايز باشد، اگرچه احتياط خلاف آن است .
نتيجه آنكه: در ميان اقوال فقيهان در اين مسئله، قول صاحبان جواهر و عروه، قوي به نظر مي رسد، بنابراين مرد مي تواند موقع خواستگاري به همه ي محاسن و اندام زن جز شرمگاه او بنگرد، گرچه احتياط ايجاب مي كندف در صورت حاصل شدن غرض از راه هاي ديگر به حداقل نگريستن بسنده كند . ناگفته نماند روا بودن اين كار، منوط به حصول شرايطي است كه بايد به طور دقيق مورد توجه قرار گيرد . ابن فهد، براي اين منظور، از چهار شرط زير ياد مي كند:
1. قصد ازدواج با آن زن را داشته باشد .
2. به حسب عادت و با توجه به وضعيت مرد و زن، ازدواج آن دو ممكن باشد .
3. زن، خالي از موانع ازدواج مانند عدّه باشد .
4. با اين كار خود، لذت نبرد .
در مورد شرط نخست بايد گفت: ظاهر آن اين است كه بايد قصد مرد ازدواج با زن معين باشد و چنين تقييدي از نظر برخي، مانند صاحب عروه دچار اشكال است . وي مي نويسد:
در اين حكم تفاوتي نيست ميان اين كه قصد ازدواج با زن بخصوصي را داشته باشد، با اين كه قصد او مطلق ازدواج باشد و با اين كار خود – نگريستن به زن – در صدد تعيين همسر موردنظر باشد .
ولي بايد گفت: مضمون صريح نصوصي، جواز نگريستن به زن معين است و با توجه به اين كه مسئله از موارد احتياط است و مقتضاي اصل لفظي نيز حرمت نگريستن در موارد مشكوك است، تعميم ايشان، خالي از اشكال به نظر نمي رسد .
امام خميني و آيت الله خوئي نيز در حاشيه اي كه براين عبارت نوشته اند، احتياط واجب را در ترك تعميم ديده اند .
> پوشش زنان پير و سالخورده
در مورد پوشش زنان پير و سالخورده در سوره ي نور، آيه ي 60 آمده است:
وَ القَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاتي لا يَرجُونَ نِكاحاً فَلَيسَ عَلَيهِنَّ جُِناح أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعفِفْنَ خَيْر لَهُنَّ؛
و بر زنان بازنشسته (و از كارافتاده) اي كه اميدي به ازدواج ندارند، گناهي نيست پوشش خود را بردارند (البته) در صورتي كه زينت خود را به نمايش نگذارند (با اين حال) اگر عفت پيشه كنند، براي آنان بهتر است .
از اين آيه في الجمله استفاده مي شود . زنان پير و سالخورده در امر پوشش به اندازه ي زنان جوان مكلف نيستند و در امر پوشش آنان تساهل شده است . آنچه جاي بررسي دارد مشخص كردن محدوده ي اين ارفاق است، چرا كه ظهور بدوي آيه جواز بر داشتن همه ي لباس است، چيزي كه به يقين مقصود نيست . صاحب جواهر در مورد اين زنان نوشته است:
اما در مورد زنان سالخورده، آنچه ظاهر مي شود اين است كه حكم عورت و وجوب پوشش نسبت به آن قسمت هايي از بدن مثل شكم و مانند آن كه ديگر زنان مي پوشند، در مورد ايشان نيز باقي است . بله اشكال ندارد اين دسته از زنان چهره، بخشي از مو، قسمت آرنج به پايين و مانند آن را آشكار كنند يعني قسمت هايي كه آشكار كردن آنها در ميان پيرزن ها متعارف است...نه به اين معنا كه حكم عورت و پوشش به طور كلي در مورد ايشان برداشته شده، چرا كه مي توان ادعا نمود ضرورت مذهب يا دين برخلاف اين برداشت است .
سخن صاحب عروه نيز به سان سخن بالاست و به نظر طبرسي مقصود از آن، جلباب است . در ديگر كتب تفسيري نيز همين سخنان كم وبيش به چشم مي خورد و در مجموع كمتر كسي مقصود از كلمه ي ثياب را روسري و مقنعه دانسته زيرا چنان كه پيشتر اشاره كرديم جلباب و رداء بر لباسي اطلاق مي شده است كه بزرگ تر از مقنعه بوده و روي آن پوشيده مي شده است .
به هر حال براساس اين نظر زنان مورد بحث مجازند در برابر مردان نامحرم تنها پوشش سرتاسري خود مثل چادر را برداند و نمي توانند در برابر آنان با سر و سينه ي برهنه و بدون روسري، آشكار شوند .