> پوشش بانوان در عكس و فيلم

 در مورد پوشش بانوان در عكس و فيلم و مانند آن است كه زن مي تواند با چهره و دو دست آشكار، عكس بگيرد و در فيلم ظاهر شود و مرد نيز مي تواند بدون قصد لذت و خوف فتنه، به عكس و فيلم او بنگرد . ولي آيا زن مي تواند با آشكار كردن ساير قسمت هاي بدن در عكس و فيلم ظاهر شود و آيا براي مرد رواست به چنين عكس و فيلمي نگاه كند؟

ممكن است گفته شود دليل هايي كه پوشش را بربانوان واجب و نگريستن مردان به آنان را حرام مي كند انصراف به رودر رويي بي واسطه ي زن ومرد و نگريستن مستقيم مرد به زن دارد و شامل ظاهر شدن در عكس و فيلم و نگريستن به آنها نمي شود، به خصوص با توجه به جريان پيدا كردن اصل برائت در مواردي كه شك در وجوب يا حرمت داريم . به همين سبب محقق نراقي نگريستن به زن از طريق آينه و آب و مانند آن را جايز دانسته و گفته است:

به حسب ظاهر، جايز است از طريق آينه و آب و مانند آن به هر چيز كه نگريستن به آن ( به طور  مستقيم ) جايز نيست، نگاه كرد زيرا نگريستن ( از نوع حرام ) به نگاه كردن هايي انصراف دارد كه شايع و معارف است... و همچنين مي توان به صورت هاي منقوش و عورت هاي حيوانات نگاه كرد. دليل براين امر، اصل برائت است .       

ولي بايد گفت بر فرض هم كه ادله ي لفظي اين احكام ( آيات و روايات ) از شمول اين موارد قاصر باشند و انصراف به مواردي داشته باشند كه در زمان نزول آيات و صدور روايات شايع و متعارف بوده اند ولي ترديدي در امكان تنفيح مناط قطعي وجود ندارد، زيرا به يقين مناط در وجوب پوشش و حرمت نظر، چيزي جز پرهيز از تحريك شهوات و ممانعت از فتنه و فساد نيست .

در روايتي امام صادق ( ع ) فرمود:

النظرة سهم من سهام إِبليسَ مسمومُ؛

نگريستن ( به آنچه حرام است ) تيري از تيرهاي مسموم شيطان است .

و در روايتي ديگر از قول آن حضرت آمده است:

النظرة بعد النظرة تَزرع في القلب الشهوة، و كفي بها لصاحبها فتنة؛

نگريستن مكرر ( به آنچه حرام است ) موجب كاشته شدن شهوت در دل مي شود و همين امر براي به فتنه و فساد انداختن شخص كافي است .   

مفاد اين گونه روايات آن است كه چون نگريستن به اشياء و امور شهوت انگيز زمينه ساز گناه و فتنه است، بايد به طور جد از آنها خودداري شود .

بنابراين بي گمان، نگريستن به عكس و فيلمي كه نمايان گر قسمت هايي از بدن زن – غير از چهره و دو دست – باشد حرام است . البته در حكم زنان غير مسلمان كه نگريستن به آنان استثنا دارد، در اين جا نيز مي توان گفت نگريستن به عكس و فيلم آنان، اگر بدون قصد تلذذ و ريبه باشد بدون اشكال است، بلكه اين كار به طريق اولي جايز است .

   > پوشش بانوان غير مسلمان

اگرچه موارد آيات حجاب، يعني آيه ي 31 از سوره ي نور و آيه ي 59 از سوره ي احزاب، زنان مسلمان است، ولي با توجه به مبنايي كه ميان عالمان شيعه و شايد اهل سنت مقبول و مشهور است، ترديدي در وجوب پوشش بر زنان غير مسلمان نيست، دست كم در ممالك اسلامي رعايت حداقل پوشش واجب، بر آنان لازم است .

مقصود از مبناي مزبور اين سخن است كه كافران به فروع دين مكلف اند، همان گونه كه به اصول آن؛ صاحب حدائق در مبحث غسل از كتاب طهارت مي نويسد:

مشهور ميان عالمان شيعه اين است كه غسل بر كافر واجب است، زيرا كافران، به فروع مكلفند بلكه نزديك است اين سخن ميان ايشان اجماعي باشد و در اين مسئله از هيچ عالم شيعي، بلكه سني، جز ابوحنيفه نقل خلاف نشده است .

ولي با توجه به اين واقعيت كه اين دسته از زنان غالباً حداقل پوشش واجب، ملتزم نيستند، اين پرسش مطرح است كه آيا حكم نگريستن مردان به آنان، همان حكم نگريستن به زنان مسلمان است ؟ در ميان فقها، مشهور آن است كه براي مردان رواست بدون قصد تلذذ به سرو روي زنان اهل كتاب نگاه كنند؛ در فتاوي شيخ مفيد آمده است:

عيب ندارد به چهره و موي زنان اهل كتاب نگاه شود ... و اگر اين كار از روي ريبه باشد، جايز نيست .  

 مشابه همين عبارت، در شرائع الاسلام، المختصر النافع، المهذب البارع و شرح لمعه نيز آمده است . در مقابل ابن ادريس براساس مبناي خود – عمل نكردن به خبر واحد – به مخالفت با اين قول پرداختهو به آيه ي ð قل لِلْمؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارهِمْ...ï روي آورده است . دز زير به نقل رواياتي مشهور به استناد كرده اند كه اول روايت موثقه ي سكوني و دوم روايتي است از ابوالبختري:

1.   اما صادق ( ع ) مي فرمايد : رسول خدا ( ص ) فرمود : نگريسن به مو و دست زنان اهل ذمه، حرام نيست .

2.   علي ( ع ) فرمود : باكي نيست به سر زنان اهل ذمه نگريسته شود .

شماري از فقها در استدلال بر حكم مزبور نوشته اند: زيرا اين دسته از زنان در حكم كنيزانند . اين استدلال اشاره به قياسي است كه كبراي آن در جاي ديگر و با روايات ديگر ثابت شده است . مفاد كبرا اين است كه نگريستن به كنيزان جايز است .

 > تماس بدني و مصافحه با بانوان نامحرم

چنان كه پيشتر گذشت، در صورتي كه ضرورت ايجاب كند نه تنها نگريستن به زنان نامحرم، جايز است لمس كردن آنها نيز بدون اشكال است . در همين باب تبيين دو موضوع ديگر، مفيد به نظر مي رسد، يكي حكم تماس بدني با زنان نامحرم بدون ضرورت و ديگري حكم مصافحه با ايشان . در مورد امر نخست بايد گفت: بي ترديد ايجاد تماس با هر عضوي از بدن زنان نامحرم، حرام و مورد نفرت شارع است . بسياري از فقها به علت بديهي بودن اين حكم، معترض آن نشده اند .

و اما در مورد مصافحه با زنان نامحرم نيز بايد گفت: براساس روايتي كه شيخ صدوق به سند خود از امام صادق نقل مي كند، اين كار جايز نيست . در اين روايت كه به حديث مناهي معروف است، مي خوانيم: هركس با زن نامحرمي مصافحه كند به خشم خداوند مبتلا شود .

محقق نراقي با تكيه بر همين روايت، فتوا به حرمت داده است . به نظر مي رسد با توجه به اعتبار سندي و دلالت روشن، فتوا دادن به مضمون آنها با هيچ مانعي روبرو نيست، چون در روايتي ذكر شده است كه افزون بر ضعف سندي، در تنافي با اين صحيحه ها نيست، زيرا مي شود مقصود از آنها مصافحه نمودن بدوم حائل شدن لباس باشد، چنان كه قتواي بسياري از فقها نيز همين است؛ ناگفته نماند براي مردان و زنان محرم نيز بهتر آن است كه از پشت لباس مصافحه كنند .         

 پوشش بانوان در برابر مردان محرم 

  > محرمان نسبي و فتواي مشهور فقها

منظور از محرمان نسبي ، مرداني است كه ازدواج با آنان ، حرام ابدي است و اين حرمت ناشي از نسب است نه ازدواج . بسان پدر ، برادر ، عمو و دايي ، پسر خواهر و پسر برادر.

قول مشهور و شايد اجماعي ميان فقهاي شيعه روابودن نگريستن اين دسته از مردان بدون قصد لذت به تمامي بدن محرمان خود به جز شرمگاه آنان است .

از ميان فقهاي پسين ، صاحب عروه نوشته است :

يجوز النظر الي المحارم الّتي يَحرم عليه نكاحُهنّ نسباً او رضاعاً او مصاهرةً ما عدا العورةِ مع عدم تلذّذ و ريبة؛

نگريستن به محارم به غير از شرمگاه آنان ، بدون تلذّذ و ريبه جايز است و محارم به كساني گفته مي شود كه ازدواج با آنان به جهت نسبت يا شيرخوارگي يا دامادي ، حرام است .

و از محشيان عروه نيز كسي براين عبارت ، حاشيه نزده است نتيجه اينكه فقهاي پيشين و پسين شيعه ، براين فتوا اتفاق نظر دارند .

براساس اين ديدگاه ، زنان مي توانند با پوشانيدن شرمگاه ، با بدن عريان دربرابر مرداني مانند برادر، عمو ، دايي و ... ظاهر شوند و آنان نيز مي توانند بدون تلذّذ و ريبه به بدن عريان آنان بنگرند .

 > محرمان سببي و فتواي مشهور فقها

منظور از محرمان سببي ، مرداني است كه ازدواج با آنان ، حرام ابدي است و اين حرمت ناشي از ازدواج است نه نسب ، مانند مرد ، نسبت به مادر زن يا زن پدر خود و همچنين مرد نسبت به زن پسرش .

فتواي مشهور و شايد اجماعي در اين قسو نيز مانند محرمان نسبي روابودن نگريستن اين دسته از مردان بدون قصد لذت به تمامي بدن محرمان سببي ، خود به جز شرمگاه آنان است .

طبق ديدگاه صاحب جواهر در مباحث آغازين كتاب نكاح ، نگريستن مرد به بدن مادر زن ، زن پدر و زن پسر جايز است ، همانگونه كه نگريستن وي به مادر و خواهر خود جايز است و براي زنان مزبور نيز رواست در برابر اين مردان ، با اندام برهنه – به جز شرمگاه – ظاهر شوند .

 > پوشش مادرزن در برابر داماد

حكم دو دسته از اين زنان ، يعني زن پدر و زن پسر ، از آيه ي :

ð وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ اِلّا لِبُعُولَتِهِنَّ اَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ اَوْ اَبْنائِهِنَّ اَوْ آبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ اَوْ اِخْوانِهِنَّ اَوْ بَني اِخوانِهِنَّ اَوْ بني اخواتهن ... ï

دانسته مي شود ، زيرا طبق مفاد اين آيه زنان مزبور مي توانند جاهاي زينت مانند سروگردن و گوش خود را در برابر پدرشوهر و پسرشوهر ، آشكار سازند .

ولي از مادر زن ، در اين آيه ذكري ميان نيامده است و داماد در ميان استثنا شده ها به چشم نمي خورد . در آيات ديگر نيز حكم پوشش مادرزن و نگريستن داماد به او ، بيان نشده است .  

     > پوشش بانوان در برابر همسران

در اين كه بانوان مي توانند در برابر همسران خود عريان و بدون پوشش ظاهر شوند و همسران نيز مي توانند به همه ي اندام جز شرمگاه آنان بنگرند، بحثي نيست؛ شيخ در مبسوط مي نويسد:

فأما نظر الرجل إلي زوجته إلي كلّ موضع منها: فمباح ما عدا الفرج؛

و اما نگريستن مرد به هر جايي از بدن همسر جز شرمگاهش جايز است .

محقق حلي نيز مي نويسد:

للرجل أن ينظر إلي جسد زوجيته باطناً و ظاهراً؛

مرد مي تواند به باطن و ظاهر بدن همسرش بنگرد .

صاحب جواهر اين حكم را بدون مخالف، بلكه از ضروريات دين مي شمارد . ميان فقهاي اهل سنت نيز در اين مورد اختلافاتي نيست . در روايتي كه شيخ كليني به سند معتبر از اسحاق بن عمار نقل مي كند آمده است:

عن أبي عبدالله في الرجل ينظر إلي امرأته و هي عريانة، قال: لابأس بذلك، و هل اللذة إلا ذلك؟

امام صادق ( ع ) در مورد نگريستن مرد به همسر خود در حالي كه عريان است، فرمود: عيبي در اين كار نيست، آيا لذت چيزي غير از اين است؟

شيخ صدوق نيز به گونه ي مرسل روايت مي كند:

امام صادق ( ع ) فرمود: الخيرات الحسان ( كه در قرآن مذكور است ) از زنان اهل دين هستند و آنان از حورالعين زيباترند و اشكال ندارد مرد به همسر خود در حالي كه عريان است بنگرد .           

آنچه تا حدودي مورد اختلاف است، نگريستن مرد به شرمگاه همسر خود است؛ شيخ در كتاب خلاف مي نويسد:

يكره للرجل أن ينظر إلي فرج امرأته و ليس بمحظور، و للشافعي فيه و جهان، احدهما: مثل ما قلناه، و الاخر أنّه يحرم؛

براي مرد مكروه است به شرمگاه همسرش بنگرد، ولي اين كار حرام نيست و شافعي در اين مورد، دو قول دارد: يكي مثل آنچه گفتيم و قول ديگرش آن كه اين كار حرام است .

در روايتي كه شيخ كليني به سند خود از ابي حمزه نقل مي كند آمده است: از امام صادق پرسيدم: آيا مرد مي تواند در حين آميزش، به شرمگاه زن بنگرد؟ فرمود: عيب ندارد.

بله بيشتر اين روايات بر كراهت، دلالت روشني دارد؛ در روايت عبدالله بن حسين بن زيد بن علي (ع) عن ابيه عن الصادق (ع) عن آبائه قال:

قال رسول الله في حديث: و كره النظر إلي فروج النساء ؛

پيامبر خدا ضمن حديثي فرمود: نگريستن به شرمگاه زنان، ناپسند است .

و مانند روايت سماعه:

قال سألته عن الرجل ينظر في فرج المرأة و هو يجامعها، قال: لا بأس به إلا أنّه يورث االعمي؛

از حضرت پرسيدم: آيا مرد مي توانددر حين آميزش، در شرمگاه همسرش نگاه كند؟ فرمود: عيب ندارد، ولي سرانجام اين كار كوري (فرزند) است .     

      مباحث گوناگون

> بعضي از آداب جامه پوشيدن

جامه هاي دراز پوشيدن و آستين جامه را دراز كردن و جامه را از روي تكبر بر روي خاك كشيدن مكروه و مذموم است .

از حضرت امام جعفرصادق عليه السلام منقول است كه حضرت اميرالمومنين عليه السلام رفت به بازار و سه جامه براي خود خريد به يك اشرفي ؛ پيراهن را تا نزديك بند پا و لنگ را تا نيمه ي ساق و ردا را از پيش تا پستان و از عقب تا پايين تر از كمر، پس دست به آسمان برداشت و پيوسته حمد الهي مي نمود بر اين نعمت تا به خانه بازگشت .

حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به ابوذر فرمود كه هر از روي تكبر جامه اش را به زمين كشد ، حق تعالي در قيامت نظر رحمت به او نفرمايد و ازار مرد تا نصف ساق پا است و تا بند پا هم جايز است و زياده  در آتش است .

        > پوشيدن لباسي كه مخصوص زنان است همچنين لباسي كه مخصوص مردان است

حرام است مردان را پوشيدن لباسي كه مخصوص زنان باشد ، مانند لچك و مقنعه و نيم تنه . همچنين حرام است زنان را پوشيدن لباسي كه مخصوص مردان باشد ، مانند  كلاه و قبا و عمامه و هيچ يك را جايز نيست پوشيدن لباسي كه مخصوص كافران باشد مانند زنّار و كلاه هاي فرنگي .

از حضرت امام محمد باقر (ع) منقول است كه جايز نيست زنان را كه شبيه به مردان شوند ، زيرا كه رسول خدا (ص) لعنت كرد مرداني را كه شبيه به زنان شوند و لعنت كرد زناني را كه شبيه به مردان شوند .

از حضرت امام جعفر صادق (ع) مروري است كه خداي عزوجل وحي فرمود به پيغمبري از پيغمبرانش كه : بگو به مومنان كه نپوشيد جامه هاي دشمنان مرا و نخوريد طعام هاي دشمنان مرا و به مسلك دشمنان من سلوك ننماييد كه ايشان نيز مانند آنها دشمنان من خواهند بود . 

        > پوشيدن لباس مردان توسط زنان

اين مسئله با عنوان فوق، در هيچ يك از ابواب فقه، مورد بررسي قرار نگرفته . تنها شماري از فقهاي پسين، در مبحث مكاسب محرمه هنگام طرح مسئله حرمت زينت كردن مرد با چيزي كه بر او حرام است مثل طلا اين مسئله را به زن نيز تعميم داده اند، مانند شهيد ثاني كه هنگام برشمردن مكاسب محرمه مي گويد:

يكي از محرمات عبارت است از زينت نمودن مرد و زن با چيزي كه بر او حرام است مانند اين كه مرد النگو و خلخال و لباسي كه به حسب عادت ويژه ي بانوان است را بپوشد – كه البته لباس ويژه با توجه به زمان ها و مكان ها فرق دارد – و مانند اين كه زن، اشياي ويژه مرد مانند كمربند و عمامه را بپوشد .

تعبير شهيد اول در كتاب دروس نيز، نسبت به مرد و زن، عام است؛ عنوان مسئله در كتاب مزبور چنين است: ð و تزيين كل من الرجل و المرأة بلباس بزينة الاخر ï .

محقق نراقي نيز پس از اين كه در تأييد حكم مزبور، به روايتي اشاره مي كند كه بر حسب آن از پوشيدن لباس شهرت، نهي شده است، مي نويسد:  

و يظهر من الخبر المذكور أنه ينسحب الحكم في تزيين المرأة بلباس الرجل أيضاً مع أنه لا قائل بالفرق؛

از اين خبر آشكار مي شود حكم مزبور، در مورد زينت نمودن زن با لباس مرد نيز جاري است . افزون بر اين كه هيچ فقيهي در اين مسئله ميان مرد و زن فرق ننهاده .       

        > پوشش بانوان در برابر پسران نابالغ

محقق كركي، در بيان پاره اي از احكام مربوط به كودكان مي نويسد:

در صورتي كه پسر، غير ممّيز باشد، بر زن حرام نيست در برابر او بدون پوشش ظاهر شود و اگر ممّيز باشد، خود، داراي دو فرض است: يك فرض اينكه ميل و نيروي جنسي او به هيجان درآمده باشد، چنين پسري در حكم كساني است كه به حد بلوغ رسيده اند، بنابراين بر وليّ او واجب است او را از نگريستن به زنان نامحرم منع كند و بر زنان نيز واجب است خود را در برابر او بپوشانند .

فرض ديگر اينكه به حد مزبور نرسيده باشد، يعني هنوز غريزه ي جنسي او به حركت در نيامده و براي اين فرض، دو احتمال داده مي شود: احتمال اول اينكه بر زنان نامحرم، واجب نيست خود را در برابر او بپوشانند و احتمال دوم اينكه اين كار بر آنان واجب باشد .         

  آنچه از عبارت اين فقه استفاده مي شود امور ذيل است:

1.   پوشش زن در برابر پسران نابالغ و غير ممّيز واجب نيست .

2.   پوشش زن در برابر پسران نابالغ و مميّزي كه داراي تمايل جنسي هستند، واجب است .

3.   در مورد پوشش زن در برابر پسران نابالغ و ممّيزي كه داراي تمايل جنسي نيستند، دو احتمال است .

به نظر مي رسد در فرض نخست، جاي بحث نباشد و دليل آنها نيز از آنچه خواهيم گفت روشن مي شود . ما به طور كلي آيات و روايات مربوط به اين موضوع و ميزان دلالت آنها را مورد توجه قرار مي دهيم تا احكام صور روشن شود . 

  > جامه هايي كه پوشش آنها حرام است

بدان كه مردان را حرير محض پوشيدن و جامه ي طلا بافت را پوشيدن حرام است و احوط آن است كه عرقچين و كيسه و چيزهايي كه عورت را با آن نتوان پوشيد هم از حرير نباشد و باز احوط آن است كه اجزاي جامه مانند سيجاف حرير نباشد و بهتر آنست كه چيزي كه با ابريشم مخلوط كنند ، يا پشم ، يا كتان باشد و اولي آن است كه به قدر ده يا يازده از آن باشد و اگر مجموع تار يا مجموع پود غير حرير باشد ، بهتر خواهد بود و بايد كه پوست حيوان مرده نباشد . حضرت رسول (ص) به حضرت اميرالمومنين (ع) فرمود كه يا علي ، انگشتر طلا در دست مكن كه آن زينت توست در بهشت و جامه ي حرير مپوش كه آن پوشش توست در بهشت و در حديث ديگر فرمود كه جامه ي حرير مپوش كه حق تعالي به سبب اين در قيامت پوستت را به آتش مي سوزاند .

از حضرت امام صادق (ع) پرسيده شد كه جايز است مرد را ، كه اهل خود را به طلا زينت كند ؟ گفت : بلي ، زنان را كنيزان را ، اما پسران را نه . در حديث ديگر وارد است كه آن حضرت فرمود كه پدرم امام محمد باقر (ع) فرزندان و زنان خود را به زيور طلا و نقره زينت مي فرمود و باكي نيست و ممكن است كه مراد از فرزندان ، دختران باشد و احتمال دارد كه شامل پسران نابالغ هم باشد و احوط اجتناب است .

 سئوال : مگر خداوند در قرآن نفرموده که زن‌ها در انتخاب نوع حجاب آزاد هستند ؟ پس چرا چادر را به دختران جوان تحمیل می‌کنند؟

 در هیچ یک از آیات قرآن نیامده که زن‌ها در نوع و مقدار پوشش بدن (حجاب) آزاد هستند، بلکه آنچه در قرآن آمده ، واجب بودن حفظ پوشش(حجاب) برای زنان است ، اما این که این پوشش حتماً باید با چادر صورت گیرد، آیه‌ای به صراحت نداریم  .
آنچه در احکام دینی بیان شده ، مقدار پوشش زنان و اصل حجاب است ، اما این که این پوشش حتما باید با چادر صورت گیرد ، چیزی نیامده است و تنها به بهتر بودن استفاده از چادر برای حجاب اشاره شده است.

خانم ها باید تمامى بدن خود را به غیر از گردى صورت و دست ها تا مچ بپوشانند, (خواه پوشش باچادر باشد یا با مانتو), ولى پوشیدن چادر بهتر است و از لباس‏هایى که توجه نامحرم را جلب کند (مثلاً برجستگى‏ها را نمودار کند) باید اجتناب شود .

(1) البته یک آیه در قرآن آمده که برخی از مفسران از آن ، معنای پوشش با چادر را برداشت کرده اند . قرآن مجید خطاب به پیامبرش فرمود : «به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگو که: خویشتن را با «جلباب» بپوشند که این کار براى این که به عفت شناخته ‏شوند و از تعرض محفوظ ‏بمانند ، براى آنان بهتر است» .

(2) بعضى از مفسّران ، جلباب را پوششى فراگیر معنا کرده‏اند که از بالاى سر تا پایین پا را مى‏پوشاند و چیزى در حدود اندازه چادر است .

(3) البته دیدگاه دیگر ، جلباب را پوشش تا زانو .

(4) و دیدگاه سوم ، جلباب را مقنعه مى‏داند .

(5) بر اساس دیدگاه اوّل مى‏توان گفت: قرآن از چادر یا چیزى مانند آن که تمام بدن را بپوشاند، سخن گفته است.

علاوه بر این: درباره پوشش حضرت فاطمه(ع) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براى دفاع از فدک ، همین پوشش نقل شده است. حضرت فاطمه(ع) مقنعه خویش را بر سر و جلباب بر تن کردند .

(6) یعنى پوششى که تمام تن را از سر تا قدم فرا مى‏گرفته است.

علاوه بر این عقل نیز بر برتر بودن چادر حکم مى‏کند، چون اندام بدن با چادر بهتر محفوظ مى‏ماند . به همین خاطر فقها به برتر بودن چادر برای حفظ حجاب حکم کرده اند ، نه این که فقط آن واجبباشد .

پوشش کامل با مانتو و روسرى نیز مى‏تواند مورد استفاده قرار گیرد ، ولى حجاب برتر نیست، زیرا هر چند با مانتو وروسرى پوشش صورت مى‏گیرد ، ولى باز حجم بدن مشخص است و با مقایسه با چادر، قطعاً چادر برترى دارد.

آنچه مهم است ، مراقبت زن از خود و حجاب و عفت خویش به جهت ایجاد جامعه سالم است. آن چه که بهتر بتواند این هدف را تأمین کند ، برتر است ، در عین حال در صورت لزوم باید با حفظ عفت و حجاب ، زن نقش اجتماعى خود را ایفا کند .


براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است :

1-   توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینى‏

بر اساس فرهنگ اسلامى ، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است . اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آن‏ها در حدّ نیاز طبیعى ، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است.

پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل وتنظیم این غریزه است.
2- توجه به ساختار فیزیولوژى انسان‏

نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏اى مستقیم با تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد .

در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روان‏شناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏هاى چشمىِ شهوت‏انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است ، از سوى دیگر ترشّح هورمون‏ها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد ، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّک‏هاى شهوانى قرار مى‏گیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک‏هاى حسى پاسخ مى‏دهند . حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است .

از این گذشته چون هورمون‏هاى جنسى زن به صورت دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متفاوت عمل مى‏کنند ، تأثیر محرّک‏هاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است .

با توجه به مطالب فوق مى‏توان گفت : حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است . اسلام مى‏خواهد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد ، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مى‏آمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مى‏ریزد.

اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است ، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست  .
3-  آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینى‏

·       بهداشت روانى اجتماع و کاهش هیجان‏ها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سیرى ناپذیرى شهوت است.

·   تحکیم روابط خانوادگى و برقرارى صمیمیت کامل زوجین.
با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدودیت و پایان آزادى‏هاى جنسی خود تلقّى مى‏کنند وافراد متأهل هر روز در مقایسه‏اى خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار مى‏گیرند. این مقایسه‏ها، آتش هوس را دامن زده و ریشه زندگى را مى‏سوزاند.

در محیطى که حجاب است و شرایط دیگر اسلامى رعایت می‌ شود دو همسر تعلق به یکدیگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص یکدیگر است، ولى در بازار آزاد برهنگى و بى حجابى که عملاً زنان به صورت کالاى مشترک (لااقل در مرحله غیر آمیزش جنسی) در آمده اند دیگر قداست پیمان زناشویى مفهومى نمى تواند داشته باشد . بنابراین ، دین مقدس اسلام براى حفظ حرمت زن و حراست از آلودگى اجتماع و جلوگیرى از شعله ورشدن غریزة جنسى ، رعایت حجاب را براى زنان لازم دانسته است.

·   استوارى اجتماعى و استیفاى نیروى کار و فعالیّت‏ دختر و پسرى که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآیى آن‏ها کاسته مى‏شود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروى فکرى و کارى است .

·   بالارفتن ارزش واقعی زن و جبران ضعف جسمانى او حیا ، عفاف و حجاب زن مى‏تواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى بر مرد مؤثر باشد . لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است .

اسلام می‌ خواهد زن کرامت داشته باشد و وقتى درجامعه حضور پیدا می‌ کند به عنوان یک انسان ظاهر شود نه به عنوان جنس مخالف مرد . زن و مرد در درجه اول هر دو انسانند و هر دو باید در محیط اجتماع و در برخورد با یکدیگر به گونه اى ظاهر شوند که مایة الودگى و ناپاکى جامعه نشوند. زن مسلمان، تجسم حرمت و عفت در جامعه است ، حفظ پوشش و داشتن حجاب به نوعى احترام گذاردن به زن و محفوظ نگه داشتن وى از نگاه هاى شهوانى وحیوانى است.

اسلام حجاب را براى محدودیّت و حبس زن نیاورده ، بلکه براى مصونیّت او توصیه کرده است ، زیرا اسلام راضى به حبس ، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست ، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم ، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى منع کرده است .

در واقع حجاب موجب محدودیت ، مردان هرزه مى‏باشد که در صدد کام جویى‏هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است .
علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این که چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید : اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته ، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است . از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچى ، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن ، زن شکار است و مرد شکارچى . میل زن به خود آرایى از حس شکارچى‏گرى او ناشى مى‏شود . در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏هاى بدن نما و آرایش‏هاى تحریک کننده به کار برند . این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد . بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى ، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است .

(7) به عبارت دیگر : جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه ، یکى از علت‏هاى این حکم است . توصیه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان ، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایى از این قبیل که تنها فریب شیطانى‏اند نمى‏باشد ، بلکه در واقع براى آگاهى دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت شده و حفظ شود و به تاراج نرود . این کاملاً معقول است که هر چیزى ارزشمندتر باشد ، مراقبت و محافظت بیشترى را مى‏طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار براى مطامع سودپرستان در نیاید .

به یاد داشته باشیم که غریزه جنسى ، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود ، سرکش‏تر مى‏گردد ، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند ، شعله ورتر مى‏شود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحى و خواست اشباع نشدنى در مى‏آورد .

(8) و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عده‏اى به همجنس بازى نشانه آشکارى از این حالت است .

بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامى توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسى آنان نیز مى‏گردد و چه بسا پس از مدتى باعث دلزدگى و بى معنایى آن خواهد شد .

 منابع و مآخذ :

 1.   حلية المتقين

مولف : علامه محمدباقر مجلسي (ره)

 2.    فقه و پوشش بانوان

مولف : دكتر علي اكبر كلانتري

 3.   برگرفته از سايت اينترنتي