تاریخ اسلام
بسم الله الرحمن الرحيم
نام دانشجو : عيسي مختاري
رشته تحصيلي : كارشناسي عمران
دانشگاه : بعثت
استاد راهنما : حجت الاسلام محسن زاده
جنگ احد
يک سال بعد از جنگ بدر، دشمنان اسلام با تجهيزاتي سه برابر جنگ بدر، به
قصد انتقام به سوي مدينه حرکت کردند. پيامبر (ص) با ياران مشورت کرد و در
نتيجه قرار شد در کناره کوه احد، صفآرائي کنند. در آغاز جنگ، مسلمانان - با
عده کم، ولي با نيروي ايمان زياد - پيروز شدند، ولي بخاطر آن که محافظان درهاي
که در پشت بود، سنگر را به طمع غنيمتهاي جنگي ترک کردند، شکستي بر لشکريان
اسلام وارد شد و عدهاي از جمله حمزه عموي دلاور پيامبر (ص) کشته شدند، ولي بر اثر
فداکاريهاي علي (ع) که زخم بسيار برداشته بود و ديگر دلاوران و شيوه تازهاي که
پيامبر (ص) در جنگ احد به کار بست، ديگربار مسلمانان گرد آمدند و به تعقيب
دشمن زبون شده پرداختند و سرانجام اين جنگ به پيروزي انجاميد
قرشيان پس از شکست سختي که از مسلمين در جنگ بدر (سال دوم هجري) خوردند؛ تصميم گرفتند با تمام قوا و تجهيزات خود به مسلمانان حمله کنند . صفوان بن اميه به ابوسفيان پيشنهاد کرد تمام اموال تجارتي را که پيش از جنگ بدر به مکه آمده بود ، صرف خريد اسلحه و تجهيزات جنگي کنند و اين پيشنهاد پذيرفته شد از سوي ديگر براي تهية افراد و سربازان جنگي از تمام قبايل اطراف مکه مانند بني کنانه و مردم تهامه نيز کمک گرفتند . بدين ترتيب روزي که لشکر قريش از مکه حرکت کرد سه هزار مرد شمشيرزن که دويست اسب و سه هزار شتر و هفتصد مرد زره پوش با خود داشتند . در نقل ديگر با سه هزار سوار و دو هزار پياده نظام حرکت کردند .
عباس بن عبدالمطب عموي پيغمبر که در مکه به سر مي برد و در سلک بت پرستان زندگي مي کرد ، حضرت را از تصميم آنها را مطلع ساخت .
براي مقابلة با آنها و تدبيرِ کار، پيغمبر ( ص ) دستور داد مردم مدينه در مسجد اجتماع کنند و آرا و پيشنهادهاي خود را بيان کنند . خود آن حضرت و جمعي از بزرگان و سالمندان و از آن جمله عبدالله اُبي طرفدارِ ماندن در شهر و قلعه داري بودند و معتقد بودند که جنگ در داخل برج و باروي شهر و در پيش روي زن و فرزند شکست ناپذير است و مردان و سربازان در چنين موقعيتي تا پاي جان و با تمام نيرو و توان مي جنگند ، اما گروهي از جوانان پرشور که در جنگ بدر حاضر نبودند و مي خواستند غيبت خود را در آن روز تلافي کنند و برخي ديگر از آنها که منظرة بدر را ديده بودند و خيال مي کردند هيچ نيرويي بر آنها چيره نخواهد شد و از طرفي ماندن در خانه و حصار را براي خود نوعي سرشکستگي و زبوني و خواري محسوب مي کردند، به خارج شدن از شهر و جنگ در ميدان باز اصرار و پافشاري داشتند .
هنگامي که پيغمبر ( ص ) از شهر خارج شد هزار نفر مرد جنگجو همراه آن حضرت بود ، ولي مقداري که راه رفتند عبدالله بن اُبي با سيصد تن از همراهان خودبه بهانه اينکه با نظر او مخالفت شده از بين راه برگشتند و پيغمبر خدا با هفتصد نفر به سوي احد پيش رفتند .
« احد » نام مکاني است که در يک فرسنگي مدينه قرار داشت و رشته کوهي، آن قسمت از بيابان را با بيابانهاي ديگر از هم جدا مي سازد. لشکريان قريش قبل از آمدن مسلمانان در آنجا موضع گرفته و آمادة جنگ انتقامي خود شده بودند، هنگامي که رسول خدا ( ص ) بدانجا رسيد لشکريان خود را طوري ترتيب داد که کوه احد را پشت سر خود و دشمن را پيش رو قرار دادند و هر دو لشکر آمادة جنگ گرديدند .
در کوه احد درّه و شکافي قرار داشت که دشمن مي توانست از آنجا خود را به مسلمانان رسانده و از آن سو حمله کنند . پيغمبر ( ص ) عبدالله بن جبير را با پنجاه نفر تيرانداز در آنجا گماشت و بدانها دستور داد از آن دره نگهباني کنند و مراقب باشند از آنجا حمله نکند ، و چون مي دانست نگهباني آن دره براي پيروزي لشکريان بسيار مؤثر است سفارش وتأکيد زيادي به آنها کرد .
ابوسفيان متوجّه اهميت آن تنگه شد . خالدبن وليد را با دويست نفر شمشير زن مأمور کرد تا در کمين آن پنجاه نفر باشند و بدو دستور دارد وقتي ديديد دو لشکر به هم ريختند ، اگر توانستيد از اين تنگه سرازير شده و شمشير در آنها بگذاريد .
حمزه بن عبدالمطلب عموي پيغمبر چون شيري غران به راست و چپ لشکر دشمن حمله مي افکند و هر که سر راهش مي آمد او را از پاي درمي آورد . علي بن ابي طالب نيز از يک سو و ساير مسلمانان جانباز و فداکار از مهاجر و انصار نيز سر غيرت آمده و بسختي مشرکين را شکست دادند و هزيمت آنان به سوي مکه شروع شد. سربازان مسلمان پس از اينکه مقداري آنها را تعقيب کردند مغرورانه به سوي ميدان جنگ بازگشته و با خيالي آسوده به جمع آوري غنايم پرداختند و با سابقه اي که از جنگ بدر و آن پيروزي بيرون از انتظار داشتند اطمينان يافتند که اينجا هم ديگر شکست نخواهند خورد و مشرکين از راهي که رفته اند باز نخواهند گشت .
وقتي تيراندازان از بالاي دره مشاهده کردند که مسلمانان به جمع آوري غنايم مشغول شده و مشرکين هزيمت کردند ، يکي يکي به منظور به دست آوردن غنيمت و براي آنکه از يکديگر عقب نمانند به سوي دره سرازير شدند و هر چه عبدالله بن جبير فرياد زد : نرويد و از دستور رسول خدا ( ص ) سرپيچي نکنيد ! کسي به حرف او گوش نداد . خالدبن وليد که با دويست نفر از جنگجويان قريش در کمين تيراندازان بود و تا آن وقت نتوانسته بود از آن تنگه و شکاف عبور کند و از پشت سر خود را به مسلمانان برساند و در هر بار که مي خواست منظور خود را عملي سازد با رگبار تيرهاي آنان مواجه مي شد ، وقتي متوجه شد ده نفر تيرانداز بيشتر نمانده با همراهان خود بدانها حمله کرد و آنان را کشته و شمشير در ميان مسلماناني که با خيالي آسوده براي جمع آوري غنايم خم شده بودند گذاردند و آنان را غافلگير ساختند .
تدريجاً صحنة جنگ به سود قرشيان عوض شد و مسلمانان گروه گروه رو به هزيمت و فرار نهادند . چيزي که به اين هزيمت و پريشاني جنگجويان مسلمان کمک کرد فريادي بود که به گوش آنها رسيد که کسي مي گويد : - « محمد کشته شد ! »
در گيرودار حملة مشرکين سنگي به سوي رسول خدا ( ص ) پرتاب شد و آن سنگ دندان آن حضرت را شکست و قسمتي از لب و صورت را نيز شکافت و ديگر آنکه همچنان که آن حضرت مشغول دفاع و حمله بود يک بار در گودالي که مشرکين سر راه مسلمانان حفر کرده بودند افتاد که علي ( ع ) و طلحه آن حضرت را از جا بلند کردند . برخي که صورت خون آلود و مجروح و نيز افتادن آن حضرت را بر زمين ديده بودند يقين به صحت اين خبر و درستي آن شايعه کردند و آنچه را ديده بودند به ديگران نيز مي گفتند .
حمزه که همچون شيري غران در برابر دشمنان اسلام به يمين و يسار حمله مي کرد و قريش را متفرق مي ساخت و مرد و مرکب را بر زمين مي افکند باحربه اي که « وحشي » از کمين به تهيگاه او پرتاب کرد از پاي درآمد و به شهادت رسيد. وحشي از بردگان مکه و قريش بود که در جنگ احد حاضر گشته و هند همسر ابوسفيان به او گفته بود : اگر بتواني يکي از سه نفر يعني محمد ، علي ، و حمزه را به قتل برساني آنچه بخواهي به تو مي دهم .
وحشي پس از قتل حمزه شکم آن جناب را دريد و جگرش را بيرون آورد و براي هند دختر عتبه برد, و هند قطعه اي از آن جگر را بريد و در دهان گذارد ، ولي نتوانست بخورد و آن را بيرون انداخت و به شکرانة اين مژده و طبق وعده اي که داده بود طلا و جواهرات خود را بيرون آورد و به وحشي داد . شهداي جنگ، به طوري که معروف است جمعاً هفتاد نفر بودند که ميان آنها مردان بزرگ و رؤساي قبايل و شخصيتهاي گرامي اسلام نيز بودند مانند : حمزه ، مصعب بن عمير ، عبدالله بن حجش – از مهاجرين – عبدالله بن جبير ، سعد بن ربيع , و ديگران از انصار .