نيكى به پدر و مادر، وظيفه‏اى اخلاقى است كه در واجب بودن شكر منعم ريشه دارد. انسان فطرتا شاكر و سپاسگزار كسى است كه به او نيكى كرده است.

سپاسگزارى از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و كسى كه به پدر و مادر خود نيكى مى‏كند، از فطرت خود پاسدارى كرده است. اهميت سپاسگزارى از پدر و مادر، چنان است كه خداوند پس از امر به شكرگزارى از خود، شكر پدر و مادر را آورده است:

و وصينا الانسان بوالديه حملته امه و هنا على و هن و فصاله فى عامين ان اشكر لى و لوالديك الى المصير؛ (۲۴۶)

و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم. مادرش به هنگام باردارى او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مى‏يابد آرى او را سفارش كرديم كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت همه به سوى من است.

و همان طور كه كسى نمى‏تواند شكر پروردگار به جاى آورد، شكرگزارى از پدر و مادر نيز بسيار دشوار و در حد محال است.

از پيامبراكرم(ص) روايت شده است:

لن يجزى ولد عن والده حتى يجده مملوكا فيشتريه و يعتقه؛ (۲۴۷)

هرگز فرزندى پاداش پدرش را ادا نمى‏كند، مگر آن كه پدر مملوك باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.

و نيز از ايشان روايت شده است:

بر الوالدين افضل من الصلوة و الصوم و الحج و العمرة و الجهاد فى سبيل اللَّه؛ (۲۴۸)

نيكى به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.

نيكى به پدر و مادر چنان اهميتى دارد كه حتى پدر و مادرى كه از نظر عقيده دچار انحراف هستند و يا به فرزند خود ظلم كرده‏اند بايد مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نيكى كند. (۲۴۹)

مادر حق ويژه‏اى دارد و نيكى به او مقدم است. امام صادق(ع) فرمودند:

شخصى نزد پيامبر اكرم(ص) آمد و پرسيد اى پيامبر! به چه كسى نيكى كنم؟ فرمودند: مادرت پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به مادرت. باز پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به مادرت، دوباره پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به پدرت. (۲۵۰)

وجوب پرهيز از آزار پدر و مادر

خداوند در قرآن كريم نيكى به پدر و مادر را وظيفه‏اى واجب معرفى فرموده است؛ وظيفه‏اى كه پس از توحيد در پرستش ذكر شده است.

و قضى ربك الا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احسانا اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلا هما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا كريما؛ (۲۵۱)

پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر خود احسان كنيد؛ اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها حتى اف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى.

مطابق اين آيه به پدر و مادر امرى واجب وكوچك‏ترين بى‏احترامى به آنان ممنوع است.اين وجوب و ممنوعيت چنان كه گفتيم پس از بيان وجوب يگانه پرستى ذكر شده است و اين گواه اهميت حقوق والدين است.

اهانت و بى‏احترامى نسبت به والدين به هيچ روى پذيرفته نيست؛ حتى كوچك‏ترين رفتار يا گفتارى كه موجب آزار آنان باشد بر طبق اين آيه ممنوع است.

امام رضا (ع) فرمودند:

اگر لفظى كوتاه‏تر و سبك‏تر از اف وجود داشت خداوند آن را در آيه ذكر مى‏فرمود.
(
۲۵۲) و در روايت ديگرى آمده است كه مقصود از اف كمترين ازار است و اگر كلمه‏اى وجود داشت كه بر آزارى كوچك‏تر دلالت مى‏كرد، خداوند از آن نهى مى‏فرمود.(۲۵۳) روايات بسيارى در نهى از آزار پدر و مادر آمده است. امام باقر(ع) از پيامبر اكرم(ص) نقل فرموده‏اند:

اياكم و عقوق الوالدين فان ريح الجنة توجد من مسيرة الف سنة و لا يجدها عاق... (۲۵۴)

از آزار پدر و مادر بپرهيزيد، زيرا بوى بهشت از هزار سال فاصله بوييده مى‏شود، ولى آزار دهنده پدر و مادر آن را نمى‏يابد.

آزار والدين حتى اگر آنان ظالم باشند جايز نيست. امام صادق(ع) فرمود:

من نظر الى ابويه نظر ماقت و هما ظالمان له لم يقبل اللَّه تعالى له صلوة؛ (۲۵۵)

كسى كه به پدر و مادرش به حالت دشمنى و تنفر نگاه كند خداوند نمازش را نمى‏پذيرد.

فروتنى در برابر والدين

فروتنى در برابر پدر و مادر از سر مهربانى، سفارش خدا و مصداقى از نيكى به پدر و مادر است و نشانه‏اى از روح شكرگزارى به شمار مى‏رود:

واحفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل رب رحمهما كما ربيانى صغيرا؛ (۲۵۶)

دو بال فروتنى خويش را از سر مهربانى در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت كن چنان كه مرا در خردى پروردند.

از اين بخش از آيه كه فرمود: و قل رب ارحمهما كما ربيانى صغيرا مى‏توان دريافت كه طلب رحمت و بخشايش براى والدين نيز ريشه در احساس شكرگزارى انسان دارد.

امام صادق(ع) فرمودند:

لا تملا عينيك من النظر اليهما الا برحمة و رقة، و لا ترفع صوتك فوق اصواتهما، و لا يدك فوق ايديهما، و لا تقدم قدمهما؛ (۲۵۷)

چشمانت را جز به مهربانى و نرمى به آنان مدوز و صدايت را از صداى آنان بلندتر مكن و دستت را بالاتر از دست آنان مبر و بر آنان پيشى مگير.

 

وظيفه فرزند پس از درگذشت والدين

فرزند حتى پس از آن كه پدر و مادرش از دنيا مى‏روند. همچنان وظيفه‏اى اخلاقى دارد. او بايد براى آنان نماز بگزارد و از خداوند برايشان درخواست رحمت و مغفرت كند. از امام باقر(ع) روايت شده است:

ان العبد ليكون باراً بوالديه فى حياتهما ثم يموتان فلا يقصى عنهما دينهما و لا يستغفر لهما فيكتبه اللَّه عاقاً و انه ليكون عاقا لهما فى حياتهما غير بار بهما فاذا ما تا قضى دينهما و استغفر لهما فيكتبه اللَّه باراً؛ (۲۵۸)

هر آينه كسى كه نسبت به پدر و مادر خود نيكوكار بوده پس از مرگ آنها دين آنان را ادا نمى‏كند و براى آنان استغفار نمى‏نمايد پس خداوند او را در شمار آزار دهندگان قرار مى‏دهد. و بسا كه كسى آزار دهنده پدر و مادرش بوده و در حياتشان به آنان نيكى نمى‏كرده است ولى پس از مرگ آنها دين آنها را ادا كرده و برايشان استغفار نموده است پس خداوند او را در شمار نيكى كنندگان به والدين قرار مى‏دهد.

از اين روايت فهميده مى‏شود كه اولا: وظيفه سپاسگزارى از پدر و مادر با مرگ آنها خاتمه نمى‏يابد و ديگر اين كه خداوند راه را براى جبران كوتاهى‏هاى فرزند خطا كار باز گزارده است.

احترام به پدر و مادر از اموري است که بسيار مطلوب مي باشد و خداوند در قرآن کريم بعد از سفارش انسان ها به بندگي، احسان به پدر و مادر را سفارش کرده است و همچنين خداوند متعال کوچک ترين اهانت به آن ها حتي به اندازه يک اُف گفتن را نهي نموده است و در هيچ حالي انسان نمي تواند احترام به پدر و مادر را ترک کرده و به آنها اهانت نمايد و کوتاهي يک فرزند، مجوزي براي کوتاهي ديگر فرزندان نيست و بايد توجه داشت که نيکي و احسان به پدر و مادر نه تنها سبب اجر و ثواب در آخرت مي شود بلکه فوق العاده در رفاه و راحتي و آسايش زندگي دنيوي هم موثّر است کما اين که عکسش هم يعني خداي ناخواسته بدي در حق آن ها هم زندگي در دنيا را با گرفتاري اقتصادي و مشکلات زندگي همراه مي نمايد و براي اطمينان زيادتر تأثير خوبي و بدي به پدر و مادر در زندگي مي توان از افرادي که در اين کار تجربه داشته اند استفاده نمود و بايد به همه فرزندان و دوستان بگويم: بنده هم موفقيت هاي خود را در زندگي مرهون نيکي به پدر و مادر مي دانم و همه رفقا و دوستان اين جانب به اين معني اتفاق نظر دارند و نسبت به مادر گرچه در دوران کودکي اين جانب فوت نموده امّا آن قدر با زن پدر خود نيکي نموده ام که ماندن نزد ما را بر ماندن نزد فرزندانش ترجيح مي داد.

رابطه فرزند با پدر و مادر

مهم‏ترین رابطه میان انسانی با انسان دیگر، رابطه فرزند با پدر و مادر است که اصل وجود فرزند وابسته به آنها است.آنچه پدر و مادر برای فرزند انجام می‏دهند، به هیچ وجه قابل جبران و مقابله نیست و از این رو نمی‏توان بر اساس قاعده قسط و عدل رفتار آنان را پاسخ داد.گویا به همین دلیل است که قرآن کریم معیار ارزش را در رابطه با پدر و مادر، احسان قرار داده است و در هیچ آیه‏ای نیامده که فرزند باید با پدر و مادر رفتاری عادلانه داشته باشد؛ زیرا در چنین موضوعی، عدل کارایی ندارد.

قرآن کریم در آیات فراوانی فرزند را توصیه به احسان به پدر و مادر خویش می‏کند و تعبیرهای خاصی در این باره به کار می‏برد که حاکی از اهمیت فوق العاده مسأله است.در آیه 36 از سوره نساء پس از امر به عبادت خدا و شرک نورزیدن به الله، بی‏درنگ می‏فرماید: «و به پدر و مادر احسان کنید» . (1)

در آیه 23 از سوره اسراء تعبیر و قضی ربک الا تعبد الا ایاه و بالوالدین احسانا؛ «و پروردگار تو مقرر ساخت که جز او را مپرستید و به پدر و مادر خویش احسان کنید» .قضا در این جا به معنای تکلیف حتمی و مؤکد است.بالاترین تکلیف انسان عبادت خداوند است و پس از آن احسان به پدر و مادر قرار دارد.در آیه‏ای دیگر می‏فرماید: «ما به انسان سفارش کردیم که نسبت به پدر و مادر خویش به خوبی رفتار کند» .و از آن جا که این سفارش ممکن است موجب این توهم شود که فرزند باید به طور کامل تسلیم پدر و مادر باشد، می‏فرماید : «اما اگر آنان کوشش کردند تو را به کفر بکشانند دیگر اطاعت نکن» . (2) تقارن این دو مطلب بیانگر آن است که انسان چه اندازه باید در برابر پدر و مادر خویش خاضع و تسلیم باشد.نفس این‏استثنا حاکی از گستره لزوم اطاعت و سرسپاری و فروتنی در برابر والدین است.در سوره لقمان پس از بیان همین مطلب که «اگر تو را وادارند تا درباره چیزی که تو را به آن دانشی نیست به من شرک ورزی، از آنان فرمان مبر» سفارش می‏کند در عین حال که ایشان مشرک‏اند و تو را به شرک فرا می‏خوانند، باید در دنیا به خوبی با آنان معاشرت کنی و رفتارت نسبت به آنان نیکو باشد. (3) از دیگر تعابیر شگفت قرآن در این باره آن است که می‏فرماید: ان اشکر لی و لوالدیک؛ (4) «[به انسان سفارش کردیم‏] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش» .در هیچ جای دیگر از قرآن این تعبیر وجود ندارد که خداوند شکرگزاری خود را مقارن با دیگری قرار داده باشد و این حاکی از اهمیت بسیار و سرشار احسان به پدر و مادر و رعایت حقوق ایشان است.

در جایی دیگر، قرآن کریم سفارش می‏کند که در برخورد با پدر و مادر پیر و فرتوت خود، اظهار خستگی و ناشکیبایی نکنید و آن گونه نباشید که آنان احساس کنند شما از خدمت کردن به ایشان خسته شده‏اید: «اگر یکی از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها اف مگو، به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی.و از سر مهربانی، بال فروتنی بر آنان بگستر و بگو: پروردگارا، آن دو را رحمت کن، چنان که مرا در کودکی پروراندند» .

پدر و مادر بين جهاد و احسان‏

كودك در آغوش خانواده‏اش تربيت مى‏شود، خانواده را، زمينه آماده‏ومناسبى براى رشد استعدادها، شايستگى‏ها تثبيت خصلتها و عادتهاى‏خود مى‏يابد، و از محيط خانواده است كه او زبان، فرهنگ و تجربيات‏تمدّن بشرى را فرامى‏گيرد. امّا هنگاميكه به بلوغ و سنّ رشد مى‏رسدوخداوند به او عقل و حكمت مى‏بخشد، افق‏هاى جديدى از زندگى برروى او باز مى‏شود و چه‏بسا ممكن است به سوى يك رسالت‏اصلاحگرانه‏اى كه قبلاً در محيط خانواده براى او معهود نبوده است،دعوت شود، دراين جا است كه اوّلين فصل از مبارزه و كشمكش درزندگى او براى اصلاح و دگرگونى آغاز مى‏گردد، و او با معادله دشوارى‏مواجه مى‏شود؛ از يكسو احساس مى‏كند كه بايد نسبت به حقوق خانواده‏وفادار بماند، و از سوى ديگر اهداف، آرمانها و آموزه‏هاى نو او را به سوى‏خود مى‏خواند. قرآن كريم اين معادله را چنين حل مى‏كند:
قرآن فرزندان را به احسان و نيكى به والدين و آراسته شدن به بالاترين‏مراتب اخلاق در رفتار با آنان و آزار نرساندن به پدر و مادر حتّى با گفتن»افّ«، سفارش مى‏كند ولى از پرستش و تسليم مطلق در برابر آنان وشرك‏ورزيدن بواسطه آنان، و اطاعت از آنان در آنچه مخالف مقرّرات دين باشد،بطور جدّى باز مى‏دارد، زيرا محور حركت انسان، علم و آگاهى است نه‏خدمات كوركورانه. خداوند دراين مورد يك مثال بسيار روشن ازحضرت ابراهيم‏عليه السلام كه در برابر پدرش ايستادگى نمود نقل مى‏كند:
)يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطاً سَوِيّاً(264)).
»اى پدر! دانشى براى من آمده كه براى تو نيامده است بنابراين از من پيروى كن‏تا تو را به راه راست هدايت كنم.«
حضرت ابراهيم در برابر پدر و قومش به چالش و مبارزه برخاست‏وچنين گفت:
)وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَاماً آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ‏مُبِينٍ(265)).
»بياد بياور هنگامى را كه ابراهيم به پدرش آزر گفت: آيا بتهايى را معبودان خودانتخاب مى‏كنى؟ من، تو و قوم تو را در گمراهى آشكارى مى‏بينم.«
از بصيرتى كه‏از آيات فوق بدست مى‏آيد احكام زير را استفاده مى‏كنيم:
اوّل - بر هر انسانى لازم است هنگاميكه به مرحله رشد مى‏رسد، درفرهنگ، افكار و ديدگاه‏هايش تجديد نظر كند و اگر فرهنگ و ميراث‏پدرانش را، مخالف خرد يافت، بايد خود شخصاً در جستجوى حقيقت‏برآيد.
دوّم - بر پدران است كه فرزندان خود را از اوايل كودكى به انديشيدن‏سالم تربيت نمايند، و موهبت خرد و حكمت را در وجود آنان رشدبدهند، و ميل به جستجو و كاوش را در آنان برانگيزند.
سوم - اگر پدرت تو را به تبعيت از طاغوت و تسليم شدن در برابررژيمهاى ستم پيشه دعوت نمايد، ضمن تقيّد به بهترين رفتار نيك با پدرومادر، نبايد دراين مورد از آنان اطاعت كنى زيرا آنان نمى‏توانند در روزقيامت در برابر مجازات خداوند از تو دفاع كنند.
چهارم - هر نسلى متمايل است روش خود را ادامه دهد و به آن قداست‏شرعى ببخشد، ولى اين يك عمل ناصواب و تشريع و بدعت است، زيراحكم، تنها حكم خداوند است و هيچ نظر يا سنّت يا تجربه ديگرى،قداست يا مشروعيّت الهى ندارد، و براى فرزندان جايز نيست كه از هرحكم غير الهى به عنوان يك حكم شرعى، تبعيّت نمايند.
پنجم - براى اينكه دين را بطور دقيق بفهميم و حقايق و احكام آن رادرست درك كنيم بايد از روش سالمى كه در خود متون دينى دستور داده‏شده پيروى كنيم، ولازم نيست كه هميشه از روشى كه پدران ما پيشنهادمى‏كنند تبعيّت نمائيم، زيرا ممكن است روش آنان، روش سالم الهى‏نباشد و يا اينكه ممكن است پدران ما در شرايط خاصى بسر ببرند كه به‏مقتضاى آن اين روش را برگزيده باشند.

 

 

حقوق پدر و مادر بر فـرزنـدان

اداى حقوق پدر و مادر به اندازه اى سنگين، ظريف و دقيق، و نيازمند به تحمل و طاقت بالا و فوق العاده اى است، كه جز از مؤمن واقعى به حق و قيامت ساخته نيست.

كدام مؤمن، مؤمنى كه اوصاف و خصوصيات او در قرآن مجيد بيان شده :

انَّما كان قول المؤمنين اذا دُعوا الى الله و رسوله ليَحكُم بينهم ان يقولوا سمعنا و اطعنا و اولئك هم المفلحونَ.

و من يطع الله و رسوله و يخش الله و يتَّقْه فاولئك هم الفائزونَ.[74]

سخن و گفتار مردم مؤمن غير از اين نيست كه وقتى به سوى خدا و رسول خدا دعوت شوند، تا بين آنان حكم كند از دل و جان بگويند، مى شنويم و اطاعت مى كنيم، اينان رستگاران واقعى هستند.

هر كس فرمان خدا و رسولش را اطاعت كند و خداترس و اهل تقواى الهى باشد، به فوز واقعى رسيده.

اكنون حكم حضرت حق را نسبت به پدر و مادر در سوره مباركه اسرا ملاحظه كنيد :

و قضى ربّك الاّ تعبدوا الاّ ايّاه، و بالوالدين احساناً اِمّا يبلغنَّ عندك الكِبر احدهما، او كلاهما، فلا تقل لهما افٍّ، و لا تنهرهما و قل لهما قولاً كريماً، و اخفض لهما جناح الذُّلِّ من الرَّحمةِ و قل ربِّ ارحمهما كما ربَّيانى صَغيراً.[75]

تفسير و توضيح و معناى واقعى اين آيه شريفه كه حق پدر و مادر را به دنبال حق خدا قرار داده، و اين ترتيب دليل بر عظمت مسئله است، در كتاب بسيار پرقيمت كافى جلد دوم صفحه 157 روايت اول از قول امام به حق ناطق حضرت صادق (عليه السلام)روايت شده.

كتاب شريف كافى به خاطر مؤلف بزرگوارش مرحوم كلينى ( ره ) كه در عصر غيبت صغرى مى زيسته، و به خاطر محتويات و رواياتش، كه از راويان نزديك به عصر معصوم گرفته شده، و به خاطر ترتيب و نظمش، و به جهت توجهى كه از روز تأليف تاكنون به آن شده، و محض اينكه از مصادر و منابع بسيار مهم اصول دين و فقه اهل بيت است، از اعتبار ويژه اى برخوردار است، كه كتب ديگر از چنين اعتبارى برخوردار نيستند.

من فكر نمى كنم بعد از تفسير اين آيه، آن هم از قول حضرت صادق (عليه السلام)، در كتابى چون كافى نسبت به حقوق پدر و مادر عذرى براى كسى باقى بماند.

راوى مى گويد از حضرت صادق معناى آيه را پرسيدم حضرت فرمود :

احسان به پدر و مادر يعنى بخوبى و به شيرينى و با حالى خوش و با صبر و حوصله با آنان نشست و برخاست كنى، با كسالت و چهره درهم با آنان روبرو نشوى، و هرچه نياز دارند گرچه مستغنى باشند، بدون اينكه وادار شوند از تو بخواهند براى آنان فراهم آورى، و هر وقت به ديدنشان مى روى با دست پر بروى.

مگر خداوند نفرموده :

لن تنالوا البرَّ حتّى تنفقوا ممّا تحِبُّون.[76]

به نيكى نمى رسيد مگر از آنچه دوست داريد در راه خدا انفاق كنيد.

و اما گفتار حضرت حق كه فرمود : اگر يكى از آنها يا هر دوى آنها پير بودند، در صورتى كه به خاطر پيرى و ضعف و كم حوصلگى تو را ناراحت و دلتنگ كردند به آنان اف نگوئى، و اگر ترا زدند صدايت را بلند نكن با آنان با سخن كريمانه، قول بزرگوارانه روبرو شو، و اگر باز بروى تو دست بلند كردند، به آنان بگو خداوند هر دوى شما را مورد مغفرت قرار دهد، و اين گونه سخن نيست مگر قول كريم.

سپس مى فرمايد نهايت تواضع و فروتنى را نسبت به آنان رعايت كن، و جز به رحمت و رأفت به آنان نظر مينداز، و صدا و دست بالاى صدا و دست آنان بلند مكن، و جلوتر از آنان منشين و بر ايشان مقدّم مشو.

به آنان دعا كن و بگو خدايا اين دو نفر را مورد رحمت قرار بده، چنانكه در كودكى مرا پرورش دادند تا به اينجا رسيدم.

در آيه ديگر مى فرمايد :

اَن اشكر لى و لوالديك الىَّ المصير، و ان جاهداك على ان تشرك بى ما ليس لك به علم فلا تطعهما و صاحبهما فى الدّنيا معروفاً و اتَّبع سبيل من اناب الىَّ ثمَّ الىَّ مرجعكم فانبِّئكم بما كنتم تعملون.[77]

مرا نسبت به تمام نعمت هايم شكر كن، و سپس از پدر و مادرت در مقابل زحمات طاقت فرسائى كه براى تو كشيدند تشكر نما، بازگشت همه در قيامت به من است، آنجا نسبت به تمام وظائفى كه داشتيد مؤاخذه خواهيد شد.

اگر از تو دعوت به شرك كنند، چيزى كه آن را حق نمى دانى، از آنان اطاعت مكن، ولى با آنان در عين اينكه مشركند معاشرتى نيكو داشته باش، و از راه آنكه رجوع و انابه اش به من است پيروى كن، كه بازگشت همه شما پس از مرگ به من است، و من همه شما را به آنچه انجام داده ايد آگاه مى كنم.

روايات باب حقوق پدر و مادر

راوى از حضرت صادق (عليه السلام) پرسيد :

أَيُّ الاَْعْمالِ اَفْضَلُ ؟ قالَ الصَّلاةُ لِوَقْتِها، وَ بِرُّ الْوالِدَيْنِ، وَ الْجِهادُ فى سَبيلِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.[79]

چه عملى در ميان اعمال از برترين هاست ؟ فرمود : نماز در وقت خودش، نيكى به پدر و مادر، جهاد در راه خدا.

امام صادق (عليه السلام) فرمود :

ما يَمْنَعُ الرَّجُلَ مِنْكُمْ اَنْ يَبِرَّ والِدِيْهِ حَيَّيْنِ وَ مَيِّتَيْنِ.

چه مانعى در راه شماست، كه به پدر و مادر نيكى كنيد، زنده باشند يا مرده.

از حضرت پرسيد براى پدر و مادر از دنيا رفته چه كنيم ؟

يُصَلِّىَ عَنْهُما وَ يَتَصَدَّقَ عَنْهُما وَ يَحُجَّ عَنْهُما، وَ يَصُومَ عَنْهُما.[80]

از جانب آنها نماز خوانده شود، صدقه بدهند، حج بجا بياورند، و روزه بگيرند

عظمت حقوق والدین در قرآن

منظور از«حقوق والدين» چيست؟

در لغت «حق» را «قرار گرفتن چيزي در جايي كه شايسته‌ي آن است» و نيز «امري ثابت كه انكار آن جايز نيست» معنا كرده‌اند (عسكري، 1412 ه.ق، ص193، شماره‌هاي 772 و773). «حقوق» نيز جمع «حق» است (مختار الصحاح، ص140، ذيل «ح ق ق») و با در نظر گرفتن اينكه به والدين اضافه شده، منظور از آن همه‌ي امور ثابت (اخلاقي) است كه بايد چنان‌كه شايسته‌ي والدين است به جاي آورده شوند و تخطي از آنها نيز جايز نيست و البته سزاوارترين افراد براي رعايت اين حقوق، فرزندان آنها هستند. از «رعايت حقوق والدين» به «احترام به والدين» و يا «نيكي (نيكوكاري) به (با) والدين» نيز ياد مي‌شود.

انفاق به والدين

آيه‌ي 215 سوره‌ي مباركه‌ي بقره فرزندان را به انفاق از اموال خود به والدين و يا انجام اعمال خير- انفاق عملي- در حق آنان دعوت مي‌كند:

«يسئلونك ماذا ينفقون قل ما انفقتم من خير فللوالدين و الاقربين و ...» (ر.ك همان، ج2 ، ص 167).

[اي پيامبر] از تو مي‌پرسند كه چه انفاق كنند. بگو هر مالي كه مي‌بخشيد پس [بهتر است] به والدين و نزديكان و ... ببخشيد.

د- ارث بردن والدين از اموال فرزندان

بنا بر آيات قرآن مجيد والدين از اموال فرزندان درگذشته‌ي خويش ارث مي‌برند و اين امر يكي ديگر از حقوق والدين است كه فرزندان در وصيت خود پيش از مرگ و يا بازماندگان آنها پس از مرگشان بايد به آن توجه كنند و آن رابه انجام برسانند.

«كتب عليكم اذا حضر احدكم الموت ان‌ترك خيرا الوﺻﻴﺔ للوالدين و الاقربين بالمعروف حقا علي المتقين (بقره/ 180).

بر شما فرض است كه چون نشانه‌هاي مرگ شما آشكار شود اگر مال [قابل توجهي] در اختيار دارد به نحو عادلانه‌اي آن را براي والدين و نزديكان خود وصيت كند كه اين امر بر پرهيزكاران الزامي است.2

از اين گذشته، آيه‌ي 11 سوره‌ي مباركه‌ي نساء هم به نسبت اموالي كه وارثان، از جمله والدين، به ارث خواهند برد اشاره كرده است